|
تو
پيشم بودي سرِ شب مي تكوندم غمتو
از
توي چشات مي خوندم غماي مبهمتو
تو
پيشم بودي ديگه منتظرِ تو نبودم
مي
شنيدم از سكوتِ تو دُوسِتْ دارمتو
يه
جوري از تهِ قلبِ تو خبردار مي شدم
يه
جوري كه وا كنم ابرواي درهمتو
تو
پيشم بودي نه كه فرصت گريه نمي موند
روي
گونه هام مي شوندم اشكاي نم نمتو
تو
پيشم بودي ديگه هر چي بود عاشقش
بودم
شادي
تو، خنده هاتو، غصّه هاتو، ماتمتو
گاهي
وقتا كه چشات، هواي بارونو مي كرد
توي
گلدونا مي ريختم اشكاي شبنمتو
تو
اگه پيشم بودي غمي نداشتم ديگه من
مي
پرستيدم تورو، زيادياتو، كمتو
تو
بودي تمامِ حرفاتو مي كردمش تو قاب
حتّي
(حوصله ندارم، ديگه مي خوابمتو)
تو
پيشم بودي فقط از يه چيزي مي ترسيدم
تو
يه روز رها كني اين رشته محكمتو
تو
اگه پيشم بودي مي ذاشتمش روي چشام
دنيا
تو، آرزوتو، تنهائيتو، عالمتو
تو
اگه پيشم بودي، غمي رو قلبت مي نشست
از
رُز و پونه مي ساختم با دسام مرهمتو
تو
پيشم بودي ديگه شك نمي كردم تو دلم
كه
مي خواي يا نمي خواي آخرِ سر مريمتو |