help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   

 

پروين اعتصامي < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ وادب

  

           ارزش گوهر

 
ناگاه ديد دانه لعلي به روزني

مرغي نهاد روي بباغي ز خرمني

آري، نداشت جز هوس چينه چيدني پنداشت چينه ايست، بچالاكيش رُبود
زينسانش آزمود! چه نيك آزموني چون ديد هيچ نيست فكندش بخاك و رفت
روزي باين شكاف فتادم ز گردني خواندش گهر به پيش كه من لعل روشنم
چون من نپرورانده گهر هيچ معدني چون من نكرده جلوه گري هيچ شاهدي
گوهر چو سنگريزه نيفتد به برزني ما را فكند حادثه اي، ورنه هيچ گاه
بيني هزار جلوه به نظاره كردني با چشم عقل گر نگهي سوي من كني
افتاده و زبون شدم از اوفتادني در چهره ام ببين چه خوشيها و تابها ست
بفروشمت اگر بخرد كس، به ارزني خنديد مرغ و گفت كه با اين فروغ و رنگ
آن كو نداشت وقت نگه، چشم روشني چون فرق دُرّ و دانه تواند شناختن
درس اديب را چه كند طفل كودني در دهر بس كتاب و دبستان بود، وليك
ديو آدمي نگشت به اندرز گفتني اهل مجاز را ز حقيقت چه آگهي است

خفّاش را بديده چه دشتي، چه گلشني

آن به كه مرغ صبح زند خيمه در چمن

عاقل نخواست پاكي جان خوش از تني

دانا نجست پرتو گوهر ز مهره اي

آن كس كه نخ نكرده بيك عُمر سوزني

پروين، چگونه جامه تواند بريد و دوخت

   

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin