help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

  

نقدي بر عملكرد دانشكده ها و مراكز

 
مي گويند «شاگرد را به بارگاه استاد فرست تا از او گوهري پديد آيد» و هنوز هم اين حرف را مي زنند ولي نمي دانيم چرا هنوز اين گوهرها را نمي بينيم.
سالانه تعداد زيادي هنرجو از دانشكده هاي موسيقي فارغ التحصيل مي شوند ولي دنياي موسيقي هنوز هم هيچ اتفاقي به خود نمي بيند مگر به مدد استعدادهاي خاص از جمله كيهان كلهر.
دانشكده هاي موسيقي مي روند تا بدعت تلخ دانشكده هاي سينما را تكرار كنند؛ دانشكده هايي كه فقط در نهايت يك منتقد فيلم و نويسنده سينمايي را تحويل جامعه مطبوعات مي دهند و نه افرادي خبره در زمينه تكنيك و فن سينما. فارغ التحصيلان دانشكده هاي موسيقي نيز اگر خيلي خوش يمن باشند سر از آموزشگاه در مي آورند و گذارن عمر مي كنند.
ضمن اينكه ارتباطات مناسب و خوبي بين دانشكده هاي موسيقي و مراكز موسيقي وجود ندارد تا با برپايي فستيوالهاي گوناگون استعدادهاي ناب آن كشف شوند. تنها محل حضور اين افراد جشنواره موسيقي فجر است كه آن هم سال به سال كمتر محل كشف استعداد شده وبه تنها اميد اجراي روي صحنه يكسري گروه بي كيفيت تبديل شده است.
اگر حتي بتوان اين افراد علم آموخته موسيقي را در مراكز مختلف به كار گرفت, مي شود اميد داشت روزي اين نابساماني به كنار رود يا در مراكز نشر و پخش نوارهاي موسيقي و آموزشگاه ها از اين افراد استفاده كنند تا هر كسي كه دو سال ساز به دست گرفته خود را استاد خطاب نكند و اقدام به برگزاري كلاسهاي انبوه در خانه خود نكند.
موسيقي گنجينه يي است كه با روح افراد عجين است و حرمتهاي خاص آن را فقط اهل فن مي دانند و بر عهده آنان است كه به نسل بعد اين روح بزرگ را منتقل كنند.
معضل آموزشگاههاي موسيقي خود موضوعي پرشاخه و حاشيه است. آموزشگاههايي كه با بازاريابي به دكان تجارتخانه تبديل شده اند و با سواستفاده از صداقت و پاكي هنرجويان پولهاي هنگفت را به جيب سرازير مي كنند. يكي از اساتيد همين آموزشگاه ها شاگردان خود را براي اجراي كنسرت به جاهاي مختلف مي برد بدون اينكه حتي يك ريال به آنها پول بدهد. دليلش هم اين است كه او شاگردان خود را مورد لطف قرار مي دهد تا تجربه كسب كنند و گرنه كار آنها دراين حد نيست كه كنسرت بدهند و اين جوابي است كه خود حرف و حديث ديگري در پشت خود دارد. اگر هنرجو در حد اجرا برروي صحنه نيست چرا برده مي شود و اگر كار او در اين حد است چرا از ارزش او قدرداني نمي شود؟
پرواضح است كه برخي از افراد كه نوازنده حرفه يي هستند سعي مي كنند بر يك يا دو ساز در همان طيف ساز اصلي خود مداومت كنند و آنها را نيز فرا بگيرند. آموزشگاه هاي موسيقي سعي مي كنند از همين يك فرد نهايت استفاده را ببرند و اگر بر فرض دو ماه است كه فلان ساز را شروع كرده، از او مي خواهند بخش آموزش همان ساز تازه آموخته را داير كند.
قضيه ديگر حضور بي شمار همين «نوازندگان» است و نه «استاد». يك استاد موسيقي صاحب يك شخصيت خاص بوده و كاراكتري است كه يكسري مسائل را بايد در خود داشته باشد. صبر، پشتكار، علاقه و عشق و در نهايت بزرگي
اين استاد مي تواند راهگشاي بزري براي هنرجو باشد چرا كه هنرجويان به استاد خود به يك چشم ديگر مي نگرند. ولي اين نوازندگان كه خود را با نام استاد معرفي مي كنند هيچ چيز را كاراكتر يك استاد را در خود ندارند و بيهوده عده يي را به دنبال خود مي كشانند. يكي از اساتيد موسيقي در اين خصوص بسيار متالم بود و اظهار داشت: «من مدتها بود كه شاگرد تازه كار نمي گرفتم ولي الان شاگرد تازه كار را به هر كسي ترجيح مي دهم چرا كه مي دانم از اول چه به او بياموزم ولي آنهايي كه مدتي پيش كسي كار كرده اند را بايد چند وقت مورد بررسي قرار دهم تا اشكالات نهادينه شده در آنها را اصلاح كنم.»
در روزگار تجارت زده موسيقي و روند قارچ گونه موسيقي پاپ – كه هنوز هويتي ندارد – دانشكد هاي موسيقي وظيفه دارند به تعامل بيشتر با آموزشگاهها، مراكز گسترش چاپ و نشر و توزيع موسيقي برسند تا جلوي يك فاجعه گرفته شود.
 

منبع: روزنامه اعتماد

  

صفحه قبلي

  

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin