|
لاكپشت
ما امروز هيچي نخورده.
از
صبح تا حالا به پشت افتاده.
و
اصلاً حركتي نداره!
هر
چي قلقلكش مي دم.
هلش
مي دم،
تكه
نخ جلوي چشماش تكان مي دم.
انگار
نه انگار!
اونجا
افتاده، سرد و بي حركت
و
خيره به جلو نگاه مي كنه!
جيم
مي گه حتماً مرده.
آخه
مگه لاكپشت هاي چوبي هم مي ميرن؟!
|