help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

   
بهبود معيشت فرهنگيان ؛ رويايي دست نيافتني
  

از ديدگاه بنيانگذار بزرگ انقلاب «مساله فرهنگ و آموزش و پرورش در راس مسائل كشور قرار دارد و معلمي شغل انبياست حتي خداوند اين سمت را به خودش مي دهد . الله ولي الذين آمنو يخرجهم من الظلمات الي النور. خدا ولي مومنان است و آنان را به وسيله انبيا و نزول آيه هاي وحي از ظلمت به سوي نور دعوت مي كند.»

از نگاه رهبر «معلمان پرورش دهندگان فكر و استعداد و شخصيت نسلهاي روبه رشد كشورند و چشم و چراغ اين مملكت محسوب مي شوند .»

رييس جمهور در آغاز نخستين دوره رياست جمهوري خود ضمن سخنراني در جمع معلمان نمونه اينطور بيان داشتند كه « شما درباره معلم وصفهاي خيلي خوبي شنيده ايد ، تمجيد و تجليل از معلم ايجاب مي كند تا بگوييم كه معلم در اين نظام چه پايگاهي دارد ؟ و آن ديدگاهها چه آثار و نتايج عملي بايد داشته باشد و از آن همه منزلت بياني و ذهني ،. در مقام عمل چه چيز نصيب معلمان ما مي شود ؟ بجاي اينكه مرتب سخن پردازي كنيم و توصيفهاي والا از معلمان بياوريم ، بگوييم اين معلم اين قدر عزيز است ، بخصوص از نظر اسلام ، در مقام عمل چه چيزي دستگيرش مي شود ؟ براي اين كار بايد ببينيم كه در چه موقعيتي هستيم . بايد ببينيم كه جايگاه آموزش و پرورش و معلم در اين نظام كجاست و چگونه بايد باشد . ما از توسعه سخن مي گوييم و در جست و جوي جامعه اي توسعه يافته هستيم . در توسعه اي كه ما از آن سخن مي گوييم آموزش و پرورش بايد به عنوان مهمترين ركن توسعه و مولدترين بخش جامعه به حساب آيد . اگر اين ديد وزارتخانه و يك وزير همه مشكلات را حل بكند ، در اين راستا نياز به تغيير بينش در همه اجزاي جامعه و نياز به يك عزم ملي و بكار گرفتن همه نيروها و انديشه ها و توانها احساس مي شود تا آموزش و پرورش در جايگاه واقعي خود قرار گيرد بنابراين گزافه نيست كه بگوييم اگر بخواهيم يك جامعه مدني متعال انساني برسيم بايد به معلم و آموزش وپرورش بپردازيم . معلم از امتيازاتي كه در اين دنيا و جود دارد چه مي خواهد ؟ خوشبختانه معلمان ما نه قدرت داشتند و نه ثروت و نه خواستار ثروت و قدرت اند ، آنها منزلت مي خواهند . شرط اول منزلت اجتماعي اينست كه زندگي معلمان طوري باشد كه رغبت براي حضور در آموزش و پرورش زياد باشد نه اينكه خداي ناكرده انتظار داشته باشيم كه بهترينهاي جامعه مابيايند و با دست خالي بروند در آنجا كار كنند . حل مشكل كارمندان بايد با حل مشكل آموزش و پروش شروع شود . به علت اينكه اول آموزش و پرورش بخش عظيم و مهم كارمندي ما را تشكيل مي دهد و دوم اينكه سرنوشت همه خانواده ها به آن گره خورده است .معلم بايد با فراغت بال و امنيت خاطر وظيفه بزرگ خود را انجام بدهد . بنابراين شرط اول پويا و پرمحتوا كردن آموزش و پرورش اين است كه در كنار منزلت اجتماعي ، زندگي معلم تامين شود و اگر عدالت اجتماعي به معني ايجاد فرصتهاي مساوي براي همه افراد ، همه مناطق و همه گروهها براي دستيابي به امكانات يك زندگي بهتر است ، اين فرصتها بايد در اختيار معلمان و اجزاي آموزش و پرورش نيز قرار گيرد . آموزش و پرورش قبل از انقلاب مطلوب ترين بخش رسمي جامعه ما بود . متدين ترين ، متعهد ترين ، مستقل ترين و با شخصيت ترين افراد حتي با تحصيلات بالا ترجيح ميدادند در آموزش و پرورش به كار مشغول شوند .» بطور كلي فرهنگيان در گذشته منزلت اجتماعي بيشتري داشتند و از رفاه نسبي برخوردار بودند . به عنوان مثال معلمي داشتند و از رفاه نسبي برخوردار بودند . به عنوان مثال معلمي كه 24 سال قبل ماهانه 2800 تومان حقوق مي گرفت . حقوق ماهانه او چيزي معادل 400 دلار و به حساب امروز 320 هزار تومان بود و اگر امروز چنين مبلغي ماهانه به او پرداخت شود تازه حقوقي را دريافت كرده است كه در سالهاي اوليه استخدام خود دريافت مي كرد .در آن روز يك نفر معلم و يا كارمند مي توانست قسمتي از حقوق خود را پس انداز كند و پس از چند سال با پس اندازهاي خود صاحب خانه شود  يك ساختمان ويلايي كه امروز در تهران بيش اي يكصد ميليون تومان خريد و فروش مي شود ، تنها حدود هشتاد هزار تومان به فروش ميرسيد . با 5000 تومان انسان مي توانست از سراسر اروپا ديدن كند .شكر كيلويي 24 ريال بود . بهترين نوع برنج ايراني با كيلويي كمتر از صدريال عرضه مي شد . موز صبح تا غروب كيلويي 30 ريال بود و با روشن چراغها مي رسيد به كيلويي 10 ريال و حتي كمتر از آن .يك فرد تنها ، با 200 تومان مي توانست يك ماه راحت زندگي كند . كرايه اتاق هم بدهد پس از پايان ماه مبلغي را هم پس انداز كند و مي توانست با پس اندازهاي خود و با استفاده از 45 درصد تخفيف بليت هواپيما به نقاط مختلف كشور و هر از گاهي به كشورهاي مختلف دنيا مسافرت كند . فرهنگيان هم مانند كارمندان ديگر بن كمكهاي غير نقدي دريافت مي كردند و اختلاف و تبعيض طبقاتي تا به اين حد نبود . با گذشت زمان ، به تدريج كه ارزش ريال در برابر ارزهاي خارجي و در نتيجه سطح درآمد خانواده ها كاهش مي يابد ، فرهنگيان قدرت خريد خود را از دست مي دهند امتياز استفاده از تخفيف بليت هواپيما لغو مي شود . پس از چندي از دريافت بن كمكهاي غير نقدي هم محروم مي شوند و با آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران ، دو ساعت به ساعت كار هفتگي دبيران در مدارس راهنمايي و دبيرستانها بدون هيچ افزايش حقوقي اضافه مي شود ، تورم و گراني بيداد مي كند و در كنار آن ، بخصوص در سالهاي اخير كه گاه مطالبي توهين آميز در رسانه ها و سريالهاي تلويزيوني در جهت تحقير فرهنگيان عنوان شده و بدين وسيله حيثيت جامعه فرهنجيان به بازي گرفته مي شود .اين در حالي است كه فرهنگيان در طي انقلاب و در طول جنگ شهداي بسياري را تقديم كرده  همواره در تمام صحنه هاي سياسي اجتماعي جامعه حضور فعال داشته و دارند . اينگونه برخوردهاي نابجا با فرهنگيان براي چه و چرا ؟ شايد به جرم داشتن آگاهي دادن و مهارت ها و توانايي ها و شايستگي هاي لازم به فرزندان اين سرزمين و به پاس فداكاري ها و تا نيمه هاي شب بيدار ماندن جهت مطالعه تهيه طرح درسي ، طرح سئوال ، بررسي تكاليف دانش آموزان ، تصحيح اوراق و ... بايد كه با آنان اينگونه برخورد شود .بر اساس معيارهاي جهاني هم اكنون معلمان و به طور كلي فرهنگيان با توجه به پايين بودن ميزان حقوق ماهانه ، تورم گراني زير خط فقر رندگي مي كنند . اين است كه شعارهايي چون « معلم چراغي است گيتي فروز – معلمي شغل انبياست – معلمان چشم و چراغ جامعه اند – معلمي اشتغال نيست ، اشتعال است ، آموزش و پرورش مهمترين ركن توجه محسوب مي شوند و ...»ديگر كارايي ندارند و مشكلي را حل نمي كند . بنا به گفته پيامبر گرامي اسلام (ص) : « فقر مادي زمينه ساز گرايش به كفر است » و به اعتقاد مولي علي (ع) : «كسي كه معاش ندارد ، معاد ندارد » اينجاست كه امام سجاد عليه السلام در صحيفه و در قالب دعا اينطور بيان مي دارد :« خداوندا از فقر به تو پناه مي برم » و در همين راستا معلم ، امروز به جاي اينكه اوقات فراغت خود را به مطالعه تحقيق بگذراند به شغلهاي دوم و سوم روي مي آورد ، از بيشتر نيازها و خواسته هاي خود صرفنظر مي كند وبه دليل تضاد طبقاتي ، رانت خواري، اختلاس ، مصرف گرايي ، اسراف تجمل پرستي انحصار پيدا و پنهان ، حيف و ميل ها ، بذل و بخشش ها ، ضعف مديريت دركارها نبودن ، معيارهاي درست و منطقي در توزيع ثروتهاي جامعه ، تعارض بين جناح هاي سياسي و عدم اجراي عدالت اجتماعي كه جامعه ما را با يك بحران بزرگ روبرو كرده است در كشورهاي ثروتمند از داشتن يك زندگي ايده آل محروم است .

منبع : روزنامه اعتماد
 
صفحه قبلي
 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin