|
پريروز،
كلاه مزرعه دارها را به سر گذاشتم،
ولي
اندازه نبود.
يه
كم بزرگ بود، فقط كمي
و
خيلي شل مي افتاد.
نتونستم
بهش عادت كنم
و
از سر برش داشتم.
ديروز
كفشهاي عمه ام را به پا كردم.
يه
كم بزرگ بود
و
براي راه رفتن خوب نبود
در
آن راحت نبودم و درشان آوردم.
امروز
آفتاب تابستان را تنم كردم.
خيلي
خوب بود.
قشنگ
و گرم
و
علفهاي سبز را به پا كردم
واقعاُ
لذتبخش بود.
بالاخره
احساس كردم لباسهاي خوبي به تن دارم.
در
لباس طبيعي از هر لباسي راحت ترم.
|