|
آقاي
كلاهدار
بيست
و يك كلاه جور و واجور داشت.
اما
آقاي كله دار
بيست
و يك كله داشت!
و
تنها يك كلاه براي كله اصلي ...
روزي
آقاي كلاهدار آقاي كله دار را ديد.
آنها
بعد از سلام و عليك،
در
مورد خريد و فروش كلاه صحبت كردند.
آخرالامر
آقاي كلاهدار،
تنها
كلاه آقاي كله دار را خريد.
تا
بحال چيزي به اين مسخرگي شنيده
بودي؟
|