help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

 
مريم حيدرزاده < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ و ادب
 
 

يك آرزوي جا مانده

 

تو عصرِ برجاي بُلند

تو عصرِ آدم آهني

تو عصري كه هر كي مياد

آخر مي شه يه رفتني

تو عصري كه پاره مي شن

نامه ها مثل رشته ها

براي هم غَم ميارن

مردم جاي چش روشني

تو عصري كه عاشقيا

مالِ روزاي اوّله

پَرپَر مي شه شبيهِ ياس

آب مي شه مثلِ بستني

تو عصري كه دوسِت دارم

به گفتن آسونه ولي

كمتر مي شه پيدا كني

يه آدمِ دوست داشتني

تو عصري كه چشما جايِ

كتاب واست قصّه مي گن

امّا دريغ از چشاي

پُر از سئوال و خوندني

تو عصري كه حرفا بايد

همش پيشِ خودت باشه

چِقَد شكنجتْ مي كنن

اين حرفاي نگفتني

تو عصري كه معشوقه ها

مثلِ لباس عوض مي شن

رويِ طنابِ خاطره

مي شن لباس شستني

تو عصري كه تنها مي شي

دلت مي خواد كسي باشه

امّا كسي نيس كه باهاش

بشيني و حرف بزني

تو عصري كه تا مي ري و

دل مي سپري دستِ كسي

بهت مي گه يا كه مي گن

بايد ازش دل بِكَني

تو عصري كه بايد يه جور

تمامِ اين دنيا رو گشت

دنبالِ يه فرشته

نقره اي رنگِ موندني

تو عصري كه فقط بايد

به حالِ مردمش گريست

بايد نشست و گريه كرد

اونم چه گريه كردني

تو عصري كه تسليتا

تبريكا و عيادتا

گاهي تماسه، گاهيم

يه رفتنِ ايستادني

تو عصري كه دَس بزني

برگا مي ريزن رو زمين

قلباي مهربون شدن

چيني ياي شكستني

فقط يه آرزو دارم

كه هم محاله، هم بزرگ

من آرزو دارم كه تو

بگي فقط مالِ مني

 

 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin