help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

 
شل سيلور استاين < مجموعه آثار نويسندگان < فرهنگ و ادب
 

آواز ماندن

دست از كار كشيدم ، براي اينكه ديگر كاري نداشتم ،

و فكر كردم زمان كوتاهي در آن دور و بر پرسه بزنم .

گفته بودم كه مثل باد غربي ، مي وزم و مي روم

و هيچ كس نميتواند مسير زنگي ام را تغيير دهد.

براي اينكه در گذشته هيچ وقت براي ماندن آواز نخوانده ام .

هزار بار ، شايد هم بيشتر ترانه هاي غمگين و آوازهاي خداحافظي خوانده ام .

و شايد عجيب به نظر مي رسد

كه يه سمت در نمي روم ،

آخر ، هيچ وقت براي ماندن آواز نخوانده ام .

وقتي كه همه حرف هايم را بزنم ، مي روم .

اما با تو كه باشم حرف هايم تمامي ندارد.

وقتي كه به فكر فرو مي روم و در راه هاي پر پيچ و خم پرسه مي زنم

ميل رفتن ندارم

ديشب ، صداي سوت يك كشتي باركس قديمي را شنيدم ،

وقتي كه در رختخوابت دراز كشيده بودم .

انگار مي گفت : پسر ، اين همان كشتي اي است كه

براي سوار شدن آن بار و بنه ات را جمع مي كردي ،

اما لبخند زدم و فكر رفتن را از سر به در كردم .

چون در گذشته ، هيچ وقت براي ماندن آواز نخوانده ام .

هزار بار ، شايد هم بيشتر ، ترانه هاي غمگين و آوازهاي خداحافظي خوانده ام.

و شايد عجيب به نظر مي رسد

كه به سمت در نمي روم .

آخر ، هيچ وقت فكر نكرده ام اين همه مدّت در يك جا بند شوم ...

براي اينكه هيچ وقت براي ماندن آواز نخوانده ام .

 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin