help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   

 

پروين اعتصامي < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ وادب

  

       كمان قضا

 
كه بسي گير و دار در ره ماست

 موشكي را به مهر، مادر گفت

كه نهان، فتنه ها به پيش و قفاست سوي انبار، چشم بسته مرو
دهر بي باك و چرخ، بي پرواست تله و دام و بند بسيار است
دام، مانند گلشني زيباست تله مانند خانه اي است نكو
اي بسا رنگ خوش، كه جانفرساست اي بسا رهنما كه راهزن است
كه چنين لقمه، خون دل، نه غذاست ز آهنين ميله، گر دكان مرباي
هر كجا سفره اي است، نان آن جاست هر كجا مسكني است، كالايي است
گربه فربهي، ميان سر است تله محكمي به پشت در است
خنچر روزگار، خون پالاست آن چنان رو، كه غافلت نكشند
هر گذرگه، نه درخور هر پاست هر نشيمن، نه جاي هر شخصي است
پا در آن ره منه، كه راه بلاست اثر خون، چو در رهي بيني
گر ز امروز بگذرد، فرداست هرگز ايمن مشو، كه حمله چرخ
روز، هنگام خواب و نشو و نماست وقت تاراج و دستبرد، شب است
كه بسي قامت از جفاش، دو تاست سر ميفر از نزد شبرو دهر
عقل من، بيشتر ز عقل شماست موشك آزرده گشت و گفت خموش
تله و دام، ديده ام كه كجاست خبرم هست ز آفت گردون
مي شناسم چه راه، راه خطاست از فراز و نشيب،‌ آگاهم
پند و اندرز ديگران بي جاست هر كسي جاي خويش مي داند
نظري تند كرد، بر چپ و راست  اين سخن گفت و شد ز لانه بردن
گردكاني در آهني پيداست ديد در تله نو رنگين
كاندران سهمگين حصار، چهاست هيچ آگه نشد ز بي خردي
يا در آن يكدلي، چه روي و رياست يا در آن روشني، چه تاريكي است
چه مبارك مكان روح افزاست بانگ برداشت، كاين نشيمن پاك
بدرون آي، كاين سراچه تو راست تله گفتا، مايست در بيرون
زآن كه اين خانه، پر ز توش و نواست اگرت زاد و توشه نيست،غم
رونق زندگي ز آبو هواست جاي، تا كي كني به زير زمين
هر چه هست، ايمني و صلح و صفاست اندرين خانه،‌بيم رهزن نيست
گر چه در دهر، صد هزار بناست نشنيدم بنا، چنين محكم
جاي نان، اندرين سرا حلواست جاي انده، در اين مكان شادي است
تله خنديد، كاين كمان قضاست موش پرسيد، اين كمانك چيست
كاندرين پرده ها، چه شعبده هاست اندر آي و به چشم خويش ببين
تا كه او جست،‌بانگ در بر خاست موشك از شوق جست و شد بدرون
آهني رفت بر گلويش راست بهر خوردن، چو كرد گردن كج
خواست بر تن فزايد، از جان كاست رفت سودي كند، زيان طلبيد
گربه چاه است، دم مزن كه چراست كودكي كاو ز پند و وعظ گريخت
تيره بختي كه پاي بند هوي ست رسم آزادگان چه مي داند
كه نه هر درد را اميد دواست خويش را دردمند آز مكن
كاين سيه راي، گمره و رسواست  عزت از نقس دون مجو، پروين

   

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin