help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

 
جبران خليل جبران < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ و ادب
 
 

تمام عمرمان را در درّه اي سپري كرديم

 

تمام عمرمان را در دره اي سپري كرديم

زيرا خيالات اندوه در ميان دستانمان جاري بود

ياس را ديدم همچون گروهي از پرندگان

همچو عقاب و جغدي در پرواز

از آب بركه نوشيده و بيمار گشتيم

و از انگور

زهر خورديم

جامه ي صبر را به تن كرديم

جامه شعله ور شد

رفتيم تا از خاكستر جامه سازيم

خاكستر، فراش و بستر شد

بالش ما، بوته خاري شد

اي سرزميني كه از زماني دور مخفي گشتي

چگونه در آرزوي تو باشيم؟

و با چه راهي؟

و از كدام بيابان؟

و از كدام كوه بايد گذشت؟

ديوار تو بلند است

كسي هست رهنمون كند ما را؟

اي سراب!

اي آرزوي كساني كه به دنبال محال اند

آيا اين خواب دل هاست؟

كه چون بيدار شود خواب از سر رود؟

بسان ابرها كه در غروب خورشيد

پيش از آنكه در درياي تاريكي غرق شوند

گردش كنان به حال پروازند

اي سرزمين انديشه ها!

اي مهد بزرگان!

حق را پرستيدند

و براي زيبايي نماز خواندند

به دنبال تو نرفتيم

نه با كشتي نه با اسب

و نه همچون جهانگردان

نه در شرق و نه در غرب

و نه حتي در جنوب زمين و يا شمال

نه در آسمان و نه در قعر دريا

نه در دشت ها و كوه ها

تو در عالم ارواح جاي داري

در سينه و قلب سوزانم

نور و نار گشتي

 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin