help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   

 

پروين اعتصامي < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ وادب

  

          بي پدر

 
 صورت و سينه به ناخن مي خست

 به سر خاك پدر، دختركي

كاش روحم به پدر مي پيوست كه نه پيوند و نه مادر دارم
مرد و از رنج تهيدستي رست گريه ام بهر پدر نيست كه او
دام بر هر طرف انداخت گسست زان كنم گريه كه اندريم بخت
هيچ ماهيش نيفتاد به شست شصت سال آفت اين دريا ديد
وندرين كوي، سه داروگر هست پدرم مرد ز بي دارويي
كه طبيبش به بالين ننشست دل مسكينم از اين غم بگداخت
تا مرا ديد، در خانه ببست سوي همسايه پي نان رفتم
ليك روزي نگرفتندش دست همه ديدند كه افتاده ز پاي
ديشب از ديده من آتش جست آب دادم به پدر جون نان خواست
دل من بود كه ايام شكست هم قبا داشت ثريا، هم كفش
من چه مي خواستم از گيتي پست اين همه بخل چرا كرد، مگر
آه از اين آدمي ديوپرست سيم و زر بود، خدايي گر بود

   

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin