| |
|
«ايوب»
بي پدر را بنشان كنار « مسافر بيمار» ،
ببين نتيجه چه مي شود؟ |
-76 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
پدراحمد
مي تواند يك اتوبوس پر از مسافر، يا يك
كاميون پر از بار را با يك دست
نگهدارد، چگونه؟ |
-77 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
فرق
چيني و ژاپني در چيست؟ |
-78 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
شش
دوست كه به سينما رفته اند، شش صندلي
را كه تشكيل يك رديف را داده است اشغال
مي كنند. جواد دور از فرهاد نشسته و در
دو طرفش، دو نفر قرار دارند كه با دو
نفري كه اطراف فرهاد نشسته اند متفاوت
مي باشند. احمد و محمود هم دركنار
يكديگر قرار گرفته اند و حسين دور از
جواد است. آيا با اين حساب، صندلي يوسف
در كنار راهروي ورودي اين رديف قرار
گرفته است؟ |
-79 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
روي
شيشه يك آرايشگاه، نام آن با حروف
درشت و به خط نستعليق نوشته شده است.
صندلي مشتريها پشت به شيشه در ورودي و
روبروي آيينه قرار دارد. يك مشتري كه
در حال اصلاح سر و صورت است، از راه
آيينه روبرو، نوشته روي شيشه را
مشاهده مي كند، حال بگوئيد ببينم، او
نوشته روي شيشه را چگونه مي بيند،
برعكس يا به طور عادي؟ |
-80 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
هم
فرشته است، هم پادشاه و هم سرزمين. |
-81 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
يك
روستايي به همسايه خود بهنگام بهار يك
كيسه پر از گندم قرض داد كه چهار پا
بلندي و شش پا دور آن بود. بهنگام
خرمن، آن همسايه، دو كيسه پر از گندم
براي پرداختِ دين خود ره آن روستايي
داد كه بلندي هر يك از كيسه ها چهارپا
بود، اما دور هر يك از دو كيسه، نصف
دوره كيسه آن روستايي- يعني هر كدام سه
پا- بود. با اين حساب آيا آن همسايه،
بدهي خود را تمام و كمال بدان روستايي
پرداخته است يا خير؟ |
-82 |
|
|
جواب چيستان |
|
|
|
آورده
اند كه يكي از خلفاي عباسي، مي خواست
يكي از سه تن دوستان خود را كه به آنها
اعتماد كامل داشت، وزير خود كند، ولي
نمي دانست كداميك از آن سه نفر
باهوشتر است. لذا روزي آنها را احضار
نمود و گفت: «چنانكه مي بينيد سه سيب
سرخ» و دو سيب سفيد، در اين ظرف
درمقابل خود دارم. چشمهاي شما را
بسته، سيبي روي سر هر يك از شما مي
گذارم و بعد چشمان شما را باز مي كنم،
بطوريكه هر يك از شما، سيبي را كه روي
سر دو نفر ديگر است مي توانيد ببيند،
ولي سيبي را كه روي سر خودتان است نمي
توانيد ببينيد، هر كدام از شما كه
زودتر حدس زد، سيبي كه روي سرش است چه
رنگي دارد، او را وزير خود خواهم كرد.
پس از آنكه چشمان آنها را بسته و سه
سيب سرخ و سفيد روي سرشان گذاشت و
چشمان آنان را باز كرد، از آن سه نفر،
جعفر و موسي متحير مانده نتوانستند
جواب درستي بدهند؛ اما صادق ثابت كرد
كه از ديگران باهوشتر است و پس از لحظه
اي درنگ گفت: سيبي كه روي سر من است سرخ
مي باشد. صادق از كجا فهميد سيبي كه
روي سرش گذاشته شده سرخ است؟ |
-83 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
از
ميان ورقِ بازي، بايد سيزده ورق را
بدين ترتيب بيرون آورد: |
-84 |
|
|
يك
لو، دولو، سه لو، چهارلو، پنج لو، شش
لو، هفت لو، هشت لو، نه لو، ده لو،
سرباز، بي بي، شاه. حالا بايد اين
سيزده ورق را طوري روي هم گذاشت كه اگر
مرتباً يك ورق را به زمين بيندازيم و
يك ورق رازير دست بگذاريم، به ترتيب
همان اوراقي كه برشمرديم بيرون بيايد!
چطور چنين چيزي ممكن است؟ |
|
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
مردي
با همسرش در خيابان قدم مي زد. ناگهان
بفكرش رسيد كه كاري ضروري دارد!
بنابراين تصميم گرفت ا زهمسرش
خداحافظي كرده، به دنبال كار خود برود.
پس رو به زنش كرد و گفت: خداحافظ،
خواهرِ عزيز! ، با اينكه طرف مقابل
همسر او بوده، چرا او اينگونه
خداحافظي كرد؟ |
-85 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
هم
نام شهري است، هم نام گياهي |
-86 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
هم
جَوَند آنرا و هم شهري بُوَد |
-87 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
شعري
بنويسيد كه واژه ها چهار زبان در آن
بكار رفته باشد! |
-88 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
اين
مصراع را بخوانيد:
پيشلطيفطلعتشقيمتمنشكستهشد. |
-89 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
يك
چراغ نفتي داريم كه فتيله اش كوتاه
است ونفت به فتيله آن نمي رسد. از سويي
مقدار نفت ما هم كم است ودسترسي به نفت
نداريم. با اين وضع، چگونه مي توانيم
چراغ را روشن كنيم؟ |
-90 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
مي
دانيم هر جانوري را به شكلي خاص رام مي
كنند. مثلاً اسبِ وحشي را با سواري
گرفتن و شلاق زدن و خسته كردن رام مي
سازند يا گاوِ وحشي را با دواندن و
خسته كردن و بستن در يكجا و ... اكنون
بگوئيد مار را چگونه رام مي كنند؟ |
-91 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
نام
چند جانور را بنويسيد كه برعكس آنها
هم خودشان باشند! |
-92 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
نام
چند جانور را بنويسيد كه برعكس آنها
معنا داشته باشد! |
-93 |
|
|
جواب چيستان
|
|
|
|
بعدي
8
7
6
5
4
3
2
1
قبلي |
|
|
|
|