help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

 
شل سيلور استاين < مجموعه آثار نويسندگان < فرهنگ و ادب
 

بدبين

 

همه مي گويند من بدبينم

همه فكر مي كنند من ديوانه ام

ظاهراً به من لبخند مي زنند

اما از ته دل مي خواهند كه سر به تنم نباشد .

آنها در قهوه ام سم مي ريزند .

و در سوپ جو من خرده شيشه .

در كفش هاي تنيسم عنكبوت مي اندازند

و توي شيريني گردويي ا م كثافت كاري مي كنند .

 سر درآوردن از همه اينها

كار مشكلي است .

ببين ، پدرم يك دختر كوچولو مي خواست

و مادرم دو قلو .

و پدربزرگم از هيتلر خوشش مي آمد ،

پس هر كاري كه من كرده ام اشتباه بوده .

اما حالا ديگر مي خواهم كار را تمام كنم ،

با اينكه لبخند مي زني ،

اما مي دانم از اين شعر بدت مي آيد .

آره ... مي دانم كه فقط گوش مي دهي

چون نمي خواهي احساساتم را جريحه دار كني

اما به محض اينكه رفتم

به زيپ شلوارم كه باز است ، مي خندي .

تو در قهوه ام سم مي ريزي.

و در سوپ جو من خرده شيشه .

تو در كفش هاي تنيسم عنكبوت مي اندازي ،

و توي شيريني گردويي ا م كثافت كاري مي كني

مي دانم !

خودت را به آن راه نزن .

مي دانم ...

مي دانم !

مي دانم .

 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin