|
من
يه كتاب خيلي قشنگ براتون نوشته
بودم.
پر
از آفتاب و رنگين كمان.
و
آرزوهايي كه برآورده مي شدند ...
ولي
بزي رفت و كتاب را خورد.
(
حتماً ميدونيد كه ازش بعيد نبود. )
براي
همين هر چه سريعتر
اين
كتاب جديد را نوشتم.
البته
اين كتاب اصلاً نمي تونه
به
قشنگي كتاب قبلي باشه.
هموني
كه بزي احمق خورد.
حالا
اگر اين كتاب را دوست نداريد،
مي
دونيد كه تقصير من نيست.
تقصير
بزيه.
|