help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

 
جبران خليل جبران < مجموعه آثار نويسندگان < فرهنگ و ادب
 
 

سگ دانا

 
روزي سگ دانائي از كنار گربه ها گذشت. اما چون به آنها نزديك شد دريافت كه به او هيچ توجهي نمي كنند لذا از كارشان شگفت زده شد وايستاد.
در اين اثنا گربه اي تنومند كه آثار هيبت و بزرگي بر چهره اش بود به دوستانش نگاه كرد وگفت: برادران با ايمان! همواره دعا كنيد زيرا اگر دعاي خود را با شدت بسيار تكرار نمائيد به درخواستتان استجابت مي شود از آسمان موش مي بارد!
سگ دانا با شنيدن اين پند در دل خود خنديد و در حالي كه از آنان روي گردان مي شد با خود چنين گفت: در درك آنچه در كتابها هست، كودن تر از اين گربه ها نيست. مگر دركتابها نخوانده اند كه آنچه با راز و نياز و دعا از آسمان فرود مي آيد، استخوان است و نه موش؟!

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin