help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   

 

پروين اعتصامي < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ وادب

  

           تيره بخت

 
 كه مرا حادثه بي مادر كرد

دختري خرد، شكايت سر كرد

صحبت از رسم و ره ديگر كرد ديگري آمد و در خانه نشست
جامه مادر من در بر كرد موزه سرخ مرا دور فكند
خود گلوبند ز سيم و زر كرد ياره و طوق زر من بفروخت
او به انگشت خود انگشتر كرد سوخت انگشت من از آتش و آب
نام من، كودن و بي مشعر كرد دختر خويش به مكتب بسپرد
روز و شب در دل من نشتر كرد به سخن گفتن من خرده گرفت
او جفا و ستم افزونتر كرد هر چه من خسته و كاهيده شدم
خنده ها با پسر و دختر كرد اشك خونين مرا ديد و همي
هر دو را غرق زر و زيور كرد هر دو را دوش به مهماني برد
ديده در دامن من گوهر كرد آن گلوبند گهر را چون ديد
بوسه اش كار دو صد خنجر كرد نزد من دختر خود را بوسيد
عيب جويش مرا مضطر كرد عيب من گفت همي نزد پدر
هر گواهي كه در اين محضر كرد همه ناراستي و تهمت بود
كار او از همه كس بهتر كرد هر كه بد كرد، بدانديش سپهر
دست بگرفت و به كوي اندر كرد تا نبيند پدرم روي مرا
روزم آواره بام و در كرد شب به جاروب و رفويم بگماشت
هر چه او گفت ز من، باور كرد پدر از درد من آگاه نشد
كه به افتاده، نظر كمتر كرد چرخ را عادت ديرين اين بود
چو يكي كشتي بي لنگر كرد ماردم مرد و مرا در يم دهر 
ز يكي صاعقه خاكستر كرد آسمان، خرمن اميد مرا
كه چه خونابه در اين ساغر كرد چه حكايت كنم از ساقي بخت
مرغ، پرواز به بال و پر كرد ماردم بال و پرم بود و شكست
هر چه كرد اين فلك اخضر كرد من، سيه روز نبودم ز ازل

   

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin