| |
|
|
|
دنياي
شغلي زنان |
|
|
|
|
|
همواره
«زن كارمند» در هراسي دايمي از مشكلات
و معضلات شغلي مي باشد. درعين حال
ميتوان گفت: «كارمند زن» كسي است كه
خود را از اين ترس رهانيده و به طريقي،
يك نوع رضايت نسبي را نسبت به فعاليت
خود بدست آورده، كه در غير اين صورت
تلاطم توفان هاي شغلي پايه هاي
زيربنايي آرامش وي را لرزانيده و به
او لطماتي جبران ناپذير وارد خواهد
كرد. ولي به راستي، در جامعه ايران،
آيا شرايط بهينه كار براي يك زن فراهم
مي باشد؟ و در غير اين صورت چه معضلاتي
همواره كار كردن يك زن را مورد تهديد
قرار مي دهد؟ |
|
|
اگر
چه در شرايط كنوني بستر مناسبي براي
فعاليت هيچ قشر و صنفي به نحو مطلوب
وجود ندارد و به عبارتي هر طبقه كاري
با درصد بالايي از مشكلات و معضلات
شغلي دست و پنجه نرم مي كند، شايد در
نگاه اول صحبت از «زن كارمند» و مسايل
كاري او مغرضانه به نظر برسد، اما در
جامعه اي كه زن يكي از بنيادي ترين
اركان يك خانواده و به دنبال آن جامعه
مي باشد و به طريقي مي توان سلامت روحي
جامعه را در رابطه اي تنگاتنگ با اين
قشر دانست، بررسي تمام عواملي كه از
جوانب مختلف اين قشر از كارمندان را
تحت تاثير قرار مي دهد، لازم و ضروري
است. |
|
|
اگر
چه مهم ترين و اساسي ترين دليل كه زن
را به كار در بيرون از منزل سوق مي دهد
تامين كمبودها، نيازها و نارسايي هاي
اقتصادي و تقويت توان مالي خانواده،
براي فراهم كردن شرايط زندگي در حد
مطلوب مي باشد، اما آنچه در اين ميان
قابل تعمق و تامل است، اين كه فعاليت
هاي يك زن تا چه حدي او را در حل اين
مساله ياري مي كند و آيا آنچه را كه زن
از تاثير نقش خود به عنوان يك فرد شاغل
در تامين مايحتاج زندگي انتظار دارد،
برآورده مي شود؟ |
|
|
از
كارمند يكي از سازمان ها در اين باره
سوال مي كنيم و او از انتظارات خود
اينگونه مي گويد: «در طي دوره هاي كاري
هدف هاي فرد تغيير مي كند، شايد زماني
يكي از اهداف اصلي من به عنوان يك زن
شاغل، حضور در صحنه اجتماع و ايفاي
نقش به عنوان فردي مثمرثمر بود، اما
امروز تنها هدفم كه مرا به فعاليتي
مستمر و پيگير وامي دارد، تلاش براي
بهبودد اوضاع اقتصادي خانواده ام مي
باشد.» |
|
|
آري،
آنچه ديده مي شود، جايگزين شدن نگاه
مادي گرا به جاي نگاهي معنوي به مقوله
كار است. اگر در سال هاي اوليه فعاليت
اين كارمند و بسياري از كارمندان زن
پديده كار نه به عنوان يك منبع مالي
بلكه دريچه اي براي حضوري فعال در
جامعه و نشان دادن توانايي، لياقت و
شايستگي زن در عرصه هاي علمي و صنعتي
بوده، اما امروزه روندي نزولي، آن
اهداف را تحت تاثير قرار داده و آنچه
هم اكنون زن ايراني را به كار در صحنه
هاي جامعه وامي دارد، چيزي جز سعي
براي رسيدن به شرايط مطلوب تر و آسوده
تر در عرصه زندگي شخصي نمي باشد. |
|
|
آنان
كه در اين ميان هنوز با ايده هاي گذشته
به فعاليت ادامه مي دهند، درصدي بسيار
كم از زناني هستند كه از شرايط مالي
مناسب بهره مند مي باشند و از كار جز
پله اي براي ارتقاي روحي و كمال خود،
چيزي طلب نمي كنند. |
|
|
حال
پس از اين بررسي بايد ديد «زن كارمند»
در محيط كاري خود با چه معضلات و
ناهنجاري هايي مواجه است و چه چيزي
حيطه كاري او را به خطر مي اندازد؟ |
|
|
در
اين باره خانم دكتر بانو دخت نجفيان
پور، عضو هيات علمي دانشگاه آزاد و
محقق در آسيب شناسي اجتماعي، عقيده
دارند كه: «از مهم ترين معضلات كاري
زنان كارمند، «عدم امنيت شغلي» مي
باشد كه البته اين معضل در ميان
كارمندان قراردادي تا حدود بيشتري به
چشم مي خورد و اگر هم اين امنيت را
تجربه كنند، در حد بسيار پاييني است.» |
|
|
از
خانم دكتر نجفيان پور سوال كرديم، اين
«عدم امنيت شغلي» چه تاثيراتي روي
روان فردي اين زنان خواهد گذاشت و آيا
اثرات سو اين احساس ناامني را مي توان
در زمينه هاي مختلف زندگي اين
كارمندان مشاهده نمود يا نه؟» |
|
|
ايشان
در پاسخ گفتند: «عدم امنيت شغلي در
مرحله اول، رضايت شغلي را تحت تاثير
قرار مي دهد كه همين عدم رضايت شغلي
انگيزه و كارآيي فرد را تا سطح بسيار
پاييني كاهش مي دهد، لذا در جلب نظر
مديران مربوطه، به طور مطلوب عمل نمي
كند. |
|
|
در
كنار اين موضوع، هر اندازه زن كارمند
احساس اضطراب ناشي از عدم امنيت شغلي
اش را در درون خود مخفي نگه دارد و
سكوت اختيار كند ولي هنوز مي توان
رفتارهايي از وي مشاهده كرد كه محيط
رواني خانواده را مورد تهاجم و آسيب
قرار مي دهد و احساس آرامش و امنيت
لازم را از اين محثط بنيادي سلب مي
نمايد.» |
|
|
با
توجه به اين توضيحات، با نگاهي به
رفتار و عملكرد زنان كارمند مي توان
به اين نكته پي برد كه رابطه اي مستقيم
بين تشويش و ناهنجاري هاي روحي و
رواني اين قشر و ضريب ناامني شغلي اين
افراد وجود دارد و به راحتي مي توان در
رده هاي شغلي گوناگون، زنان بسياري را
مشاهده نمود كه «هرلحظه را مساوي با
نقطه پايان زندگي كاري خود مي پندارند.» |
|
|
در
عين حال بايد ديد كه آيا زن كارمند آن
طور كه خود انتظار دارد در تامين
اقتصاد خانواده سهيم مي باشد؟ |
|
|
خانمي
كارمند در برابر اين سوال، اين گونه
پاسخ مي دهد: «با وجود داشتن دو دختر
دانشجو و يك محصل و كرايه هاي سنگين و
ساير مشكلات مالي، مجبور به داشتن شغل
دوم مي باشم، كه البته درآمد هر دو شغل
حتي جوابگوي يك سوم مخارج زندگي هم
نمي باشد.» |
|
|
با
در نظر اين نوسانات اقتصادي و بار
سنگين مالي كه يك خانواده تحمل مي
كند، حضور زنان در دو نوبت كاري يا
بيشتر چه تاثيرات سويي در محيط
خانواده خواهد گذاشت؟ |
|
|
خانم
دكتر نجفيان پور از تاثيرات اين روند
اينگونه سخن مي گويند: «يكي از مشكلات
اساسي زنان شاغل پايين بودن حقوق و
مزايا مي باشد. اضافه كاري و يا مشغول
بودن به كارهاي جانبي در كنار شغل
اصلي روحيه فرد را كاملا خسته مي كند و
در نتيجه آنها به صورت افرادي خسته
روان به زندگي خود ادامه مي دهند و اين
شرايط روحي انعكاس وسيعي در محيط خانه
خواهد داشت. يك مادر كارمند در چنين
شرايطي فرصتي براي گفت وشنود با همسر
و فرزندانش نخواهد داشت.» |
|
|
بنابراين
با توجه به ظرفيت هاي وجودي يك زن تا
چه حد مي توان از او انتظار داشت و آيا
اين مادر حوصله اي براي بودن دركنار
