help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   
فرهنگ سياسي چيست ؟
 

فرهنگ جوهره هستي و ذات زندگي آدمي است و شيوه زندگي و رفتار يك اجتماعي را در تطور تاريخي تعيين مي كند . فرهنگ به افراد جامعه احساس هويت و متعلق بودن بخشيده و حقوق و رسالت و وظايف و چگونگي رفتار و كردار افراد را شكل مي دهد . فرهنگ با عناصر دروني اش مي تواند تنش هاي جامعه را كاهش داده و با توسل به راههاي مناسب ، همبستگي اجتماعي را افزايش دهد . با عنايت به اهميت فرهنگ و نقش آن در زندگي اجتماعي افراد جامعه و با توجه به سطح آگاهي و جنبه هاي مختلف رفتاري مردم و با توجه به سطح آگاهي و جنبه هاب مختلف رفتاري مردم و موضع گيري آنان نسبت به مسائل عمومي و موضوعات و جريانات سياسي لازم دانسته شد كه در اين فرصت درباره فرهنگ سياسي سخن گفته شود .

 

تعريف فرهنگ سياسي

فرهنگ سياسي يك جامعه عبارت است از مجموعه باورها ، گرايش ها و بينشها ، ارزشها ، معيارها و عقايدي كه در طول زمان شكل گرفته و تحت تاثير وقايع ، روندها و تجربيات تاريخي از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود و در غالب آنها نهادها ، رفتارها ، ساختارها و كنش هاي سياسي براي نيل به هدفهاي جامعه شكل مي گيرد .

فرهنگ سياسي متاثر ار فرهنگ عمومي است . فرهنگ سياسي هم اهداف كلان جامعه را در بر مي گيرد و هم اسباب و ساز و كار بكار گرفته شده براي نيل به آنها .

در فرهنگ سياسي مفاهيمي چون قدرت ، آزادي ، مردم سالاري ، حاكميت ، مشروعيت ، استبداد ، برابري و عدالت ، دولت و حكومت ، حقوق اساسي ، ايدئولوژي ، خلق و خوي ملي ، روانشناسي و جامعه شناسي سياسي ملتها و ديگر پديده هاي مطرح در قلمرو سياست مورد توجه است و تمامي اين مفاهيم ريشه در سنتها و باورها و عقايد و ارزشهاي يك ملت دارد .

بعضي از متفكران ، فرهنگ سياسي را اين چنين تعريف كرده اند : فرهنگ سياسي را بايد مجموعه اي از احساسات ، ارزشها ، عواطف ، رفتارها و اخلاقيات دانست كه شكل دهنده علل سياسي و رفتار اجتماعي يكايك افراد جامعه در زندگي سياسي است . فرهنگ بر شكل و ساختارهاي حكومتي تاثير مي گذارد و متقابلا رفتار و كردار شهروندان هم از فرهنگ حاكمان تاثير مي پذيرد . به عبارت ديگر نگاه به فرهنگ سياسي ، شناخت رابطه متقابل دولت و ملت از يك سو و نوع و ميزان تاثير گذاري رابطه فرهنگ با سياست از سوي ديگر است .

بدين دليل براي دستيالي به درك صحيحي از ميزان محتواي فرهنگ سياسي مردم ، اصل ميزان اعتماد و وفاداري مردم نسبت به نظام سياسي بسيار مهم است .

رفتار سياسي هر فرد و يا گروهي و حتي دولت به چگونگي فرهنگ سياسي آن بستگي دارد . فرهنگ سياسي محصول فرهنگ نظام سياسي و اعضاي منفرد نظام است و ريشه در رويدادهاي اجتماعي و تجارب فردي دارد .

فرهنگ سياسي بر اين فرض مبتني است :

نگرشها ، احساسات و ادراكات ، حاكم بر رفتار سياسي در هر جامعه اي از امور تصادفي نيستند ، بلكه نمايانگر الگوهاي سازگاري هستند كه با هم تناسب دارند و يكديگر را متقابلا تقويت مي كنند .

-

هر جامعه ، فرهنگ سياسي خاص خود را دارد كه به فرآيند هاي سياسي معنا و جهت مي دهد .

-

هر فرد در زمينه تاريخي خود بايد چيزهايي بياموزد و به دروني كردن معرفت و احساسات مربوط به سياست در جامعه و مردم خويش اقدام كند و لذا ريشه فرهنگ سياسي در روانشناسي است به اين معنا كه فرهنگ سياسي را هر نسل از نسل قبل به ارث مي برد . فرآيندهاي كلي هم بايد تابع قانوني باشد كه بر توسعه شخصيت فردي فرهنگي عمومي جامعه حاكم است .

