help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

  

جوانان و بحران هويت

  
من كيستم؟ اين سوالي است كه ذهن هر فردي، به ويژه جوانان و نوجوانان را به خود مشغول مي دارد و به دنبال همين سوال است كه در جستجوي خويشتن و كسب هويت تلاش مي كند. البته اين سوال به يكباره در نوجوان بروز نمي كند، بلكه ريشه آن در دوران طفوليت وجود داشته و در جريان رشد، به تدريج وجود خود را از ديگران  متمايز مي سازد.
هويت يابي در دوران نوجواني به موازات رشد فيزيكي، شناختي، عاطفي و اجتماعي اهميت خاص مي يابد. بسياري از نوجوانان با شور زيادي از خود سوال مي كنند كه جايگاه اجتماعي من كجاست؟ شغل آينده من چيست؟ رشته تحصيلي من چه خواهد بود؟ سرانجام با چه كسي ازدواج خواهم كرد؟ و نهايتا ارزشهاي اخلاقي و فلسفي من چه خواهند بود؟
انتخاب اين راهها و ارزشها برعهده كيست و چه كسي مسئول شناساندن راه درست زيستن به نوجوانان است؟ جوابگويي به اين سوالات بيش از پيش رسالت والدين، مربيان و به ويژه مشاوران و مسئولان فرهنگي جامعه را نشان مي دهد.
شرح و بيان موضوع
هيچ چيز در دنيا براي نوجوان و جوان به اندازه سوالاتي كه به هويت او مربوط مي شود، نگراني و دلواپسي ايجاد نمي كند. اين كه او به گمان خويش، چگونه انساني است و درباره استنباط ديگران درباره خود چه احساسي دارد، او را براي تسلط بر خود به تلاش وامي دارد. يك روانكاو آمريكايي به نام اريكسون مي نويسد: معرفت هر فرد نسبت به خود منوط به اين است كه تصويرهايي كه او از خود دارد و چهره اي كه ديگران از وي ترسيم مي كنند، كدام زودتر در ضمير او جايگزين مي شود. غرور و حساسيت جوانان و همچنين سنگدلي ظاهري آنان نسبت به امور و ارزشها و بي پروايي آنان در انتقاد به همين موضوع بستگي دارد. به اعتقاد جيمز مارسيا، هويت يك نوع سازمان دروني خودجوش و پوياست كه از سائق ها، تواناي ها, باورها و تجارب گذشته فرد نشات مي گيرد. وي چهار نوع هويت را به شرح ذيل از هم متمايز كرده است.
هويت كسب شده: اين گروه از جوانان، بحران هويت را با موفقيت پشت سر گذاشته و نسبت به اهداف معيني، تعهدات لازم را در خود ايجاد نموده اند. اين گروه معمولا انعطاف پذيرند و با فكر و درايت عمل كرده و از اعتماد به نفس بالايي برخوردارند.
هويت پيش رس: اين گروه بدون داشتن تجربه بحران نوجواني، نسبت به اهداف خاصي كه ديگران و به ويژه والدين از قبل تدارك ديده اند، احساس تعهد پيدا كرده اند. مثل انتخاب ريشه نوع شغل و همسر و حتي سبك زندگي آنان توسط ديگران تعيين شده است. آنان معمولا انعطاف ناپذير و معتقد به اعتقادات خانوادگي و مرسومات و قوانين اجتماعي بوده و از مراجع قدرت پيروي مي كنند.
هويت خويشتن ياب: اين گروه هنوز در جهت كسب هويت تلاش كرده و همواره در حالتي دوگانه و متعارض به سر مي برند. معمولا مضطرب, پرحرف و رقابت طلب هستند و با والدين غير همجنس رابطه نزديكي دارند.
ابهام هويت: اين گروه هيچ نوع بحراني را تجربه و يا سپري نكرده و در عين حال به اهداف خاصي هم احساس تعهد نمي كنند و روي هم رفته افرادي بي خيال، سطحي و ناخرسند و تنها هستند.
اريكسون كه نام او با هويت يابي در دوره نوجواني تداعي مي شود، معتقد است كه عمده ترين تكليف يك نوجوان حل بحران «هويت در برابر سردرگمي نقش» است و براي رسيدن به هويتي كم و بيش با ثبات، نوجوان بايد نيازها و آرزوها و توانايي هاي خود را به شكل تازه اي سازمان دهي كند تا از طريق آن بتواند خود را با انتظارات موجود در جامعه وفق دهد.
اريكسون بر اين مساله تاكيد مي كند كه طرد شدن از طرف ديگران يا اجتماع ممكن است باعث شود كه نوجوان نتواند در خود احساس هويت پيدا كند. در دوره خويشتن يابي، نوجوان خود را مكلف مي بيند تا به اهداف خاصي، صادقانه تعهد سپرده و به آنها وفادار بماند. شايد به همين دليل است كه نوجوانان در بسياري موارد تمايل به عضويت در گروههاي خاص، مسلكهاي ويژه، مدهاي متنوع يا پيوستن به گروه هاي همسالان دارند.
علل احتمالي مساله
