help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

 
جبران خليل جبران < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ و ادب
 
 

آواز جويبار

 

در دشت و وادي گذر كردم

و صبح از سرّ زوال ناپذير وجودم آگاهم مي كرد

به ناگاه جويباري ديدم

آواز مي خواند مي سرود:

زندگي كجا و شادي كجا؟

زندگي

اميال و خواهش هاست

مرگ كجا و آواز كجا؟

مرگ

نا اميدي و بيماري است

حكيم كجا و كلام كجا؟

سرّ حكيم

بر زير زبان او مخفي است

عظمت كجا و مقام كجا؟

به راستي كه مجد از آن كسي است

كه از مقام روي گردان باشد

شرافت كجا و نيكبختي كجا؟

چه شرافتمنداني كه در راه نيكبختي جان سپردند

خوار مقيّد و در بند كجا؟

بسا غل و زنجير از طوق برتر باشد

پاداش نعيم كجا؟

به راستي كه بهشت در قلب سليم جاي دارد

عذاب و دوزخ كجا؟

به راستي كه قلب از دوزخ تهي است

مال و جواهر چيست؟

چه تهي دستاني كه ثروتمندترين اغنيا بودند

فقيرِ خوار كيست؟

مگر دارايي دنيا جز تكه نان و لباسي هست؟

زيبايي در وجود چيست؟

به راستي كه زيبايي شعاعي براي دل هاست

كمال پاك دامني كجاست؟

گاه در بعضي از گناهان برتري باشد

جويبار را با سنگ ها چنين سرودي بود

و شايد

سخن او سرّي از اسرار درياها بود.

 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin