| |
|
چوب
حراج به طبيعت نزنيد |
|
|
|
|
اگر
از مردم بپرسيد كه طبيعت نزد شما چه
ارزشي دارد، شايد به سرعت پاسخي راجع
به ويژگي هاي زيبايي شناختي و ارزش
هاي رواني و معنوي آن بشنويد و شايد
مردم در پاسخ به سوال شما، از زيبايي و
لطافت و آرامش بخش بودن طبيعت سخن
بگويند. |
|
|
همه
ما اين ارزشها را در گنجه قلب خود نگه
مي داريم، چرا كه اين ارزشها با
احساسات ما قويا گره خورده و در نهاد
ما نشسته است، اما پاسخهاي پراگماتيك
ديگري نيز در ارتباط با طبيعت وجود
دارد، ارزش هايي كه حتي سرسخت ترين
اقتصاد دانان نيز قادر به انكار آن
نيستند. |
|
|
جامعه
صنعتي به كلي رو به سوي توليد وبيرون
دادن محصول جهت گرفته است و همه فكر ما
گرفتار و مشغول اين مسئله است كه چند
دستگاه پلي استيشن و يا چند قوطي پپسي
توليد و مصرف كنيم. |
|
|
جامعه
صنعتي به كلي رو به سوي توليد وبيرون
دادن محصول جهت گرفته است و همه فكر ما
گرفتار و مشغول اين مسئله است كه چند
دستگاه پلي استيشن و يا چند قوطي پپسي
توليد و مصرف كنيم. |
|
|
در
اين ميان آنچه اصلا مورد توجه قرار
ندارد اين نكته است كه براي اين توليد
نيازمند خدمات طبيعي اين سياره
هستيم، اما به اين نكته مهم نمي
انديشيم. چرا؟ دليل اين غفلت آن است كه
خدمات و سرويس هاي طبيعت را رايگان
تصور كرده ايم. |
|
|
در
يك تفكر استاندارد، تمام اين خدمات
رايگان هستند. طبيعت منبع و سرچشمه آب
پاكيزه، هواي تميز خاك بارور و
حاصلخيز است. ما شش ميليارد انساني
هستيم كه در رستوران طبيعت گرد هم
آمده ايم و در اين رستوران هر چه كه
بخواهيم مي خوريم، اما بزودي و پس از
ما كسان ديگري سر خواهند رسيد كه ما جز
قدري سالاد از اين سفره براي آنها
باقي نگذاشته ايم. تلاش هاي انجام شده
براي كمي كردن ارزش خدمات و سرويس
هايي كه طبيعت در اختيارمان مي گذارد،
با سوء ظن و بد گماني برخي از
اقتصاددانان روبرو شده است.
|
|
|
چند
ساب قبل گروهي از كارشناسان متوسط
سالانه توليد ناخالص ملي كلي كشورهاي
جهان را در حدود 38 تريليون دلار
آمريكا برآورد كردند، اما اين
ارزيابي پاسخ اين پرسش نيست كه اثر
فعاليت هاي انساني بر (ارزش خالص
طبيعت) به چه ميزان بوده است. |
|
|
اخيرا
گروهي از محققان در جهت يافتن پاسخي
براي برآمده اند و نتايج آن بسيار
حيرت آور بوده است. تحليل هاي انجام
گرفته توسط اين پژوهشگران نشان مي دهد
كه بر حسب ارزش دلار، نگهداري و حفاظت
از طبيعت در واقع يكصد برابر سودبخش
تر از استخراج آن است. |
|
|
اين
محققان پنج نمونه واقعي را مورد بررسي
قرار داده اند كه عبارتند از: جنگل
تراشي در مالزي، كشاورزي كوچك مقياس
در كامرون، تبديل جنگل هاي حرا (مانگرو)
به پرورشگاه ميگو در تايبند، زهكشي
مرداب ها و باتلاق ها براي كشاورزي در
كانادا و سرانجام تخريب تپه هاي
مرجاني به سبب ماهيگيري با ديناميت در
فيليپين. |
|
|
در
هر يك از اين موارد، ارزش اقتصادي
تبديل طبيعت به زمين هاي زراعي و... به
منظور افزايش توليد و اشتغالزاييؤ
بسيار كمتر از ارزش خدماتي بوده است
كه زيستگاهها به طور طبيعي براي بشر
به ارمغان مي آورند. |
|
|
مطابق
برآورد كارشناسان، به طور كلي سالانه
تخريب زيستگاه هاي طبيعي مبلغي معادل
250 ميليارد دلار امريكا به بشر خسارت
مالي وارد مي كند و از آنجايي كه تغيير
و تبديل طبيعت بطور دايمي صورت مي
گيرد، اين ضرر و زيان هر سال تداوم مي
يابد و دامنگير نسل هاي آتي نيز خواهد
شد، بويژه آنكه همه ساله تخريب هاي
جديدي نيز به اين فهرست افزوده مي شود. |
|
|
اين
ضرر ظالمانه بي درنگ اين سؤال را در
ذهن تدايي مي كند كه اگر اين اعمال تا
به اين حد غير اقتصادي است، چرا كسي آن
را متوقف نمي كند؟ پاسخ اين است كه
فايده حفاظت از طبيعت در بلند مدت
نصيب كل جامعه بشري خواهد شد، اما سود
استخراج بي رويه از منابع طبيعي تنها
مي تواند در كوتاه مدت منافع گروه
كوچكي را تامين كند. |
|
|
منبع:روزنامه
اعتماد |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|