|
اي
فرزند مادرم!
اگر
سُعاد از نوجوان پرسيد
از
حال آن افسرده شيداي
او
را آگاه كن
از
روزهاي هجر
از
خاموشي آتش روحم
از
گدازه اي كه به خاكستر مبدّل شد
از
نسياني كه آثار فغان را از بين برد
اگر
او را خشمگين بيني
تو
هرگز به خشم مشو
و
گر ناله سرداد
با
او مهرباني كن
اگر
خنديد شگفت زده مشو
زيرا
عاشقان چنين حالي دارند |