درك هويت خود مستلزم تقابل رواني- اجتماعي است. به عبارت ديگر نوجوان بايدبين آن تصوري كه از خودش دارد و آن تصوري كه از استنباط و انتظار ديگران از خودش دارد، هماهنگي ايجاد كند. نوجوان زماني به احساس هويت دست مي يابد كه ارزشهاي خود را انتخاب ونسبت به اهداف ياافراد خاصي احساس وفاداري كند. در جوامع سنتي، هويت مساله و معضل نبود و بحران هويت معني نداشت، چرا كه هويت افراد در جوامع سنتي به سادگي تعيين شدني و تاريخ گذشته، روشنگر هويت موجود افراد بود. اما در جوامع مدرنيته امروزي، برعكس تعريفهاي ثابت هويت منفجر شده اند و درون جوان، هويتهاي گوناگون با يكديگر به تعارض درآمده اند.
به نظر گيدنز در متن جامعه مدرنيته، احساس شرمساري بيش از احساس گناه در شكل گيري روحيه افراد موثر است و اريك فروم نيز از مرگ عشق و معني زندگي سخن مي گويد و بر مساله بيگانگي و وانهادگي انسان در عصر صنعت تاكيد نموده و مي افزايد كه اگر در قرن نوزدهم مساله اين بود كه خدا مرده است، در قرن حاضر، مساله اين است كه انسان مرده است.
عوامل متعددي در شكل گيري هويت نوجوان نقش دارند. عواملي نظير خانواده، مدرسه، محله زندگي نهادهاي ديني و اجتماعي، رسانه هاي گروهي و همسالان. با اين وصف به نظر مي رسد كه خانواده اولين نهادي است كه پايه هاي اوليه شخصيت نوجوان را شكل مي دهد. پدر و مادراني كه سبب نااميدي فرزندان خود مي شوند، معمولا آنهايي هستند كه براي خويش باعث نااميدي بوده و از اين امر آگاهي ندارند. دليل اين امر آن است كه بسياري از والدين تشخيص داده اند كه ديگر نمي توانند براي فرزندان خويش نمونه قهرمان به شمار آيند. جوانان معمولا به والديني نياز دارند كه بتوانند براي فرزندان خويش نمونه قابل پيروي، يا دست كم قابل تقليد باشند.
هنگامي كه مرز مشخصي در زندگي كودك وجود ندارد و يا زماني كه قوانين و مقررات تعريف نشده اند، وقتي كه والدين خود تعهد و ارزش مشخصي براي زندگي قائل نيستند، جوان به دشواري مي تواند، چهره واقعي خويش را بيان و حدودي را براي رفتار خود در نظر بگيرد. نوجوان و جوان اگر مايوس شود و دچار بحران هويت گردد، ممكن است به عنوان پاسخي براي مشكلات خويش به بزهكاري روي آورد و يا اضطراب هاي خود را در رفتارهاي عصبي آشكار سازد. از طرف ديگر آنچه زمينه را براي توفيق تهاجم فرهنگي بيگانگان فراهم مي سازد، اين است كه ما شخصيت جوانان را لطمه پذير و متزلزل سازيم. در آن صورت، جوانان ممكن است در مقابل هر تهاجمي تسليم  شوند و ميزان آسيب پذيريشان افزايش يابد.
چه بايد كرد؟
به هر حال هر جوان هم مثل هر گروه ديگري زبان خاص خودش را دارد و با آن زبان مسائل را بهتر درك مي كند. لذا بايد دقت شود تا زبان مشترك را پيدا و با آن زبان با جوان صحبت كنيم. مساله مهم در اين رابطه، تقويت نقاط مثبت شخصيت جوان مي باشد. زيرا جوانان تشنه محبت و شخصيت هستند. به عبارت ديگر، براي تجلي بخشيدن به ارزشها  دروني ساختن آنها در جوانان مي بايست به سه نياز عمده محبت، احترام به شخصيت و مسئوليت پذيري در آنان توجه شود.
ضروري ترين مرحله كار با نوجوانان و جوانان، داشتن يك رابطه خوب، مطلوب و انساني است. پذيرش و رعايت اصول زير به عنوان اصول برقراري رابطه انساني با نوجوانان و جوانان مي تواند زمينه ساز ورود به دنياي جوان و ياري رساندن به وي در تشكيل هويت مثبت و دروني ساختن ارزشهاي مطلوب اجتماعي باشد:
اصل پذيرش و احترام متقابل: يعتي محترم شمردن جوان، احترام به حقوق او، پذيرش وي آن طوري كه هست و توجه به نيازهاي همه جانبه او
اصل ايجاد امنيت رواني: يعني ايجاد فضاي سرشار از امنيت، محبت و آرامش به دور از هرگونه سرزنش و تحقير در خانواده ومحيط زندگي جوان
اصل برقراري ارتباط كلامي و عاطفي: توسط اعضاي خانواده به ويژه والدين با نوجوانان و جوانان يعني صميمانه، محرمانه و فعالانه به احساسات و حرفهاي جوان گوش دادن و واكنش مناسب نشان دادن
رعايت اصل برخورد مثبت و عدم مقايسه: يعني قبل از هر چيز توانايي هاي جوانان را تشخيص دادن و رفتارهاي مثبت او را تقويت كردن و رعايت تفاوتهاي فردي در برخورد با توانايي هاي آنان
رعايت اصل اعتدال: خودداري از افراط و تفريط در دادن آزادي و مسئوليت خانوادگي و اجتماعي به جوانان

منبع: روزنامه همشهري

  

صفحه قبلي

  

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin