| |
|
|
|
جنسيت
غير رسمي |
|
|
|
|
|
داستانهاي
فولكلور تمامي ملل كه از تجربه هاي
دور و دراز نوع بشر بدست آمده است
معمولا در يك حكم اخلاقي يا فلسفي
اتفاق نظر دارند ، كه ميل جنسي و
دانايي بيش از آنچه مايه لذت و شادي
باشند ، سبب توليد دردو رنج هستند .
انسان بعد از آنكه به سبب خوردن سيب
دانايي از بهشت رانده شد ، به عذاب
وجدان برادركشي يا به روايتي فرويدي ،
پدركشي گرفتار آمد كه بسياري از
انديشمندان تاريخ آن را حاصل ميل جنسي
مي دانند . |
|
|
بعد از اين
نخستين خطاي بشر در روي زمين ، اندك
اندك رد پاي قوانيني پيدا شد كه سعي در
مهار اين ميل انساني داشتند . اين
قوانين انواع غير رسمي ميل جنسي را كه
با رفتارهاي جنسي اكثريتافراد جامعه
همخواني نداشت ، ممنوع اعلام مي كردند
. با اين وجود گروههايي كه يه سمت
اميال جنسي غير رسمي گرايش پيدا مي
كردند ، حتي با وجود نزول عذابهايي
همچون عذاب مردم شهرهاي سدوم و عموره
، هميشه و در طول تاريخ حضور خود را
حفظ كرده اند يا هرگاه ملتي به رفاه
كامل مي رسيد يا در چنگال فقر گرفتار
مي شد ، خود را به صورت عيني تري به
نمايش مي گذاشتند . يكي از اين گروههاي
غير رسمي كه به بتازگي و در پي سوژه
شدن انسان و تقسيم بندي رفتارهاي جنسي
او ، تعريف و تبيين عملي شده ،
ترانسكشواليسم(Transexualism)است . در ادبيات كه
ايراني ، براي چنين گروهي از مردمان ،
كلماتي همچون كنك يا امرد استفاده مي
شده است ولي اكنون و در زمانه حاضر
آنها را به نام «اوا خواهري» مي
شناسند . هرچند معنايي حاكم بر اصطلاح
لاتيني كه حاكي ازدگرگون شذگي در
جنسيت افراد است .در واژه فارسي فوق
الذكر لحاظ نشده است ولي به دليل
نبودن واژه مناسب تري براي معني فارسي
آن از همين كلمه استفاده مي كنيم . |
|
|
روانپزشكان
سه نوع اختلال هويت جنسي را باز مي
شناسند كه يك گروه از آنها همين «اوا
خواهر» ها هستند . ترانسكشوالها از
دوران كودكي به همانند سازي با جنسيت
مخالف با جنسيت مخالف به با جنسيت
فيزيولوژيك خود مي پردازند و به فرض
اگر ظاهري مردانه دارند ، خود را زن
تصور مي كنند . اين همانند سازي به
دليل درك مزاياي فرهنگي جنس مخالف
نيست . مثلا زني كه ظاهر زنانه خويش را
قبول ندارد و خود را مرد تصور مي كند ،
به دليل دستيابي به امتيازات مردان در
يك جامعه مرد سالار ، چنين تصوري را پي
نمي گيرد اما مهمترين تعريف از اين
جنسيت غير رسمي را مبتلايان به آن
ارايه مي دهند . يك فرد ترانسكشوال كه
پيكر زنانه دارد چنين مي گويد : «من
مردي هستم كه در قالب يك زن گرفتار شده
ام» |
|
|
ترانسكشواليسم
در بين افراد با ظاهر مردانه شيوع
بيشتري دارد . يعني درحاليكه از هر 100000
فرد با ظاهر زنانه يك نفر به اين
اختلال دچار مي شود ، اين رقم در مردان
به يك نفر در 30000 نفر رافزايش پيدا مي
كند . شايد بتوان اين تفاوت را در حاكم
بودن فرهنگ مرد سالارانه در جوامع
مختلف دانست ، به گونه اي كه زناني كه
رفتار مردانه دارند در بين اعضاي هر
جامعه اي ، از مرداني كه رفتار زنانه
دارند ، راحت تر پذيرفته مي شوند . |
|
|
يافته هاي
تاييد نشده اي حكايت از تغيير هورمون
هاي هيپوتالاموس افراد مبتلا در سه
ماهگي دوره جنيني دارد اما به واقع
اين ابتلا در دوران كودكي يعني سنين 2
تا 3 سالگي و گرايش كودك به بازيهاي
جنس مخالف خودش ، بروز مي كند . مثلا
پسرها به عروسك بازي و دخترها به
بازيهاي خشني همچون دزد و پليس گرايش
دارند . اين تناقض در جنسيت ظاهري و
ذهني كودك و يا به عبارتي عدم تطابق
بين روان و جسمش ، او را با مشكلات
زيادي روبرو مي كند و شيوه برخورد
ديگران ، مخصوصا خانواده و سپس محيط
مدرسه با اين مشكلات اثرات مخربي را
بر روي شخصيت او گذاشته و موقعيت
اجتماعي او را غير قابل تحمل مي سازد . |
|
|
اين افراد با
رسيدن به سن بلوغ ، شاهد انفجاري
رواني در درون خود هستند كه اين
فرويزي دروني ، در اغلب مواقع با طرد
از سوي خانواده تشديد شده و در نتيجه
آنارا براي سوق يافتن به سوي روسپيگري
و تامين احتياجات رواني و مادي ،
آماده مي كند . در مواردي نيز مشاهده
شده است كه خانواده با توجيه رفع بي
آبرويي در صدد نابودي اين افراد
برآمده اند ! |
|
|
روانشناسان
در حاشيه قرار گرفتن پدر يا مادر ،
براي فرزند پسر يا دختر را از عوامل
اصلي بروز يا تقويت اين اختلال مي
دانند . زيرا در اين حالت پسر در نبود
فعال پدرش ، همانند سازي هاي خود را در
طي فرآيند رشد از مادر خود به عاريت
گرفته و يا اينكه دختر براي همانند
سازي به پدر خودش اقتدا مي كند . |
|
|
اين گروه را
نبايد با همچنس گرايان اشتباه گرفت ،
زيرا همچنس گرايان اعتراضي نسبت به
جنسيت ظاهري خود ندارند و از آن راضي
هستند . جداي از اين ترانسكشوال ها مي
توانند با عمل جراحي كه در حال حاضر با
مجوز پزشكي قانوني در ايران نيز صورت
مي پذيرد جنسيت مطلوب خود را پيدا
كنند ، ولي انجام اين عمل براي همجنس
گرايان غير ممكن است چون در صورت
انجام آن اغلب آنها دست به خودكشي مي
زنند . |
|
|
به ياد داشته
باشيم كه طرد اين افراد به تقويت
همبستگي بين آنها كمك مي كند . به گونه
اي كه گروهي شدن آنها به صورت يك علامت
هويتي متبلور مي شود و به دنبال ‘آن
اينگونه افراد محل هاي تلاقي و
اجتماعات ويژه خود را به وجود مي
آورند . ايجاد چنين حالتي امكان
بازگشت آنها را مشكل مي سازد و در
نتيجه درمان آنها را با گسست تام
مواجه مي كند . در صورتيكه اگر اين
افراد به زندگي عادي خود در ميان
گروههاي مختلف تداوم بخشند و منزوي
نگردند مي توانند مانع دروني شدن
رفتار غير رسمي خود بشوند و چه بسا به
جنسيتي مطابق با ظاهر خود دستيابند . |
|
|
آنچه در
انتها ذكر آن لازم مي نمايد ، اشاره به
اين نكته است كه عمل جراحي تغيير
جنسيت را بايد به عنوان آخرين تير
تركش قلمداد كرد و كمك گرفتن از
روانشناسان را براي يافتن جنسيت
واقعي در اولويت اول قرار داد زيرا
اشتباه در تشخيص لزوم عمل جراحي ، غير
قابل برگشت و فرد را دچار مشكلات
حادتري مي كند . |
|
|
|
|
|
منبع
: روزنامه اعتماد |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|