-

براي ارزيابي سطح فرهنگ سياسي در جامعه بايد به چند ضابطه كلي توجه كرد :

آحاد ملت چه اطلاعاتي درباره نظام سياسي ، قدرت نيروهاي حاكم و نقش نخبگان سياسي در فرآيند تصميم گيري سياست داخلي و روابط خارجي دارند .

-

افراد جامعه چگونه خود را به عنوان عضوي از نظام سياسي تصور مي كنند و ميزان آگاهي از تاريخ و موقعيت اقتصادي و اجتماعي جامعه به چه ميزاني است .

-

آيا افراد جامعه از حقوق سياسي واجتماعي خود مندرج در قانون اساسي مطلع هستند و به چه ميزاني از اين حقوق برخوردارند .

-

هر نوع نظام سياسي براي حفظ و استمرار حاكميت خود به فرهنگ سياسي خاصي نيازمند است يعني در هر نظامي قلمرو ذهني سازمان يافته اي در باب مسائل و موضوعات سياسي وجود دارد كه حاصل پويش جمعي ، تاريخ زندگي سياسي ، فرهنگي ، اقتصادي يك ملت است و نظام سياسي آن را شكل و معنا مي دهد . با توصيف فرهنگ سياسي و بيان مشخصات آن و اينكه افراد جامعه نسبت به نظام سياسي چه شناختي دارند و چه راههايي را براي مشاركت خود و پويش توسعه سياسي انتخاب مي كنند ، نوع فرهنگ سياسي را مي توان شناسايي كرد .

گابريل آلمونه و وربا سه نوع عالي از فرهنگ سياسي را به شرح زير معرفي مي كنند :

فرهنگ سياسي مشاركتي :

اين نوع از فرهنگ سياسي در جوامع بسيار پيشرفته وجود دارد . در اين جوامع مردم در زندگي سياسي مشاركت مي كنند و مردم ب شهروند بودن خود آگاهند و به سياست توجه مي كنند . مشاركت كنندگان سياسي از ساختار و روند نظام سياسي آگاه هستند و به نظام سياسي كشورشان افتخار مي كنند ، مردم از حقوق و تكاليف خود آگاهي دارند و مشاركت كنندگان معتقدند كه مي توانند تا حدي بر سياست تاثيرگذارند و مي توانند نسبت به بي عدالتي ها به صورت گروههاي سازمان يافته معترض باشند . اين فرهنگ سياسي مناسبترين شكل براي حفظ دموكراسي است .

فرهنگ سياسي تبعي :

در اين فرهنگ مردم علاوه بر آگاهي نسبت به شهروند بودن خود به صورت انفعالي با سياست و مسائل سياسي درگيرند . مردم در انتخابات شركت مي كنند اما راي صميمانه اي نمي دهند . مردم اخبار سياسي را پيگري مي كنند اما به نظام سياسي خودمفتخر نيستند و نسبت به آن چندان تعهد و تكليفي احساس نمي كنند . در چنين فرهنگي كه مردم خود را كاملا تابع مي دانند ، دموكراسي به دشواري مي تواند ريشه استوار يابد .

فرهنگ سياسي محدود :

در اين فرهنگ مردم از نظام سياسي خود آگاهي چنداني ندارند و فكر نمي كنند كه يك شهروند يا عضوي از جامعه هستند . مردم به سياست اعتنا نمي كنند و بندرت درباره مسائل سياسي سخن مي گويند . اين فرهنگ سياسي متعلق به جوامع سنتي و عقب مانده است .

آلمونه و وربا از فرهنگ سياسي مختلط هم نام مي برند .

لازمه تحليل ساخت قدرت سياسي در هر كشور بررسي جنبه هاي گوناگون فرهنگ سياسي آن كشور است كه رفتار سياسي رهبران و اقشار اجتماعي را تعيين مي كنند از سوي ديگر مشروعيت نظام سياسي متاثر از فرهنگ سياسي حاكم بر آن كشور است . فرهنگ سياسي ايرانيان فاقد عنصر تساهل و مدارا است . اين مساله هم در حوزه سياست و هم از نظر فكري و فرهنگي در هر جامعه اي از مهمترين وجوه تمايز تصميم گيري ها و حركت سياسي به شمار مي آيد . در هر جامعه اي كه اجماع نظر ميان دست اندركاران و شهروندان وجود داشته باشد روابط افراد ، گروههاو نهادهاي سياسي و اجتماعي بر اساس رقابتي سالم و نه مطلق انجام مي گيرد .

يكي از خصوصيات توسعه سياسي ، وجود فرهنگ سياسي سالم ، مشاركتي و گسترش پويش مساركت سياسي و اجتماعي ، اقتصادي است به نحوي كه تمامي مردم خود را در تصميم گيري هاي سياسي جامعه شريك بدانند .

 

منبع : روزنامه اعتماد

 
صفحه قبلي
 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin