|
|
|
|
|
دبير
شوراي سياستگذاري مجامع كانونهاي
فرهنگي – دانشجويي كشور : |
|
|
بودجه
فرهنگي را صرف كارهاي فرهنگي كنيد |
|
|
|
|
|
فكر
اوليه تشكيل اين مجامع در سال 78 در
نشست بزرگ كانونهاي فرهنگي توسط خود
دانشجويان مطرح شد تا به اين وسيله و
با ايجاد يك وحدت رويه و همسويي و به
وجود آوردن فضاي مفاهمه بين كانونها ،
اقدام به تشكيل يك اتحاديه دانشجويي
– فرهنگي كنند .مجامع اين كانونها كه
در 9 حوزه (فرهنگي ، اجتماعي ، قرآن و
عترت ، گفت و گوي تمدنها ، موسيقي
،تئاتر ، هنرهاي تجسمي ، فيلم و عكس
،صنايع دستي و شعر و ادب) فعاليت مي
كند بايد هر ساله در مهر ماه برگزار
شود اما امسال به علت تاخير در اعلام
بودجه 9 ماه به تعويق افتاده و در
ارديبهشت 82 برگزار مي شود . |
|
|
|
كانونهاي
فرهنگي دانشگاه ها در حال حاضر زير
نظر اداره امور فعاليتهاي فرهنگي
مربوط به دانشگاهشان و بر اساس آيين
نامه يي كه دكتر معين در سال 80-81 به
دانشگاهها ابلاغ كردند تشكيل شده و در
حال فعاليت هستند اين كانونها مي
تواننند عضو مجامع بودند مجامع نيز
نهادهايي هستند برآمده از بدنه همين
كانونهاي فرهنگي دانشجويان كشور در
قالب 320 كانون ، 30 هزار دانشجو را تحت
عضويت خود دارند . |
|
|
|
در
آغاز سومين نشست اين مجامع با دبير
شوراي سياستگذاري مجامع كانونهاي
فرهنگي دانشجويان كشور گفت و گوي
كوتاهي كرده ايم گفتني است سارنگ سخا
دانشجوي رشته مرمت آثار و بناهاي
تاريخي و دبير شوراي سياستگذاتري
مجامع كانونهاي فرهنگي دانشجويان
كشور است . |
|
|
|
شما
در سخنراني يكي از مشكلات اصلي كانون
ها را وجود فضاي ياس و نااميدي و بي
اعتمادي بين دانشجويان و مسوولان
دانستيد . فكر مي كنيد علت به وجود
آمدن اين فضا چيست ؟ |
|
|
|
اين
مسئله چند عامل دارد يكي عدم وجود يك
گفتمان موثر وپيگير در بدنه دانشجويي
و بين دانشجويان و مديران است دومي
يكسري مشكلات و مسائل مربوط به ركود
فرهنگي و فكري است كه در جامعه وجود
دارد و به تبع از جامعه به محيطهاي
دانشجويي منتقل مي شود . |
|
|
|
مبحث
ديگر ، سرخوردگي سياسي است كه طي
سالهاي اخير در دانشجويان به وجود
آمده و بر فضاي فرهنگي فعاليت هايشان
تاثير بسزايي دارد اما به هر حال ما
سعي داريم اين فضا را بشكنيم و براي آن
اميد و نگاهمان به يك جنبش دانشجويي –
فرهنگي است به نظر من علت اصلي اينكه
جنبش سياسي دانشجويي ابتر مانده اين
است كه اين جنبش فرهنگي وجود ندارد . |
|
|
|
چطور
مي توان اين فضا را شكست ؟ |
|
|
|
كانونهاي
دانشجويي فعاليتهاي بسيار متوعي
دارند . آنها فعاليتهاي آموزشي و
پژوهشي ، مثل جشنواره ها و برنامه هاي
مختلف ديگر را در دانشگاهها برگزار مي
كنند وحتي طي سال گذشته اين مسووليتها
را در سطح كشوري برعهده گرفته اند با
اين روال من فكر مي كنم تا حدودي موفق
بوده ايم ولي براي بعد از اين بايد كمي
فعاليتهاي سنتي را بشكنيم مثلا اين
طور نباشد كه هركس آمد كانون شعر فقط
بايد به شعر و ادب بپردازد .اين روند
بايد تغيير پيدا كند كه نياز به
انديشه و سازماندهي توسط اهل فكر دارد
اين چيزي نيست كه من دانشجو به تنهايي
بتوانم در موردش تصميم بگيرم . |
|
|
|
يكي
ديگر از معضلاتي كه عنوان كرديد عدم
تماس بين دانشجويان و حتي كانونها بود
بيشتر توضيح دهيد ؟ |
|
|
|
كمبود
يا عدم تماس بين دانشجويان يكي از
مشكلاتي است كه بر روند كار و تصميم
گيري تاثير بسيار منفي مي گذارد . مثلا
دانشجويي كه در يك دانشگاه در مشغول
به تحصيل است چگونه مي تواند در تصميم
گيري ها مداخله داشته باشد ؟ البته
مامشكلات ديگري هم داريم مثلا با وجود
72 نفر در شوراي مركزي كه ما در هر دوره
انتخاب مي كنيم با بدنه بسيار بزرگي
مواجهيم كه بايد كوچكتر شود بخصوص كه
اين تجربه سه ساله نشان داده در
تعدادي از حوزه هاي فرهنگي استقبال
دانشجويان كم است و بايد با هم ادغام
شوند البته ما مشكلات ديگري هم در سطح
مجامع و حتي وزارتخانه داريم مثلا من
فكر مي كنم بايد مديريت فرهنگي دچار
تغييراتي بشود . |
|
|
|
چه
لزومي به اين تغيير است و چه تاثيراتي
خواهد داشت ؟ |
|
|
|
به
نظر من يكي از وظايف مهم يك مدير
فرهنگي ايجاد محيط مفاهمه با
دانشجوياني است كه با او كار مي كنند .
يك مدير فرهنگي بايد اين را بداند كه
دانشجو يك ابزار نيست و ما در يك سيستم
ارباب و رعيتي قرار نداريم .ما نمي
توانيم با همان ديدگاهي كه در سيستم
فرهنگي هم عمل كنيم و مثلا اگر دانشجو
كار نكند او را اخراج كنيم برعكس ما
بايد فضايي را به وجود بياوريم كه
دانشجويان را جذب كنيم نه اينكه آنها
را گريزان كنيم در حالي كه در عمل مي
بينيم ما به علت مشكلات متعددي مانند
مشكلات مالي ، ساختاري و اداري باعث
گريز آنها مي شويم .بنابراين مهمترين
وظيفه يك مدير فرهنگي اين است كه بايد
دانشجويان را جذب و از آنها حمايت كند
بخصوص اينكه بعضي از آنها مشكل سياسي
هم دارند البته انتقادي كه مطرح مي
شود مربوط به همه مديران فرهنگي نيست
و حتي ما امسال برنامه اي داريم براي
تقدير از تعدادي از مديران فرهنگي
نمونه . |
|
|
|
يكي
ديگر از مسائل مجامع و كانونها را
فعاليت گروههاي سياسي در قالب
فعاليتهاي فرهنگي عنوان كرديد .منظورتان
به طور مشخص چيست ؟ |
|
|
|
اين
فعاليتهاي موازي ، مهمترين تاثير
منفي كه دارد اين است كه باعث ريزش
بدنه كانونها مي شود ؛ چرا كه مثلا
تشكلهاي مختلف سياسي برنامه كوه ،
تئاتر يا اردو هاي مختلف مي گذارند در
حالي كه ما اصلا كانونهايي مرتبط با
اين مباحث را داريم كه حوزه تخصصي شان
است و تشكلهاي ديگر اگر هم ميخواهند
اين كار را بكنند حداقل بايد با
مشاوره و محور اين كانونها بايد چرا
كه اين تشكل هاي سياسي به اين وسيله
صرفا در جهتا جذب مخاطب هستند از سوي
ديگر بنيانهاي فكري و زير بنايي اين
بچه هايي كه فعاليت سياسي مي كنند
مشكل دارد .يعني هنوز به آن پختگي
سياسي و اجتماعي نرسيده اند .اين در
حالي است كه قوي ترين و بهترين كاري كه
يك تشكل سياسي مي تواند انجام بدهد
اين است كه ميتينگ سياسي بگذارد ولي
در بيشتر دانشگاهها اين كار را نمي
كنند و از شب شعر و موسيقي و ... به
عنوان ابزار استفاده مي كنند و من فكر
مي كنم اين نشان دهنده عدم توانايي
بچه هايي است كه در اين حوزه كار مي
كنند . |
|
|
|
چرا
اين مساله باعث ريزش دانشجويان مي شود
؟ |
|
|
|
چون
بخصوص در سالهاي اخير به علت
اتفاقهايي كه افتاده ما با ريزش
دانشجو در بخش سياسي مواجه بوديم و
اگر اين فعاليتها به اين صورت انجام
شود باعث بي انگيزه شدن دانشجويان
نسبت به مسائل فرهنگي مي شويم . البته
اين تنها مشكل ما در اين زمينه نيست
اين نوع فعاليت ها از سوي ديگر باعث
هدر رفتن بودجه مي شود ؛ چرا كه مثلا
ما شاهديم در يك دانشگاه در آن واحد
چهار اردو همزمان اجرا مي شود كه
هركدام وابسته به يك تشكل است در
حاليكه تمام اينها مي تواند تحت حمايت
يك متولي قرار بگيرد همچنين بسياري از
اين تشكلها از اين طريق جذب بودجه مي
كننند در نتيجه بودجه اي كه با نام
بودجه فرهنگي به دانشگاهها داده مي
شود صرف فعاليتهاي سياسي مي شود .
بخصوص كه ما در حوزه كانونها هيچ
نماينده اي در دانشگاهها نداريم ولي
تمام تشكلهاي سياسي در شوراي فرهنگي
عضو هستند بنابراين تقسيم بودجه و
اعتبارات و بستن برنامه سالانه بدون
نظر خود بچه هاي فرهنگي اتفاق مي افتد
. |
|
|
|
|
|
|
|
صفحه
بعدي
صفحه
قبلي |
|
|
|
|
|