help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

  

در يك انبار، تعدادي كيسه حبوبات هست كه در درون آنها نخود، لوبيا، عدس، ماش، باقلا و ... وجود دارد. در صورتي كه نام هيچيك از حبوبات روي كيسه ها نوشته نشده باشد، و علامت مشخصّه يا نمونه آنها هم روي كيسه هانباشد، دَرِ كيسه ها نيز باز نباشد تا بدانيم در داخل آنها چيست. و از سوي هيچكدام را در جاي مشخصي نگذاشته باشيم تا جاي آنها پيدا باشد. اما هرگاه اراده كنيم، مي توانيم كيسه محتوي حبوبات مورد نظر خود را از ميان كيسه هاي ديگر جدا كنيم. چطور چنين چيزي ممكن است؟

-44

  جواب چيستان    

پاسباني از كنار خانه اي مي گذشت. صداي جيغ و داد و فريادي را شنيد. بي اختيار بسوي آن خانه رفت و در را گشود. درهمين حال شنيد كه يكي فرياد مي كِشَد: علي مرا مكش. پاسبان سراسيمه وارد خانه شدو يكراست به سوي اتاقي كه از آن سروصدا شنيده مي شد رفت. ديد جسد خون الودي روي زمين افتاده و پنج نفر دور آن جمع شده اند. با اينكه آلت قتاله اي در دست هيچيك از آنان نبود و نام آنان نيز روي لباسشان نوشته نشده بود وپاسبان هم هيچيك از آن پنج نفر را نمي شناخت، معذلك از ميان آنان، قاتل را بزودي شناخت او را دستگير كرده با خود به كلانتري برد. پاسخ دهيد پاسبان روي چه قرائني قاتل را شناخت؟

-45

  جواب چيستان    

خري با بار از روي پلي مي گذشت. ناگهان پل خراب شد و خر با بارش به درون رودخانه سقوط كرد، بطوريكه علاوه بر خر بارش نيز خيس شد. پس از چند دقيقه، پشت خر شروع به سوختن كرد. بار او چه بود كه اينچنين شد؟

-46

  جواب چيستان    

شخصي هر روز مجبور است به طبقه بيست و دوم آپارتماني برود. با اينكه همه طبقات ساختمان آسانسور داشته، برق هم قطع نيست و آسانسور هم سالم است، ولي او هر روز تا طبقه پانزدهم با آسانسور مي رود و بقيه را با پلّه. چرا؟

-47

  جواب چيستان    

زن و شوهري با هم به حمام رفتند. ناگهان گاز حمام آنها را خفه كرد. وقتي ديگران با خبر شدند. درصدد بيرون آوردن آنها از حمام برآمدند. اما چون هر دوي آنها برهنه بودند، يكنفر بايد وارد حمام شده، روي آنها را با پارچه اي بپوشاند. اين شخص چه كسي مي تواند باشد تا به آندو نامحرم نباشد؟

-48

  جواب چيستان    

شخصي مي خواهد به روستايي برود. بر سر راهش دو قبيله هستند كه يكي از آنها افرادش راستگو، و ديگري افرادش دروغگو هستند. آن شخص در راه به يكنفر مي رسد و مي خواهد راه درستِ ده را از او بپرسد. ولي نمي داند كه او جزو قبيله راستگوهاست يا دروغگوها! چه چيزي بايد از او بپرسد، تا با توجه به پاسخ طرف، راه صحيح ده را پيدا كند؟

-49

  جواب چيستان    

شخصي به حاكمي توهين كرد. حاكم او را موردغضب قرار داد و تهديد به مرگ كرد. اما از بس او التماس كرد، يك درجه برايش تخفيف قائل شد. لذا رو به متهم كرد و گفت: «حق داري يك جمله بگويي، اگر راست بود ترا آتش خواهم زد واگر دروغ بود، ترا به دريا خواهم افكند.» آن مرد جمله اي گفت كه سبب خلاصش شد و از مرگ رهايي يافت، او چه جمله اي گفت؟

-50

  جواب چيستان   

 

شخص پولداري، يك نفر را براي پاسداري از خود وخانه اش استخدام مي كند و با او قرار مي گذارد، از بابت نگهداري خود و خانه اش، شبي ... مقدار به وي بپردازد. اتفاقاً شخص پولدار قصد سفر مكه مي كند. شبي كه قرار بود فرداي آن روز عازم مكّه شود، نگهبانش در خواب مي بيند كه آن مرد سوار هواپيما شد و هواپيما پس از برخاستن از روي باند فرودگاه، منفجر گرديد. فرداي آن روز،هنگامي كه مرد- چمدان به دست- به سوي هواپيما حركت مي كند، نگهبانش از رفتن او مانع مي شود. مرد پولدار هر قدر اصرار مي ورزد و مي گويد: حتماً بايد به سفر حج بروم، ليكن نگهبانش آنقدر جلوي او را مي گيرد تا مسافران همه سوار هواپيما شده و هواپيما فرودگاه را ترك مي گويد. لحظه اي پس از پرواز از فرودگاه، هواپيما در آسمان منفجر مي شود و همه مسافرانش كشته مي شوند. وقتي مرد پولدار قضيه را مي بيند شگفت زده مي شود و از نگهبان مي پرسد: تو از كجا مي دانستي هواپيما منفجر خواهد شد؟ پاسدار مي گويد: من ديشب عين اين قضيه را درخواب ديدم! پولدار كه اين سخن را شنيد با اينكه نگهبان جانش را نجات داده بود، ليكن گفت: تو به درد من نمي خوري! و او را بيرون كرد. علّت اين تصميم او را بنويسيد.

-51

  جواب چيستان   

 

از كسي پرسيدند: از ميان تنقلات، كداميك را دوست داري؟ پاسخ داد: راندن مرغ و مادر بره. او چه چيزي را بيشتر دوست مي داشت؟

-52

  جواب چيستان   

  

مردي از راهي مي گذشت. ناگهان به اسكلت مرده اي برخورد. كنجكاويش تحريك شد تا بداند اين اسكلت متعلّق به مرد است يا زن؟ او از كجا بفهمد اسكلت چه جنسيتي دارد؟

-53

  جواب چيستان   

 

فرق كچل با مودار چيست؟

-54

  جواب چيستان   

 

دو برادر را به دادگاه احضار كردند. رئيس دادگاه از آنان پرسيد: شما برادر هستيد؟ گفتند: آري، گفت: پدر شما يكي است؟ گفتند: بلي، گفت: مادرتان هم يكي است؟ گفتند: آري بعد كه به شناسنامة آنان نگاه كرد گفت: شما هر دو در دوازدهم تير 1340 خورشيدي متولد شده ايد، پس حتماً دوقلو هستيد؟ گفتند: خير! چطور چنين چيزي ممكن است. در حاليكه آنان دروغ نگفته اند؟

-55

  جواب چيستان   

 

فرق صندوقدار، دزد، گندم و سياست چيست؟

-56

  جواب چيستان   

 

باغي باغبان سختگيري دارد كه هر كس مي خواهد وارد باغش شود با گفتن واژه «نه»، مانع ورود او به باغ مي شود. اما مردي زرنگ و هوشيار، باگفتن جمله اي، از باغبان اجازه ورود به باغ را مي گيرد. او چه مي پرسد كه باغبان با وجود گفتن واژه نه به او اجازه ورود به باغ را مي دهد؟

-57

  جواب چيستان    

بعدي  8 7 6 5 4 3 2 1 قبلي

 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin