help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

 
شل سيلور استاين < مجموعه آثار نويسندگان < فرهنگ و ادب
 

25 دقيقه به رفتن

 
چوبه دار برپا مي كنند ، بيرون سلولم .

25 دقيقه وقت دارم .

25 دقيقه ديگر در جهنم خواهم بود .

24 دقيقه وقت دارم .

آخرين غذاي من كمي لوبياست.

23 دقيقه مانده است .

 هيچ كس نمي پرسد چه احساسي دارم .

22 دقيقه مانده است .

به فرماندار نامه نوشتم ، لعنت خدا به همه آنها .

آه ... 21 دقيقه ديگر بايد بروم .

به شهردار تلفن مي كنم ، رفته ناهار بخورد .

بيست دقيقه ديگر وقت دارم .

كلانتر مي گويد ، (پسر ، مي خواهم مردنت را ببينم .)

نوزده دقيقه مانده است .

به صورتش نگاه مي كنم و مي خندم ... به چشم هايش تف مي كنم .

هيجده دقيقه وقت دارم .

 رئيس زندان را صدا مي زنم تا بيايد و به حرف هايم گوش بدهد.

هفده دقيقه باقي است .

 مي گويد ، (يك هفته ، نه ، سه هفته ديگر خبرم كن .

حالا فقط شانزده دقيقه وقت داري.)

 وكيلم مي گويد ، متاسفانه نتوانستم كاري برايت انجام دهم.

م م م ... پانزده دقيقه مانده است .

 اشكالي ندارد ، اگر خيلي ناراحتي بيا جايت را با من عوض كن .

چهارده دقيقه وقت دارم .

 پدر روحاني ميآيد تا روحم را نجات دهد ،

در اين سيزده دقيقه باقي مانده .

 از آتش و سوختن مي گويد ، اما من حس مي كنم كه سخت سردم است .

دوازده دقيقه ديگر وقت دارم .

چوبه دار را آزمايش مي كنند . پشتم مي لرزد .

يازده دقيقه وقت دارم .

چوبه دار عالي است و كارش حرف ندارد.

ده دقيقه ديگر وقت دارم .

منتظرم كه عفوم كنند ... آزادم كنند .

در اين نه دقيقه اي كه باقي مانده .

اما اين كه فيلم سينمايي نيست ، بلكه ... خب ، به جهنم .

هشت دقيقه ديگر وقت دارم .

حالا از نردبان بالا مي روم تا بر سكوي اعدام قرار گيرم .

هفت دقيقه ديگر وقت دارم .

 بهتر است حواسم جمع قدم هايم باشد و گرنه پاهايم مي شكند .

شش دقيقه ديگر وقت دارم .

حالا پايم روي سكوست و سرم در حلقه دار ...

پنج دقيقه ديگر باقي است .

يّالا عجله كنيد ، چيزي بياوريد و طناب را ببريد .

چهار دقيقه ديگر وقت دارم .

 حالا مي توانم تپّه ها را تماشا كنم ، آسمان را ببينم .

سه دقيقه ديگر باقي مانده .

مردن ، مردن انسان ، به راستي نكبت بار است .

دو دقيقه ديگر وقت دارم .

صداي كركس ها را مي شنوم ... صداي كلاغ ها را مي شنوم .

يك دقيقه ديگر مانده است .

و حالا تاب مي خورم و مي ي ي ي ي روم م م م م ...

 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin