help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   

 

پروين اعتصامي < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ وادب

  

          قلب مجروح

 
كاز كودكان كوي، به من كس نظر نداشت

دي، كودكي به دامن مادرگريست زار  

آن تير طعنه، زخم كم از نيشتر نداشت طفلي، مرا ز پهلوي خود بي گناه راند
كودك مگر نبود، كسي كو پدر نداشت اطفال را به صحبت من. از چه ميل نيست
مانا مه رنج و سعي فقيران، ثمر نداشت امروز. اوستاد به درسم نگه نكرد
آن شاه شد كه جامه خلقان ببر نداشت ديروز، در ميانه بازي، ز كودكان
اين اشك و آرزو، ز چه هرگز اثر نداشت من در خيال موزه، بسي اشك ريختم
كو موزه اي بپا و كلاهي به سر نداشت جز من، ميان اين گل و باران كسي نبود
آيين كودكي، ره و رسم دگر نداشت آخر، تفاوت من و طفلان شهر چيست
وين شمع، روشنايي ازين بيشتر نداشت هرگز درون مطبخ ما هيزمي نسوخت
كس جز من و تو، قوت ز خون جگر نداشت همسايگان ما بره و مرغ مي خورند
دينار و درهمي، پدر ن مگر نداشت بر وصله هاي پيرهنم خنده مي كنند
از دانه هاي گوهر اشكت، خبر نداشت خنديد و گفت، آن كه به فقر تو طعنه زد
چيزي به غير تيشه و داس و تبر نداشت از زندگاني پدر خود مپرس، از آنك
رختش، گه آستين و گهي آستر نداشت اين بورياي كهنه، به صد خون دل خريد
گمنام زيست، آن كه ده و سيم و زر نداشت بس رنج برد و كس نشمردش بهيچ كس
شاخي كه از تگرگ نگون گشت، برنداشت طفل فقير را، هوس و آرزو خطاست
از بهر ما قماشي ازين خوبتر نداشت نساج روزگار، در اين پهن بارگاه

   

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin