help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   

 

پروين اعتصامي < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ وادب

  

            اي مرغك

 
 پرواز كن و پريدن آموز

اي مرغك خرد، زاشيانه

در باغ و چمن چميدن آموز تا كي حركات كودكانه
رام از چه شدي، رميدن آموز رام تو نمي شود زمانه
بر مردم چشم،‌ديدن آموز منديش كه دام هست يا نه
هنگام شب، آرميدن آموز شو روز بفكر آب و دانه 

از لانه برون مخسب زنهار

 داني كه چسان شدست آباد اين لانه ايمني كه داري
تا گشت چنين بلند بنياد كردند هزار استواري
دوريش ز دستبرد صياد دادند باوستادكاري
وز عهد گذشتگان كني ياد تا عمر تو با خوشي گذاري
آسايش كودكان نوزاد يك روز، تو هم پديد آري

گه دايه شوي، گهي پرستار

 آرامگه دو مرغ خرسند اين خانه پاك، پيش از اين بود
يك دل شده از دو عهد و پيوند كرده به گل آشيانه اندود
هم رنجبر و هم آرزومند يك رنگ چه در زيان چه در سود
آورده پديد بيضه اي چند از گردش روزگار خشنود
وين مادر بس نهفته فرزند آن كي، پدر هزار مقصود

بس رنج كشيد و خورد تيمار

 بنشيت براي پاسباني گاهي نگران ببام و روزن
در فكرت قوت زندگاني روزي بپريد سوي گلشن
آورد براي سايباني خاشاك بسي ز كوي و برزن
آموخت حديث مهرباني يك چند به لانه كرد مسكن
آن قدر نمود جانفشاني آن قدر پرش بريخت از تن

تا راز نهفته شد پديدار

 در دامن مهر پروراندت آن بيضه بهم شكست و مادر
زير پر خويشتين نشاندت چون ديد ترا ضعيف و بي پر
تا دانه و ميوه اي رساندت بس رفت بكوه و دشت و كهسر
بر بامك آشيانه خواندت چون گشت هواي دهر خوشتر
از شاخه بشاخه اي پراندت بسيار پريد تا كه آخر

 آموخت بسيت رسم و رفتار

 از زحمت حبس و فتنه دام  داد آگهيت چنانكه داني
بي گاه مپر ببرزن و بام آموخت همي كه تا تواني
سرمست براغ و باغ مخرام هنگام بهار زندگاني
روز عمل و زمان آرام كوشيد بسي كه در نماني
چون تجربه يافتي سرانجام برد اين همه رنج رايگاني

 رفت و بتو واگذاشت اين كار

   

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin