|
آرزوها
(2) |
|
| |
|
|
|
مبحث
تحقيق را دردفتر جان داشتن
|
اي
خوشا سوداي دل از ديده پنهان
داشتن
|
|
|
گنجها
بي پاسبان و بي نگهبان داشتن |
ديبه ها
بي كارگاه و دوك و جولا بافتن |
|
|
ديو
بستن، قدرت دست سليمان داشتن |
بنده
فرمان خود كردن همه آفاق را |
|
|
در ره
سيل قضا، بنياد و بنيان داشتن |
در ده
ويران دل،اقليم دانش ساختن |
|
|
مُلك دهقاني
خريدن، كار دهقان داشتن |
ديده را دريا
نمودن، مردمك را غوصگر |
|
|
وقت حاصل
خرمن خود را به دامان داشتن |
از تكلّف دور
گشتن، ساده و خوش زيستن |
|
|
شامگاهان در
تنور خويشتن نان داشتن |
روز را با
كشت و زرع و شخم آوردن به شب |
|
|
آرزوي
صحبت خورشيد رخشان داشتن |
سر بلندي
خواستن در عين پستي، ذرّه وار |
|
|

|