help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   

 

پروين اعتصامي < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ وادب

  

           بي آرزو

 
 دران خفتن، به او گنجي چنين گفت

 به غاري تيره، درويشي دمي خفت

مرا زين خاكدان تيره بردار كه من گنجم، چو خاكم پست مشمار
كشيدن رنج و كردن برد باري بس است اين انزوا و خاكساري
نهادن گوهر و برداشتن سنگ شكستن خاطري در سينه تنگ
همايي را فكندن استخواني فشردن در تني، پاكيزه جاني
به جاي آب و نان، خونابه خوردن به نام زندگي هر لحظه مردن
شدن خاكستر و آتش نهفتن بخ خشت آسودن و بر خاك خفتن
كه دادت آسمان. بي رنج و گنجي تو را زين پس نخواهد بود رنجي
بخر پاتابه و پيراهني چند ببر زين گوهر و زر، دامني چند
چراغي، موزه اي، فرشي، قبايي براي خود مهيا كن سرايي
نخواهد بود غير از محنت و رنج بگفت اي دوست، ما را حاصل از گنج
زر و گوهر چه يك دامن چه يك مشت چو مي بايد فكند اين پشته از پشت
كه ما را نيست در دل آرزويي تو را بهتر كه جويد نام جويي
نيفتاد آن كه مانند من افتاد مرا افتادگي آزاد گي داد
چه غم گرديو گردون دست ما بست چو ما بستيم ديو آز را دست
نه اين گنجينه مي خواهم، نه آن مار چو شد هر گنج را ماري نگهدار
كه دايم در كمين عقل و جانند نهان در خانه دل ، رهزنانند
گهي دزد از در آيد، گه ز ديوار چو زرگرديد اندر خانه بسيار
نكردند اين گل پر خار را بوي سبكساران سبك رفتند از كوي
چو هيچم نيست، هيچ از كس نخواهم ز تن زان كاستم كاز جان نكاهم
عدوي نفس، در زنجير خوشتر فسون ديو، بي تأثير خوشتر
كه ديناري به دست و دامنم نيست هراس راه و بيم رهزنم نيست

   

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin