help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   

 

پروين اعتصامي < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ وادب

  

       قدر هستي

 
 كه صفاي تو، به جز يك دم نيست

سرو خنديد سحر، بر گل سرخ

مرگ، با هستي من توأم نيست من به يك پايه بمانم صد سال
پشتم از بار حوادث، خم نيست من كه آزاد و خوش سر سبزم
خانه دولت تو، محكم نيست دولت آن است كه جاويد بود
سرنوشت همه كس، با هم نيست گفت، فكر كم و بسيار مكن
نيست يك گل، كه دمي خرم نيست ما بدين يك دم و يك لحظه خوشيم
تا تو انديشه كني، آنهم نيست قدر اين يك دم و يك لحظه بدان
گل اگر نيز نماند، غم نيست چون كه گلزار نخواهد ماندن
خوشتر از باد صبا،‌همدم نيست چه غم ار همدم من نيست كسي
تا بكاريش توان زد، كم نيست عمر گر يك دم و گر يك نفس است
هيچ گه جهره ما درهم نيست ما بخنديم به هستي و به مرگ
زخم بس هست، ولي مرهم نيست آشكار است ستمكاري دهر
چه توان كرد، فلك حاتم نيست يك ره ار داد، دو صد راه گرفت
آبت از كوثر و از زمزم نيست تو هم از پاي در آيي ناچار
كه گرفتار، در اين عالم نيست بايد آزاده كسي را خواندن
ماهتاب و چمن و شبنم نيست گل چرا خوش ننشيند، دايم
در خور اين غم و اين ماتم نست يك نفس بودن و نابود شدن
درس تقدير، بجز مبهم نيست هر چه خوانديم، نگشتيم آگه
شمع اين پرتگه مظلم نيست شمع خردي كه نسيمش بكشد

   

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin