|
|
| |
|
|
|
بهبود
معيشت فرهنگيان ؛ رويايي دست نيافتني |
|
|
|
|
|
از
ديدگاه بنيانگذار بزرگ انقلاب «مساله
فرهنگ و آموزش و پرورش در راس مسائل
كشور قرار دارد و معلمي شغل انبياست
حتي خداوند اين سمت را به خودش مي دهد .
الله ولي الذين آمنو يخرجهم من
الظلمات الي النور. خدا ولي مومنان
است و آنان را به وسيله انبيا و نزول
آيه هاي وحي از ظلمت به سوي نور دعوت
مي كند.» |
|
|
|
از
نگاه رهبر «معلمان پرورش دهندگان فكر
و استعداد و شخصيت نسلهاي روبه رشد
كشورند و چشم و چراغ اين مملكت محسوب
مي شوند .» |
|
|
|
رييس
جمهور در آغاز نخستين دوره رياست
جمهوري خود ضمن سخنراني در جمع معلمان
نمونه اينطور بيان داشتند كه « شما
درباره معلم وصفهاي خيلي خوبي شنيده
ايد ، تمجيد و تجليل از معلم ايجاب مي
كند تا بگوييم كه معلم در اين نظام چه
پايگاهي دارد ؟ و آن ديدگاهها چه آثار
و نتايج عملي بايد داشته باشد و از آن
همه منزلت بياني و ذهني ،. در مقام عمل
چه چيز نصيب معلمان ما مي شود ؟ بجاي
اينكه مرتب سخن پردازي كنيم و
توصيفهاي والا از معلمان بياوريم ،
بگوييم اين معلم اين قدر عزيز است ،
بخصوص از نظر اسلام ، در مقام عمل چه
چيزي دستگيرش مي شود ؟ براي اين كار
بايد ببينيم كه در چه موقعيتي هستيم .
بايد ببينيم كه جايگاه آموزش و پرورش
و معلم در اين نظام كجاست و چگونه بايد
باشد . ما از توسعه سخن مي گوييم و در
جست و جوي جامعه اي توسعه يافته هستيم
. در توسعه اي كه ما از آن سخن مي گوييم
آموزش و پرورش بايد به عنوان مهمترين
ركن توسعه و مولدترين بخش جامعه به
حساب آيد . اگر اين ديد وزارتخانه و يك
وزير همه مشكلات را حل بكند ، در اين
راستا نياز به تغيير بينش در همه
اجزاي جامعه و نياز به يك عزم ملي و
بكار گرفتن همه نيروها و انديشه ها و
توانها احساس مي شود تا آموزش و پرورش
در جايگاه واقعي خود قرار گيرد
بنابراين گزافه نيست كه بگوييم اگر
بخواهيم يك جامعه مدني متعال انساني
برسيم بايد به معلم و آموزش وپرورش
بپردازيم . معلم از امتيازاتي كه در
اين دنيا و جود دارد چه مي خواهد ؟
خوشبختانه معلمان ما نه قدرت داشتند و
نه ثروت و نه خواستار ثروت و قدرت اند
، آنها منزلت مي خواهند . شرط اول
منزلت اجتماعي اينست كه زندگي معلمان
طوري باشد كه رغبت براي حضور در آموزش
و پرورش زياد باشد نه اينكه خداي
ناكرده انتظار داشته باشيم كه
بهترينهاي جامعه مابيايند و با دست
خالي بروند در آنجا كار كنند . حل مشكل
كارمندان بايد با حل مشكل آموزش و
پروش شروع شود . به علت اينكه اول
آموزش و پرورش بخش عظيم و مهم كارمندي
ما را تشكيل مي دهد و دوم اينكه سرنوشت
همه خانواده ها به آن گره خورده است .معلم
بايد با فراغت بال و امنيت خاطر وظيفه
بزرگ خود را انجام بدهد . بنابراين شرط
اول پويا و پرمحتوا كردن آموزش و
پرورش اين است كه در كنار منزلت
اجتماعي ، زندگي معلم تامين شود و اگر
عدالت اجتماعي به معني ايجاد فرصتهاي
مساوي براي همه افراد ، همه مناطق و
همه گروهها براي دستيابي به امكانات
يك زندگي بهتر است ، اين فرصتها بايد
در اختيار معلمان و اجزاي آموزش و
پرورش نيز قرار گيرد . آموزش و پرورش
قبل از انقلاب مطلوب ترين بخش رسمي
جامعه ما بود . متدين ترين ، متعهد
ترين ، مستقل ترين و با شخصيت ترين
افراد حتي با تحصيلات بالا ترجيح
ميدادند در آموزش و پرورش به كار
مشغول شوند .» بطور كلي فرهنگيان در
گذشته منزلت اجتماعي بيشتري داشتند و
از رفاه نسبي برخوردار بودند . به
عنوان مثال معلمي داشتند و از رفاه
نسبي برخوردار بودند . به عنوان مثال
معلمي كه 24 سال قبل ماهانه 2800 تومان
حقوق مي گرفت . حقوق ماهانه او چيزي
معادل 400 دلار و به حساب امروز 320 هزار
تومان بود و اگر امروز چنين مبلغي
ماهانه به او پرداخت شود تازه حقوقي
را دريافت كرده است كه در سالهاي
اوليه استخدام خود دريافت مي كرد .در
آن روز يك نفر معلم و يا كارمند مي
توانست قسمتي از حقوق خود را پس انداز
كند و پس از چند سال با پس اندازهاي
خود صاحب خانه شود
يك ساختمان ويلايي كه امروز در
تهران بيش اي يكصد ميليون تومان خريد
و فروش مي شود ، تنها حدود هشتاد هزار
تومان به فروش ميرسيد . با 5000 تومان
انسان مي توانست از سراسر اروپا ديدن
كند .شكر كيلويي 24 ريال بود . بهترين
نوع برنج ايراني با كيلويي كمتر از
صدريال عرضه مي شد . موز صبح تا غروب
كيلويي 30 ريال بود و با روشن چراغها مي
رسيد به كيلويي 10 ريال و حتي كمتر از
آن .يك فرد تنها ، با 200 تومان مي
توانست يك ماه راحت زندگي كند . كرايه
اتاق هم بدهد پس از پايان ماه مبلغي را
هم پس انداز كند و مي توانست با پس
اندازهاي خود و با استفاده از 45 درصد
تخفيف بليت هواپيما به نقاط مختلف
كشور و هر از گاهي به كشورهاي مختلف
دنيا مسافرت كند . فرهنگيان هم مانند
كارمندان ديگر بن كمكهاي غير نقدي
دريافت مي كردند و اختلاف و تبعيض
طبقاتي تا به اين حد نبود . با گذشت
زمان ، به تدريج كه ارزش ريال در برابر
ارزهاي خارجي و در نتيجه سطح درآمد
خانواده ها كاهش مي يابد ، فرهنگيان
قدرت خريد خود را از دست مي دهند
امتياز استفاده از تخفيف بليت
هواپيما لغو مي شود . پس از چندي از
دريافت بن كمكهاي غير نقدي هم محروم
مي شوند و با آغاز جنگ تحميلي عراق
عليه ايران ، دو ساعت به ساعت كار
هفتگي دبيران در مدارس راهنمايي و
دبيرستانها بدون هيچ افزايش حقوقي
اضافه مي شود ، تورم و گراني بيداد مي
كند و در كنار آن ، بخصوص در سالهاي
اخير كه گاه مطالبي توهين آميز در
رسانه ها و سريالهاي تلويزيوني در جهت
تحقير فرهنگيان عنوان شده و بدين
وسيله حيثيت جامعه فرهنجيان به بازي
گرفته مي شود .اين در حالي است كه
فرهنگيان در طي انقلاب و در طول جنگ
شهداي بسياري را تقديم كرده
همواره در تمام صحنه هاي سياسي
اجتماعي جامعه حضور فعال داشته و
دارند . اينگونه برخوردهاي نابجا با
فرهنگيان براي چه و چرا ؟ شايد به جرم
داشتن آگاهي دادن و مهارت ها و
توانايي ها و شايستگي هاي لازم به
فرزندان اين سرزمين و به پاس فداكاري
ها و تا نيمه هاي شب بيدار ماندن جهت
مطالعه تهيه طرح درسي ، طرح سئوال ،
بررسي تكاليف دانش آموزان ، تصحيح
اوراق و ... بايد كه با آنان اينگونه
برخورد شود .بر اساس معيارهاي جهاني
هم اكنون معلمان و به طور كلي
فرهنگيان با توجه به پايين بودن ميزان
حقوق ماهانه ، تورم گراني زير خط فقر
رندگي مي كنند . اين است كه شعارهايي
چون « معلم چراغي است گيتي فروز –
معلمي شغل انبياست – معلمان چشم و
چراغ جامعه اند – معلمي اشتغال نيست ،
اشتعال است ، آموزش و پرورش مهمترين
ركن توجه محسوب مي شوند و ...»ديگر
كارايي ندارند و مشكلي را حل نمي كند .
بنا به گفته پيامبر گرامي اسلام (ص) : «
فقر مادي زمينه ساز گرايش به كفر است »
و به اعتقاد مولي علي (ع) : «كسي كه معاش
ندارد ، معاد ندارد » اينجاست كه امام
سجاد عليه السلام در صحيفه و در قالب
دعا اينطور بيان مي دارد :« خداوندا از
فقر به تو پناه مي برم » و در همين
راستا معلم ، امروز به جاي اينكه
اوقات فراغت خود را به مطالعه تحقيق
بگذراند به شغلهاي دوم و سوم روي مي
آورد ، از بيشتر نيازها و خواسته هاي
خود صرفنظر مي كند وبه دليل تضاد
طبقاتي ، رانت خواري، اختلاس ، مصرف
گرايي ، اسراف تجمل پرستي انحصار پيدا
و پنهان ، حيف و ميل ها ، بذل و بخشش ها
، ضعف مديريت دركارها نبودن ،
معيارهاي درست و منطقي در توزيع
ثروتهاي جامعه ، تعارض بين جناح هاي
سياسي و عدم اجراي عدالت اجتماعي كه
جامعه ما را با يك بحران بزرگ روبرو
كرده است در كشورهاي ثروتمند از داشتن
يك زندگي ايده آل محروم است . |
|
|
منبع
: روزنامه اعتماد |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|
|