help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

 
مريم حيدرزاده < مجموعه اشعار شاعران < فرهنگ و ادب
 
 

براي استاد سفر كرده شاملوي بزرگ كه كوچه ناتمامش پر از پرهاي نازنيني ست كه در حال زار زدنند.

 

يادش زنده تر و پروازش بي خطر

عاشقارو يه جاي دنيا دارن دار مي زنن

دلاي شكسته كنجِ كلبه ها تار مي زنن

كوچه مونده بود هنوز به آخرش رفتي كجا؟

پرياي نازنين دارن واست زار مي زنن

اون اسيراي قفس، پرنده ها بي تو دارن

پرا و بالاشونو به در و ديوار مي زنن

مرگو دوس نداشتي و به فكرِ ترسش نبودي

آدما اينجا دارن واسه تو گيتار مي زنن

شعراي قشنگتو مي خونن و با دستاشون

سيبِ سرخ، انار سرخ، به دُومَنِ يار مي زنن

تو به آزادي رسيدي آخَرِش رها شدي

همه پرنده ها دارن اينو جار مي زنن

اونا كه هواي عاشقارو بيشتَرَك دارن

مرهمي روي زخماي آيداي تب دار مي زنن

دنيامون هنوز پُر از خاره و از مارو بدي

تيرارو هنوز تو قلباي بي آزار مي زنن

ميان و ميگن سلام و تسليت، بَعدم مي رن

توي روزنامه واست خدانگهدار مي زنن

اما خوش به حالِ تو كه رفتي و فرشته ها

تو بهشت دارن واست آهنگِ ديدار مي زنن

 

 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin