| |
|
|
|
كاش
روياي كودكان ، واقعي شود ! |
|
|
|
|
|
اين داستان
درباره حق برخورداي كودكان از آموزش و
تحصيل است كه به ماده 28 پيمان نامه
حقوق كودك مربوط مي شود :«عبدي ، از
وقتي والدينش فوت شده بودند ، با عموي
خود «جامال» زندگي مي كرد او ده ساله
بود و هرگز نتوانسته بود به مدرسه
برود . هيچكس از او مراقبت نمي كرد . هر
روز صبح ، وقتي گاوهايش را براي چرا
كردن مي برد ، از جلوي مدرسه رد مي شد .
گاهي اوقات هم در جلوي مدرسه مي
ايستاد و گاوها به حال خودشان رها مي
كرد . او در وريا فرو مي رفت و احساس مي
كرد يكي از دانش آموزان كلاس است . در
رويايش كتابهاي تازه پر از تصوير مي
ديد ، در خيالش مي ديد كه در حال نوشتن
اسمش روي تخته سياه است و ساير
شاگردان براي او دست مي زنند ، اما
عبدي مي دانست كه همه اينها فقط يك
روياست ! |
|
|
يك روز ،
تصميم گرفت ، گاوها را بگذارد و به
مدرسه دهكده برود . او جلوي پنجره كلاس
ايستاد و هرچه در كلاس درس اتفاق
افتاد ديد و شنيد .معلم برخي از اعداد
را توضيح داد و سپس درباره نحوه زندگي
حيوانات گوناگون صحبت كرد . عبدي خيلي
بيشتر از قبل مشتاق مدرسه رفتن شده
بود . |
|
|
هر غروب عبدي
دوست و همسايه اش احمد را مي ديد . عبدي
خيلي دوست داشت وقتي احمد تكاليفش را
انجام مي دهد . در كنارش بنشيند . احمد
تصميم گرفت با معلمش درباره عبدي صحبت
كند . |
|
|
احمد به
معلمش گفت : «من از اينكه دانش آموز
خوبي هستم بسيار سربلندم ، اما اين
دوست من عبدي است كه به من كمك مي كند
تا چنين دانش آموز نمونه اي باشم .» |
|
|
معلم بسيار
متعجب شد و پرسيد : «عبدي كيست ؟ برايم
درباره او بگو .» |
|
|
احمد شرح حال
عبدي را براي معلمش گفت و او هم تصميم
گرفت اين پسر خوب را كه به مدرسه نمي
رود ملاقات كند . همان شب ، معلم به
خانه احمد رفت و آدرس منزل عبدي را از
او گرفت ، بعد به ديدن عموي عبدي رفت
كه مشغول دوشيدن شير از گاوهايش بود .
بعد از سلام و احوالپرسي ، معلم از
عموي عبدي پرسيد : آيا مي تواني نوه ات
را فردا به مدرسه بفرستي ؟ عمو گفتي :
چي ؟ تو چه حقي داري در كار من دخالت مي
كني ؟ معلم با ناراحتي پاسخ داد :
هيچكس ، من فقط مي خواستم به شما كمك
كنم . |
|
|
«جامال
» با خشم و بدون معطلي پرسيد : چه كمكي
كه اينگونه مرا نصيحت مي كني ؟ معلم
دريافت كه او از عهده متقاعد كردن
عموي عبدي بر نمي آيد ، به همين خاطر
پيش يكي از ريش سفيدان ده رفت و ماجراي
عبدي و عمويش را با او درميان گذاشت . |
|
|
آن مرد پاسخ
داد : نگران نباش . من قول مي دهم عبدي
به مدرسه بيايد . روز بعد چند نفر از
ريش سفيدان ده به ديدن عمور عبدي
رفتند و به او گفتند : ما آمده ايم تا
درباره عبدي صحبت كنيم . |
|
|
جامال در
حالي كه كاملا آشفته بود گفت : شما مي
خواهيد كه عبدي به مدرسه برود ؟ يكي از
مردان با خونسردي و صداي كاملا آرام و
ملايمي پاسخ داد : اين وظيفه ماست كه
بچه هايمان را به مدرسه بفرستيم چون
آنها بايد به شيوه ديگري غير ازما با
آينده روبرو شوند . |
|
|
جامال مدتي
فكر كرد و بالاخره نتيجه گرفت كه حق با
آنهاست . بسيار خب درست است ، درست است
... |
|
|
از فردا عبدي
به مدرسه خواهد رفت ! |
|
|
|
|
|
كنوانسيون
حقوق كودك : |
|
|
ماده 28 : |
|
|
|
دولتهاي
عضو ، حق كودكان را براي برخورداري از
آموزش به رسميت مي شناسند و براي
دستيابي به اين حق به نحو مطلوب و بر
پايه فرصتهاي برابر ، بويژه در موارد
زير خواهند كوشيد : |
|
|
الف ) اجباري
كردن و در دسترس قرار دادن آموزش
ابتدايي رايگان براي همه . |
|
|
ب ) تشويق به
ايجاد و گسترش رشته هاي مختلف آموزش
متوسطه ، شامل آموزش عمومي و حرفه اي ،
فراهم كردن و قراردادن آنها در دسترس
همه كودكان و انجام اقدامات مناسب از
قبيل ارايه آموزش رايگان و اعطاي
كمكهاي مالي در صورت نياز . |
|
|
پ ) در دسترس
قراردادن آموزش عالي براي همگان ،
متناسب با گنجايش آن و با استفاده از
هر امكان مناسب . |
|
|
ت ) فراهم
ساختن اطلاعات و راهنمايي هاي آموزشي
حرفه اي و قرار دادن آنها در دسترس همه
كودكان . |
|
|
ث ) انجام
اقداماتي براي تشويق حضور مرتب در
مدارس و كاهش ميزان ترك تحصيل . |
|
|
|
دولتهاي
عضو همه اقدامات مناسب را براي تضمين
اينكه كاداره امور انضباطي در مدارس ،
مطابق با شان انساني كودك و طبق پيمان
نامه باشد ، انجام خواهند داد . |
|
|
|
|
|
|
منبع
: روزنامه اعتماد |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|