|
چِقَدْ
دلم مي خواس يه شب من و تو تنها مي
شديم
اِنقد
كوچيك بود دنيا كه، فقط ما توش جا مي
شديم
مجنون
يه شب جرأتشو مي داد امانت دسِ تو
اونوقت
ما تا آخرِ عمر راهي صحرا مي شديم
اگر
ما اون جوري بوديم نياز به قايقي
نبود
آروم
سوارِ موجاي بلندِ دريا مي شديم
همه
مي گن كه آسمون خم شده زيرِ بارِ عشق
اون
چيزي نيس، ما واسه هم، خم مي شديم،
تا مي شديم
اگه
يكي دلش نخواس پاييز تمووم شه و بره
تا
تهِ دنيا واسه اون، شبِ يلدا مي
شديم
چقد
دلم مي خواس همه، حسرتمونو بخورن
مثالِ
عاشقا واسه، تمومِ دنيا مي شديم
چقد
دلم مي خواس ديگه من و تو در ميون
نبود
همديگه
رو مي بوسيديم و، تا ابد ما مي شديم
تقويماي
ما اگه امروزا رو خيلي دوس نداشت
چشمامونو
مي بستيم و فردا سحر پا مي شديم
چقد
دلم مي خواس دلت پيشِ يكي ديگه نبود
حتي
اگه يه مدّتي تنهاي تنها مي شديم
باشه
برو، نداشتن حوصله رو بهونه كن
ما
همونائيم كه پيشِ آدما رسوا مي
شديم؟
تجربه
اومدنت يه درده مثلِ رفتنت
كاش
واسه هم معجزه روزِ مبادا مي شديم
بذار
كه اين آخر سَري، يه دونه آرزو كنم
كاشكه
ماها عاشقِ هم، فقط تو رؤيا مي شديم
|