help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   
دكتر علي شريعتي مردي كه مي دانست
 

29 خرداد هر سال يادآور خاموشي مردي است كه با ايماني بي تاب و روحي آتشناك و اراده اي بي باك به قصد اصلاح دين و فرهنگ جامعه اي كه مردمش را شديدا دوست مي داشت ، كمر همت بست و پاي به عرصه عمل نهاد . عملي كه در كلام آتشينش تجلي يافت و دگرگوني فكر و روان انسان را نشانه رفت . چرا كه او به درستي مي دانست تا جان تغيير نكند جهان نيز تغيير نخواهد كرد . ديري نپاييد كه دم مسيحايي او كه پس از مرگ بيش از زندگيش تاثير گذاشت ، به طيف گسترده اي از جوانان اين مرز و بوم روحي تازه دميد و موجب گشت تا آگاهي و بيداري كه نويد بخش شكوفايي و نوزايي فرنگي جهت تحقق جامعه انساني توحيدي است ، به تدريج جوانه زند .

اما ميان ما و شريعتي فاصله اي به اندازه يك انقلاب وجود دارد و اينك پس از 26 سال بايد به ارزيابي تحليلي – انتقادي افكار و اعمال او بپردازيم و بدين طريق ضمن بزرگداشت و بهره گيري از مواريث پر بار فرهنگ گذشته مان پاسخ هايي براي سوال ها و نيازهاي امروزي مان بيابيم و ببينيم شريعتي درميانه اين ميدان چه جايگاهي دارد .

«زنده ياد دكتر مجيد شريف»

بينش و روش (مشي) شريعتي همواره تحت الشعاع روحيه و منش وي بود . او روحي پر حيرت و پر اضطراب ، دلسوز مردم و بشدت راديكال داشت . با سعه صدر بود ، بلند نظر و غير مقيد به قالبها و جزم هاو تعصبات ، عاطفي بود و مهربان ، بي چارچوب و نا منظم و آشفته و شوريده و در عين حال شورآفرين ، سرگردان ، نگران و پرترديد ، با صداقت و جسارت بويژه در سنت شكني ، گوشه گير و متفكر ، بي تچربه و بي ميدان درعمل و مديريت ، سرشار از نبوغي خدادادي و عطشناك براي دانستن و عمل كردن و پيش رفتن پر بيم و پر اميد و سرشار از دريغ و آرزو ها .

درونمايه اي كه همچنان در لابه لاي آن دسته از نظريان شريعتي كه معطوف به زندگي اجتماعي ما ايرانيان است ، مي درخشد ايستادن بر روي مرز باريك ميان سنت گرايي و مدرنيسم و تلاش بي وقفه و خستگي ناپذير براي ايجاد سرمشقي و ، از طريق نقد توام سنت گرايي و مدرنيسم است . هر دوي اين مقوله ها يعني اعتراض به تعبد نسبت به سنت و هشدار به خود باختگي در مواجهه با دنيا مدرن از طريق ارايه نقدي ايجابي ، پس از گذشت بيست و شش سال از درگذشت شريعتي همچنان در جامعه ما تازگي و موضوعيت دارد . به جرات مي توان گفت كه شريعتي متفكري بود كه در پاسخ به عمده ترين نيازهاي جامعه واقع بينانه ترين نظريات را ارايه كرد . بر هيچ انديمشندي پوشيده نيست كه جامعه ما بويژه پس از مشروطه ، كوله بار سنت بردوش و آرمان مدرنيسم در سر داشته و تحولات آنگاه به سوي مدرنيسم سمت يافته است . در ابتداي مشروطه نيروي مدرنيسم افزايش يافت و در مقابل ، سنت كاستي گرفت و در زمان رضاخان چنين وضعي شتاب يافت و در اواخر سلطنت محمدرضا پهلوي به اوج خود رسيد . طي اين دوران از همان ابتداي مشروطه سنت نيز تلاش كرد تا پنجه در پنجه مدرنيسم افكند اين مبارزه جويي با مشروعه خواهي در زمان مشروطه آغاز شد و در دوره حكومت مصدق و خرداد 42 خودي نشان داد و با پيروزي انقلاب اسلامي قدرت سنت رو به افزايش نهاد و مدرنيسم را تضعيف كرد . متفكران جامعه ما نيز از يك سو بر اين حوادث تاريخي تاثير گذاردند و از سويي ديگر از آن تاثير پذيرفتند . عده اي به هواداري از مدرنيسم برخاستند و عده اي به دفاع از سنت پرداختند .

واقعيت اين است كه تفكر تقي زاده اي كه با آرمانشهر تمدن بزرگ محمد رضا پهلوي ملازم شد پا را فراتر از تقليد از غرب نگذارد و نتوانست كه با واقعيات جامعه انطباق يابد . تفكر ماركسيستي نيز در كليشه ايجاد طبقه كارگر و يا انقلاب خلقي درماند و اما سنت گرايان از همان ابتدا به نفي تمدن غرب و نقد نابساماني هاي آن محدود ماندند و نتوانستند تفكر ارايه كنند كه مبنا و راهنمايي باشد براي برنامه اي عملي در مواجهه با تحولات جديد . دراين ميان دكتر علي شريعتي باك درك عميق سنگيني سنت وتبعات مدرنيسم نه مدرنيسم را به گونه اي تام وكامل پذيرفت تا سنت را كنار بنهد و نه جانب سنت را گرفت تابه مدرنيسم پشت كند . او گونه اي شكلي و مكانيكي دست به كار تلفيق سنت و مدرنيسم نزد و نيز به نقد سلبي و در واقع به نفي هر دو نيز روي نياورد ، بلكه با در دست داشتن ملاك و معيار نقد به انتقادي ايجابي از سنت و مدرنيته همت گماشت و آنگاه بديلي تركيبي ارايه كرد . نقد شريعتي جزيي از بديلي بود كه ارايه مي كرد . او ملاكهاي نقد سنت و مدرنيته را آنچنان به يكديگر نزديك مي سازد كه بطور طبيعي در هم مي آميزند و خود به صورت بديل سربلند مي كنند .

شريعتي سنت را مسخ شده معرفي مي كند و حول وحوش اين مدعا مباحث زيادي طرح مي كند براي موشكافي دقيقتر نقد شريعتي از سنت مناسب است به رويكرد او نسبت به تشيع صفوي نگاهي بيفتكنيم . او تشيع صفوي را مظهر سنت مسخ شده معرفي مي كند و با ملاك تشيع علوي به انتقاد ايجابي از آن مي پردازد و همان ملاك را به عنوان بديل مطرح مي كند . او در جست و جوي موشكافانه خود تشيع صفوي را متشكل از عناصري مي بيند چون تعصب ، خرافه ، تقليد ، پذيرش نابرابر موجود ، فرمانبري و اسارت پذيري ، شكوه از جور در عين سلطه پذيري ، مقدس مابي و قشري گري ‌، سكون خود وانهادگي ، و اميد به قلب ماهيت انسان و جبرگرايي . در مقابل با طرح ملاكهاي چون خرد ، علم ، آشنايي به اوضاع زمان ، اجتهاد ، برابر جويي ، آزاديخواهي ، حركت ، خودسازي ، عرفان ، اختيار ، عناصر تشيع صفوي را نقد مي كند و بديل آن يعني تشيع علوي را سامان مي دهد .

    

   صفحه بعدي      صفحه قبلي 

 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin