| |
|
|
|
نقش
شناخت و آگاهي در تصميم گيري مديران |
|
|
|
|
|
يكي
از نيازهاي اساسي افراد جامعه اسلامي
، آگاهي به رويدادها و مسائل سياسي
داخلي و خارجي و شناخت عميق آنهاست ،
بدان گونه كه تك تك افراد قادر باشند
حوادث و قضايا را تجزيه و تحليل كرده و
با وقوف كامل به ابعاد مسائل ، راه را
از چاه شناخته و در مسير صحيح گام
بردارند . |
|
|
|
علي
(ع) مي فرمايد : مامن حركه الا و انت
محتاج بمعرفته |
|
|
|
«هيچ
حركتي نيست كه تو از شناخت براي آن
حركت بي نياز باشي .» |
|
|
|
يعني
محققا براي انتخاب بهترين راه در روند
تكامل انقلاب مقدس اسلامي نياز به
شناخت كافي نسبت به عوامل مختلف كه به
نوعي در انتخابمان موثرند ، خواهيم
داشت و اگر اين علم و آگاهي حاصل نشود
، بدون شك به سر منزل مقصود نخواهيم
رسيد . چنانچه پيامبر عظيم الشان
اسلام (ص) فرموده است : من عمل علي غير
علم كان مايفسد اكثر مما يصلح |
|
|
«هركس
بدون علم و آگاهي و شناخت عملي را
انجام دهد ، مسلما فساد آن عمل بيش از
اصلاحش خواهد بود . » يا در حديث ديگري
از امام صادق (ع) نقل شده كه فرموده اند
: العامل علي غير بصيره كالسائر علي
غير طريق |
|
|
«كسي
كه در كارها بدون بصيرت عمل مي كند ،
مانند كسي است كه به بيراهه مي رود .» (توجه
داشته باشيم كه بصيرت مرحله بالاتري
از آگاهي و شناخت است .) متاسفانه بعضي
از كوته فكران مي انديشند ، دين
مجموعه اي از اندرزها و نصايح و يا
مسائل مربوط به زندگي شخصي و خصوصي
است ، بدانند در حالي كه دين مجموعه
فراگيري است كه تمام زندگي انسانها
مخصوصا مسائل اجتماعي و سياسي را در
بر مي گيرد . اسلام ، دين اقامه قسط
وعدل و گسستن زنجيرهاي اسارت از دست
پاي انسانهاست . اسلام ، دين رهايي
مستضعفان از چنگال مستكبران و ظالمان
و ستمگران است . اسلام ، دين بخش دوران
سلطه صاحبان زرو زور و تزوير و نويد
دهنده استقرار حاكميت الله است .
بديهي است چنين اهداف متعالي و بلندي
بدون تشكيل حكومت قابل وصول نخواهد
بود . چه كسي مي تواند بدون برخورداري
از قدرت لازم تنها با توصيه هاي اخلاق
، اقامه قسط و عدل كند و دست مستكبران
و ظالمان و ستمگران را از سر مظلومان
كوتاه كند و كيست كه بدون اتكا به
نيروي كافي و برخورداري از امكانات و
وسايل تبليغاتي لازم موفق شود ، فضايل
و ملكاتي اخلاقي را در جامعه نشر
گسترش دهد . اگر پيامبر اسلام (ص) توفيق
يافت كه آيين آسماني اسلام را با سرعت
در جهان گسترش دهد ، بدون شك يكي از
مهمترين دلايل آن ، تاسيس حكومت بود
كه در نخستين فرصت بدان مباردت ورزيد
و بلافاصله بعد از هجرت به مدينه عملا
استقرار حكومت اسلام را اعلام كرد .لذا
همان گونه كه قبلا اشاره گرديد ، دين و
سياست دو عنصر تفكيك ناپذيرند كه اگر
دين از سياست جدا شود بازوي اجرايي
خود را به كلي از دست خواهد داد و اگر
سياست از دين فاصله بگيرد به عنصر
خطرناكي تبديل مي گردد كه همه چيز
رادر كام خود فرو خواهد برد . از
ديدگاه اسلام مساله سياست آنچنان با
امور اعتقادي و عبادي ممزوج شده كه
تفكيك و تجزيه آن امكان پذير نيست و
همانندتجزيه آب ، كه اكسيژن و هيدروژن
حاصل هيچكدام خاصيت آب را ندارند
سياست منهاي ديانت و ديانت منهاي
سياست هم نمي تواند اسلام كاملي باشد .
فلذا مسلمان واقعي نه تنها نمي تواند
از مسائل سياسي به دور باشد بلكه
بايستي با آنها برخوردي مثبت و
فعالانه و نه از نوع كسبي بلكه غريزي و
ذاتي داشته باشد . از سوي ديگر اگر با
ديد علمي به مسائل مختلف جامعه خود در
ابعاد فرهنگي ، اقتصادي ، نظامي ،
اجتماعي و ... بنگريم ، خواهيم ديد هر
مساله اي قبل از دارا بودن ابعاد ديگر
ابتدائا داراي يك بعد سياسي است .
ساختن يك جاه اگرچه ممكن است باهدف
فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي و ...
باشداما صرفنظر از همه اين اهداف
داراي يك بعد سياسي است . همينطور است
، احداث يك سد ، گسترش شبكه برق و
احداث يك كارخانه . در اين رابطه «رمون
آرون» استاد جامعه شناسي دانشگاه
پاريس مي گويد :«سياست يعني اخذ تصميم
درباره مسائل ناهمگون ، زيرا مثلا
تصميم اقتصاددان درباره مسائل همگون
است و منحصر مي شود به توليد ، توزيع و
مصرف اموال مادي در حالي كه تصميم به
ساختن يك مدرسه يا بمب اتمي بيشترجنبه
سياسي دارد تا فني و اقتصادي و اين
مفهوم از سياست ما را به يك مفهوم كلي
تري هدايت مي كند . اگر اخذ تصميم در
امري مستلزم ملاحظاتي باشد كه صرفا
جنبه فني ندارد و عوامل رواني و غير
رواني در آن مهم اند اين تصميمات را
نمي توا بيشتر سياسي دانست تا غير
سياسي .» بنابر اين ما چه بخواهيم و چه
نخواهيم ، چه آگاه باشيم و چه نباشيم ،
در مسائل سياسي جامعه خود نقش داريم .
اگر چه اين نقش محسوس و ملموس نباشد .
پس چه نيكوست باآگاهي و دقت لازم در
همه امر نقش خود را در برخورد با مسائل
بخوبي ايفا كرده و از بازده آن بهره
كافي ببريم . امروزه در دنيا ،
ابرقدرتها و استعمارگران شرقي و غربي
، با استفاده از عدم آگاهي و جهل مردم
نسبت به مسائل و رويدادهاي سياسي و يا
بي توجهي كم توجهي آنها ، بزرگترين
سواستفاده ها را كرده و كلاههاي گشادي
به سر ملل محروم گذارده اند و سرمايه
هاي كلاني را از آنهابه يغما برده اند
. بديهي است كه در چنين شرايط مي بايست
آحاد ملت همگام با آموزش اعتقادي و
كسب علوم و فرهنگ و معارف اسلامي نسبت
به فراگيري دانش سياسي نيز همت گمارده
و با افزايش سطح بينش و آگاهي هاي
سياسي ، حيات جامعه را در دنياي سياست
تضمين كنند ، چرا كه امام صادق (ص)
فرموده اند : العالم بزمانه لا تهجم
عليه اللوابس . |
|
|
«اگر
كسي به مسائل زمان خود آگاه باشد ، در
گير و دار فريبها و نيرنگها گول
نخواهد خورد .» |
|
|
رهبر كبير
انقلاب اسلامي ، حضرت امام خميني (ره)
با عنايت عميق و اعتقاد راسخ به اين
نكته در تمام طول حيات پر بركت خود ،
كرارا به لزوم آشنايي مردم با سياست
تاكيد كرده و در گوشه هاي متعددي از
وصيت نامه سياسي الهي خود نيز به آن
اشاره فرموده اند كه لازم است در جاي
خود مورد توجه و دقت خاص تك تك
مسلمانان بويژه مسوولان نظام قرار
گيرد . |
|
|
منبع
: روزنامه اعتماد |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|