كانون گرم خانواده را داراست و آيا از
اين روح خسته و بي رمق مي توان خواست
كه از شور و نشاط مادرانه اش محيط
خانواده اش را بهره مند سازد؟ با
تمامي اين مشكلات يكي از روندهاي روبه
رشد در جامعه ما، تلقين فرهنگ هايي
است كه علاقه به نوع كار و روحيه
انتخابي را در افراد كارمند زيرسوال
مي برد. متاسفانه در چند سال اخير شاهد
آن هستيم زن ايراني تحت اين ايده قرار
گرفته كه: «بايد كار كرد، نوع كار مهم
نيست، مهم كاركردن
مي باشد.» دكتر نجفيان پور، عضو
هيات علمي دانشگاه در رابطه با درست
يا غلط بودن اين ايده، اين طور مي گويد:
«از نظر روانشناسي، زن و مرد هر دو
بايد به فعاليتي بپردازند كه متناسب
با استعدادها، ويژگي هاي شخصي و
تمايلات دروني شان باشد. اگر چنين
پارامترهايي را در نظر نگيرند و تنها
اقتصاد صرف مدنظرشان باشد، براي مدت
كوتاهي شايد موفقيتي حاصل گردد ولي در
يك مدت زمان طولاني فرد دچار يك نوع
سرخوردگي مي گردد كه كمتر قابل جبران
مي باشد.» |
|
|
اما
با تمامي اين مشكلات و مسايلي كه
فراروي يك زن كارمند وجود دارد، زن
بايد حضوري فعال در جامعه داشته باشد،
حضوري كه هم منجر به رشد شخصيت وي شود
و هم تعالي همه جانبه خانواده و جامعه
را موجب گردد. اين توان در زنان ايراني
وجود دارد، مهم آن است كه بايد خود را
باور كنند و بدانند كه مي توان هم
مادري نمونه بود و هم كارمندي نمونه! |
|
|
به
عبارتي مي توان گفت: مرداني كه خود
مشوق همسرانشان براي كاركردن هستند
به
خوبي مي دانند، هرقدر كه زنان در
جامعه و فعاليت هاي گوناگون اقتصادي،
اجتماعي، فرهنگي، علمي حضور بيشتري
داشته باشند، فرزندان بهتري را تحويل
جامعه مي دهند و در عين حال اين
خانواده ها در بستر مناسب تري براي
رشد و بالندگي قرار خواهند گرفت. |
|
|
اما
در كنار اين ايده، افراد روشنفكر و
صاحب نظري هم وجود دارند كه با دلايل
خود سست شدن بنيان هاي خانواده را با
شاغل بودن زن و استقلال مادي او توجيه
مي كنند. به راستي آيا اين گونه است و
مي توان آمار رو به افزايش طلاق را به
شاغل بودن زن ها ربط داد؟ |
|
|
خانم
دكتر نجفيان پور با رد كردن اين ايده
اظهار مي دارند: «از هم پاشيدن بنيان
خانواده را نمي توان با كاركردن زن
خانه ربط داد و اصلا در اين رابطه
كليتي وجود ندارد. اگر آماري هم باشد
با درصد بسيار پاييني خواهد بود. حال
اگر افرادي كه بر اين باورند به جاي
اين انديشه به زن به چشم يك انسان
شايسته و واقعي نگاه كنند، با ديدي
احترام آميز در چنين شرايطي اين آمار
حتي به مرز صفر هم خواهد رسيد.» |
|
|
به
هر حال آنچه گفته شد، تلاشي بود براي
بيان بخشي از معضلات و گرفتاري هايي
كه «زن كارمند» در صحنه كاري و زندگي
شخصي خود با آن روبه رو مي باشد. بدان
اميد كه مسولين ما، دنياي واقعي زنان
را بيش از پيش دريابند و راهكارهاي
مفيدي را براي بهبود اوضاع زندگي اين
قشر از جامعه ارايه دهند، روش هاي
نويني كه بتواند رضايت نسبي اين گروه
از كارمندان را فراهم نمايد. |
|
|
|
|
|
منبع:
روزنامه همشهري |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|