| |
|
دير
رسيدن بهتر از هرگز نرسيدن
|
| |
| بارها
اين جمله را شنيده ايم كه ده دقيقه
ديرتر برسيد بهتر از اين است كه هرگز
نرسيد. اما به شكر موانع زيادي كه در
راه داريم ما تقريبا هر روز ديرتر مي
رسيم و وقتي مي رسيم كه آن موقع با
توبيخ هاي مديرمان و طعنه هاي دوستان
و همكاران آرزو مي كنيم كه اي كاش هرگز
نمي رسيديم. |
|
| البته
بايد به عرضتان برسانم منظور از ده
دقيقه دير رسيدن در خصوص حفظ سلامت
جسم است، ولي زود رسيدن هم باعث حفظ
سلامت اعصاب و روان مي شود. حال بين
اين دو نوع رسيدن شما كدام را ترجيح مي
دهيد و حاضريد به چه بهايي زودتر
برسيد، خب با خودتان است. |
|
| تصور
اكثر مااز زود رسيدن يعني به سرعت هر
چه تمام تر راندن و يا بي توجهي به
چراغ راهنمايي زرد است، اما نوعي از
زود رسيدن وجود دارد كه باعث دير
رسيدن عده اي ديگر مي شود. |
|
| بسياري
از ماكه دوست داريم زودتر برسيم دست
به كارهايي مي زنيم كه ديگران ديرتر
برسند! |
|
| مثل
چي؟ خوب مثل توقف هاي دوبله و سوبله!! |
|
| خيابان
كم عرض و شلوغ، وجود تابلوهاي هشدار
دهنده توقف مطلقا ممنوع، هيچ كدام نمي
تواند مانع توقف هاي ميان خياباني ما
شود. كه چه شود؟ خوب معلوم است كه ما به
كارمان زودتر برسيم. اگر كسي با
خودمان همين كار را كند چه چيزهايي كه
از رعايت قوانين و مقررات راهنمايي و
رانندگي يادمان نمي آيد و چه برخوردها
و واكنش هايي نسبت به فرد خاطي از خود
نشان نمي دهيم. |
|
| البته
مي توان گفت تقريبا اكثر ما قوانين را
خوانده ايم كه در همين جاها از آن
استفاده كنيم. يعني به ياد بقيه
شهروندان بياوريم كه وجود تابلوهاي
توقف ممنوع، دور زدن ممنوع، رعايت حق
تقدم و ... يعني چه؟ |
|
| فكر
مي كنيم آنها يا اين قوانين را ياد
نگرفته اند يا در صورت فراگيري
قوانين، اقدام و انجام آن را جدي نمي
دانند. بعد خودمان به خاطر آنكه زودتر
به كارهايمان برسيم حاضر نيستيم
خودروهايمان را حتي كمي جلوتر پارك
كنيم. قضيه در مورد ما متفاوت است
ماكارهاي واجبي داريم و يك لحظه توقف
ما به هيچ عنوان مشكلي ايجاد نمي كند!
اين جاست كه آدم به ياد ضرب المثل كور
خود و بيناي ديگران بودن مي افتد. |
|
| قوانين
و مقررات براي شخص ما بي معني ترين اصل
آموزش راهنمايي مان است. انجام كاري
را كه براي خودمان واجب و لازم مي
دانيم توسط ديگران گناه و پيمال كردن
حقوق اجتماعي مي خوانيم. به همراهمان
مي گوييم: يك لحظه مقابل بانك توقف مي
كنم و زود برمي گردم، كاري ندارم فقط
مي خواهم اين چك را به حسابم بگذارم!
اين كار كوچك حتي با حضور انفرادي فقط
خودمان در بانك لااقل پنج دقيقه
معطلمان مي كند. چند دفعه پيش آمده كه
مثلا در بانكي بوده باشيم و كسي از
خارج به داخل بانك آمده و گفته: خودرو
... با اين پلاك مال كيست؟ خيابان را
بسته ... |
|
| يك
توقف كوتاه مدت در كنار خودرويي ديگر.
اتفاقي نيفتاده ( البته براي راننده
اي كه دوبله ايستاده) توقف كردن در
حالت دوبله و به نوعي وسط خيابان از
رايج ترين حركات رانندگي در شبانه روز
است. هميشه هم در كمال خونسردي هيچ حس
بدي در خودمان نمي بينيم كه اين كار
پايمال كردن حقوق ديگران است. |
|
| بد
نيست بدانيم، خيابان محلي عمومي است،
براي استفاده همه مردم. چه پياده چه
سواره، اما استفاده بجا و درست و
برطبق مقررات، به صورتي كه هيچ آسيبي
به ديگران نرسانيم. فكر مي كنيد آسيب
رساندن يعني كسي را از سلامت جسماني
محروم كردن؟ |
|
| به
هيچ عنوان اين گونه نيست. وقتي شما با
توقف هاي دوبله به اعصاب و روان مردم
فشار مي آوريد و از ابتداي روز سيستم
عصبي ديگران را تحت الشعاع خودخواهي
خود قرار مي دهيد، يقين بدانيد كه
حسابي و تا دلتان بخواهد توانسته ايد
به مردم، مردمي كه هيچ ظلمي در حق شما
نكرده اند آسيب برسانيد. چرا تصور مي
كنيد شما محق ترين آدم روي زمين هستيد
و همه مردم بايد در مسير اعمال، رفتار
و افكار شما حركت كرده و هيچ اعتراضي
هم نداشته باشند. توقف دوبله از
آزاردهنده ترين اعمال رانندگي است كه
تا به حال توسط اكثر ما يا ايجاد شده
يا برايمان ايجادش كرده اند. اما يادم
نمي آيد در زماني كه آموزش رانندگي مي
ديديم توقف دوبله از انواع عملكردها
بوده باشد و به عبارتي يادمان داده
باشند كه اگر مي خواهي دركنار يك
اتومبيل توقف كني چگونه و براساس چه
معياري بايستي! |
|
| خوب
اگر آنجا آموزش نديده ايم حتما دليلش
اين بوده كه اين حركت از انواع حركات و
اعمال رانندگي نبوده. |
|
| به
نوعي مربيان ما در آن دوره كاملا به
اين مسئله واقف بوده اند كاري به ما
ياد ندهند كه ديگران را دچار دردسر و
گرفتاري كنند. توقف هاي دوبله به علت
رسيدگي به امور كوتاهي چون خريد
روزنامه، ايستادن خودرهاي آژانس به
منظور انتظار براي مسافريني كه باز هم
رفته اند تا به كاري برسند! توقف كرايه
هاي شهري جهت پياده و سوار شدن
مسافران و حتي توقف هاي دوبله براي
آنتن دهي بهتر تلفن همراهمان از جمله
ايست هاي دوبله بسياري است كه در طول
روز يا مي بينيم يا انجام مي دهيم. حال
اگر از پشت سر صداي بوق ها را كه به جهت
هشدار زده مي شود بشنويم، تقريبا هيچ
اهميتي ندارد. حتي نمي خواهيم از آينه
نگاه كنيم و ببينيم پشت سرمان چه خبر
است؟ |
|
| اگر
خودتان يكي از رانندگان وسائط پشت
سرتان باشيد كاملا مي دانيد چه احساسي
نسبت به اين حركت داريد. |
|
| درد
وقتي اوج مي گيرد كه با توجه به توقف
اجباري و قرار گرفتن در ترافيك بدون
حتي علتي منطقي ( مثل ساعات پرتردد،
خرابي خودرو و ... ) وقتي ازكنار چنين
راننده اي عبور مي كنيد، او اصلا نمي
خواهد قبول كند سروصداهاي پشت سرش به
خاطر كار غلط خودش بوده و به عبارتي به
روي مبارك نمي آوردكه خودش با ايجاد
مشكلات بي جا چه معضل بزرگي براي شهرش
شده. ايجاد چنين ترافيكي بنابر هر
انگيزه اي كه باشد حكايت از حس
خودخواهي راننده دارد. در چنين شرايطي
مردم، ترافيك موجود را به گردن هيچ
دستگاه و سازماني نمي اندازند و به
راحتي مي توانند تشخيص دهند
برگزاركننده چنين نمايشي چه كسي و با
چه هويت اجتماعي است. |
|
| توقف
دوبله در قوانين راهنمايي و رانندگي
جزو تخلفات محسوب شده و شامل جريمه مي
شود. بنابراين بياييد براي شخصيت
اجتماعي خود ارزش قائل شده و سعي كنيم
هيچ گاه خود را به عنوان فردي متخلف
معرفي نكنيم و به علاوه به حقوق ديگر
شهروندان احترام گذاشته و براي وقت
آنها نيز ارزش قائل شده و بيش از اين
باعث ايجاد ترافيك براي ديگران نشويم. |
|
| اگر
حتي در بين چنين ترافيك هايي كه خود
ايجادش كرده ايم يك در ميليون اين
احتمال را بدهيم كه بيماري به خاطر ما
در رنج است يا سلامتش مورد تهديد قرار
گرفته هيچ گاه نبايد خود را ببخشيم.
حالا آيا باز هم مي خواهيد با پايمال
كردن حقوق ديگران 10 دقيقه زودتر برسيد
يا آنكه به خاطر پايمال كردن حقوق
خودتان 10 دقيقه ديرتر برسيد؟ |
|
| اميدوارم
جوابش اين باشد: نه اين زود رسيدن را
مي پسندم و نه آن دير رسيدن را! |
|
|
منبع:
روزنامه همشهري |
|
| |
|
|
صفحه
قبلي |
|