help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

 
شل سيلور استاين < مجموعه آثار نويسندگان < فرهنگ و ادب
 

هشت بادكنك

 

در بعدازظهر خسته كننده اي،

هشت بادكنك كه كسي آنها را نمي خريد.

با نخهاشون تصميم به پرواز گرفتند.

پروازي آزاد و به هر جا كه دلشان مي خواست!

يكي بالا رفت كه خورشيد را لمس كند – پاپ!

يكي فكر كرد سري به بزرگراهها بزند – پاپ!

يكي خواست روي كاكتوسها چرتي بزند – پاپ!

يكي ايستاد كه با بچه بي حواسي بازي كند – پاپ!

يكي خواست تخمه داغ بكشند – پاپ!

يكي عاشق يك جوجه تيغي شد – پاپ!

يكي دندانهاي يك كروكديل را معاينه كرد – پاپ!

يكي هم آنقدر معطل كرد كه بادش در رفت – ووش!

هشت بادكنك كه كسي نمي خريد،

آزاد بودن پرواز كنند و در هوا معلق باشند.

آزاد بودند هر موقع خواستند بتركند!

 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin