| |
|
|
|
دغدغه
هاي والدين و انتظارات فرزندان |
|
|
|
|
|
با چهره اي
نگران و مضطرب روبرويم نشسته و باكمي
مكث شروع به صحبت مي كند . مدتي است
پسرم ديگر به حرفهايم گوش نمي دهد .
لجباز شده و سركشي مي كند . سوم
راهنمايي باخواهش ، تهديد و تطميع
وادارش كردم درس بخواند . نمراتش خوب
بود اما از وقتي وارد دبيرستان شده
بناي ناسازگاري را گذاشته . مي گويد :
همسرم تا دير وقت كار مي كند ، من تمام
مسئوليت زندگي ، خانه و تربيت بچه ها
را به دوش ميكشم ، اما مي ترسم ! ادامه
مي دهد ، هميشه دلواپس اين هستم كه بچه
ها نتوانند درسهايشان را بخوانند .
دوست دارم مثل پسرهاي فاميل به
دانشگاه بروند ولي ... |
|
|
در طول هفته
، شايد با دهها مورد اينچنيني در
مدرسه و مراكز مشاوره روبرو مي شويم
كه دغدغه و نگراني الدين بخصوص مادران
را در زمينه آينده ، تحصيلات و ...
نوجوانان كه تصوير مي كشد . نكته قابل
توجه در اكثر موارد ، كم رنگ بودن نقش
پدران در مسائل عاطفي ، هيجاني ،
اجتماعي و آموزشي بچه ها و در عوض
پررنگ بودن نقش مادران بود كه طيف
وسيعي از تجربه هاي نويسنده را در بر
مي گيرد . |
|
|
وقتي از دانش
آموزان پسر سال اول متوسطه پرسيده شد :
مهمترين نگراني و دغدغه خاطر والدين
تان چيست ؟ اكثرا يك پاسخ داشتند : «درس
خواندن ، قبول شدن ، نمره خوب گرفتن ،
داشگاه رفتن و به تنها چيزي كه فكر نمي
كنند ، خواسته هاي ماست ! آزادي ،
تفريح ، اطمينان و اعتماد ، صداقت
تمام آن چيزي است كه از آنها مي خواهيم
.» يك روزنامه نگار تربيت فرزندان در
شرايطي مملو از آلودگي محيطي نظير
اعتياد ، مساله فرار نوجوانان ، وجود
دختران فراري و باندهاي اغفال دختران
و پسران ، امنيت اجتماعي و نيز
چالشهاي موجود در ارزشها و هنجار هاي
بين بزرگتر ها و نوجوانان را از
بزرگترين دغدغه هاي والدين مي داند . |
|
|
وي معتقد است
پاسخ هاي قديمي والدين در برابر
نيازهاي جديدي نوجوانان ديگر كافي به
نظر نمي رسد و براي آنها آزار دهنده
است . از طرف ديگر عدم ارتباط مناسب
والدين و بزرگترها با بچه ها و وجود
فضاي فكر تازه نوجوانان چالش هاي
ارزشي بي اين دو قشر را بيشتر مي كند . |
|
|
از سوي ديگر
وجود معضل اعتياد ، شك و ترديد والدين
از وجود روابط فرزندان با جنس مخالف ،
مساله همسالان و رقابت و سبقت جويي از
همسالان (نوع تفريح ، لباس ، وضع ظاهري
، دوستي با غير همجنس ، مسائل جنسي ،
رفاه و ...) نوع نگاه نوجوانان به
خانواده ، تفاوت ارزشها ، كهنگي آداب
و رسوم و هنجارهاي بزرگسالان و تغيير
در باورها و تفكرات نسل جديد باعث از
هم گسيختگي و آسيب در پيوندهاي
خانوادگي شده است . |
|
|
از نقطه
نظرات فوق چينين استنباط مي شود كه در
واقع آنچه به عنوان دغدغه و آلودگي
هاي ذهن و جو بي اعتمادي در بين والدين
مشاهده مي شود ، از يك طرف ناشي از
تضاد و برآورده نشدن انتظارات
بزرگسالان و نوجوانان و از طرفي وجود
نابسامان فرهنگي ، اجتماعي ، آموزشي و
اخلاقي جامعه است . |
|
|
خانواده
نخستين زمينه اجتماعي برآورده شدن
نيازهاي عاطفي از جمله محبت ، صميميت
، آرامش رواني و عشق است . اما وجود
نابساماني هاي اجتماعي ، مشكلات
اقتصادي و معيشتي خانواده ، درگير شدن
اوليا بخصوص پدران با مسائل اقتصادي
كمترين مهلت را براي برآورده شدن
نيازهاي اصلي خانواده فراهم ساخته
است . |
|
|
|
|
|
پيامد |
|
|
بسياري از
والدين بيش از آنكه به مسائل عاطفي ،
بلوغ و تغييرات جسماني و رواني
نوجوانها توجه كنند و سعي در ارضاي
حداقل نيازهاي ثانوي گفته شده داشته
باشند ، به درس ، نمره و ادامه تحصيل
در دانشگاه تاكيد مي كنند . |
|
|
اين گونه است
كه عدم هماهنگي و تعادل بين خواسته ها
و انتظارات نوجوانان و انتظارات
والدين در طول چند دهه موجب ناسازگاري
فرزندان و افزايش دغدغه هاي فكري
والدين شده است . |
|
|
نوجوانان با
اين تصور كه والدين آنها را درك نمي
كنند ، جدي نمي گيرند ، خواسته هايشان
راناديده مي گيرند و برايشان محدوديت
ايجاد كرده و مثل كودك با آنها رفتار
مي كنند ، همه چيز والدين مدرسه و
تحصيل و نمره خوب گرفتن آنهاست و ديگر
هيچ ؛ به مخالفت و عناد با بزرگتر ها
مي پردازند . |
|
|
والدين ،
نوجوانان را افرادي سركش ياغي و
گستاخ ، بي توجه به ارزشها ، حرف گوش
نكن ، خود سر و پرتوقع مي دانند كه
حقوق بزرگترها را ناديده گرفته و به
وظايف خود آشنا نيستند . |
|
|
وجود فساد
اخلاقي ، بيكاري ، تغيير در ارزشهاي
فرهنگي ، رشد ارزشهاي كاذب و پوچ ، كم
رنگ شدن روابط والدين با خود و
فرزندان (پدر با پسر) و دوگانگي تربيتي
بر دغدغه هاي والدين افزوده است . |
|
|
|
|
|
|
و
اما بايد |
|
|
در واقع آنچه
والدين بايد در نظر بگيرند تغيير در
شيوه هاي تربيتي و نحوه ارتباط با
نوجوان است . |
|
|
بايد به
تغيير نقشهاي نوجوانان از دوره كودكي
به نوجواني توجه كنيم . در اين سنين او
ديگر آن كودك حرف گوش كن و مطيع سابق
نيست ! او در گذر از مسير كودكي به
بزرگسالي مي خواهد متكي به خود باشد . |
|
|
از استقلال
برخوردار شده و از وابستگي والدين رها
گردد . تمايل به همسالان ، دوستان و
تشكيل گروه دارد ، مي خواهد رابطه با
جنس مخالف را تجربه كند ، او خواهان
صداقت و محبت و توجهي است كه اغلب
درمحيط خانواده نمي يابد ، پس از جذب
همسالان (هم جنس وغير هم جنس) مي شود ؛
از اين رو عدم توجه والدين به تغييرات
شخصيتي ، خصوصيات عاطفي و نيازها در
اين دوره موجب بروز ناسازگاري و
اختلاف بين بزرگترها و نوجوانان مي
شود . |
|
|
|
|
|
پيشگيري
بهتر از درمان |
|
|
تنها راه
براي پيشگيري و جلوگير از افزايش
فاصله والدين با نوجوانان ، مساله
فرار از خانه و حل دغدغه هاي والدين ،
ايجاد و گسترش ارتباط صميمي ، عاطفي و
بدون قيد و شرط (به جاي تاكيد بر
خواسته هاي شخصي) والدين (بخصوص الدين
همجنس) با فرزندان است . تصحيح جو
رواني خانواده و بيان روش انتظارات با
صداقت و بيان تجربه هاي نوجواني و عدم
مقايسه دوره نوجواني عصر كنوني با دهه
هاي قبل (توسط والدين) و برآوردن
انتظارات بجاي فرزندان است . |
|
|
|
|
|
|
منبع
: روزنامه اعتماد |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|