| |
|
:
حضرت
علي عليه السلام فرمودند
|
|
!شهريار
شعرت را بخوان
|
|
| |
|
|
خوابي
كه مرحوم آيت الله مرعشي نجفي ديدند
چه بود؟ |
|
|
پس
از درگذشت شاعر نام آور ايران، مرحوم
سيد محمد حسين شهريار رسانه هاي گروهي
درباره اين شاعر آذربايجاني و علاقه
مند به زبان پارسي مطالب بسياري
نوشتند. اما آنچه كه اينك به لطف خدا
بر اين قلم جاري |
|
|
.مي
شود تاكنون كسي آنرا ننوشته و شايد
بيش از چند نفر هم از چگونگي آن آگاه
نباشند
|
|
|
چند
روز قبل آقاي حاج رضا حداد عادل پدر
آقاي دكتر غلامعلي حداد عادل از قول
حجت الاسلام آقاي سيد قاسم شجاعي واعظ
معروف كه از مُعبّرين بنام مي باشند
داستاني نقل كردند كه براي اطلاع از
جزيئات آن شخصاً با
|
|
|
.آقاي
شجاعي تماس گرفتم
|
|
|
آقاي
شجاعي اظهار داشتند: دو سه سال قبل از
درگذشت مرحوم آيت الله مرعشي نجفي
باتفاق چند نفر ديگر |
|
|
.در
خدمتشان بوديم
|
|
|
مرحوم
آيت الله فرمودند: شبي توسلي پيدا
كردم تا يكي از اوليا خدا را در خواب
ببينم، آن شب در عالم خواب |
|
|
.ديدم
در زاويه مسجد كوفه نشسته ام و
اميرمؤمنان علي عليه السلام با جمعي
حضور دارند
|
|
|
حضرت
فرمودند: شعراي اهل بيت ما را بياوريد.
ديدم چند تن از شعراي عرب را آوردند
فرمودند: شعراي فارسي زبان را بياوريد.
آنگاه محتشم و چند تن از شعراي فارسي
زبان آمدند. فرمودند شهريار را
بياوريد. شهريار آمد
|
|
|
:حضرت
خطاب به شهريار فرمودند: شعرت را
بخوان. شهريار اين شعر را خواند
|
|
|
|
مسجد
كوفه |
|
|
|
|
كه
به ماسوا فكندي همه سايه هما را |
علي
اي هماي رحمت تو چه آيتي، خدا را
|
|
|
|
به
علي شناختم من بخدا قسم خدارا |
دل
اگر خداشناسي همه در رخ علي بين |
|
|
|
چو
علي گرفت باشد سر چشمه بقا را |
بخدا
كه در دو عالم اثر از فنا نماند |
|
|
|
به
شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
|
مگر
اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ |
|
|
|
كه
نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را
|
برو
اي گداي مسكين در خانه علي زن |
|
|
|
كه
علم كند بعالم شهداي كربلا را |
بجز
از علي كه آرد پسري ابوالعجائب |
|
|
|
چو
علي كه مي تواند كه بسر برد وفا را
|
چو
بدوست عهد بندد زميان پاكبازان |
|
|
|
متحيرم
چه نامم شه ملك لافتي را
|
نه
خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت |
|
|
|
كه
زكوي او غباري بمن آر، توتيا را |
بدو
چشم خونفشانم هله اي نسيم رحمت |
|
|
|
چه
پيامها سپردم همه سوز دل صبا را
|
باميد
آنكه شايد برسد بخاكپايت |
|
|
|
كه
زجان ما بگردان ره آفت قضا را |
چو
توئي قضايگردان، به دعاي مستمندان |
|
|
|
كه
لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را |
چه
زنم چو ناي هر دم زنواي شوق او دم |
|
|
|
به
پيام آشنايي بنوازد آشنا را |
همه
شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي |
|
|
|
غم
دل بدوست گفتن چه خوش است شهريارا
|
ز
نواي مرغ ياحق بشنو كه در دل شب |
|
|
| |
|
|
|
حضرت
آيت الله مرعشي فرمودند: وقتي شعر
شهريار تمام شد از خواب بيدار شدم. چون
من شهريار را نديده بودم فرداي آنروز
پرسيدم كه شهريار شاعر كيست؟
گفتند: شاعري است كه در تبريز
زندگي مي كند. گفتم از
|
|
|
.جانب
من او را دعوت كنيد كه به قم نزد من
بيايد
|
|
چند
روز بعد شهريار آمد- ديدم همان كسي است
كه من او را در خواب در حضور حضرت امير
عليه السلام ديده ام.
از او پرسيدم اين شعر: علي اي هماي
رحمت، را كي ساخته اي؟
|
|
|
شهريار
با حالت تعجب از من سوال كرد كه شما از
كجا خبر داريد كه من اين شعر را ساخته
ام چون من نه اين شعر را به كسي داده ام
و نه در مورد آن با كسي صحبت كرده ام و
از متن آن هيچ كس اطلاعي ندارد
|
|
|
مرحوم
آيت الله مرعشي به شهريار مي گويند:
چند شب قبل من خواب ديدم كه در مسجد
كوفه هستم و حضرت علي عليه السلام
تشريف دارند، حضرت شعراي اهل بيت را
احضار فرمودند ابتدا شعراي عرب آمدند
سپس فرمودند شعراي فارسي زبان را
بگوئيد بيايند آنها نيز آمدند بعد
فرمودند: شهريار را بياوريد و شما هم
آمديد آنگاه |
|
|
.حضرت
فرمودند: شهريار شعرت را بخوان، و شما
شعري را كه مطلع آن را بياد دارم
خوانديد
|
|
|
شهريار
فوق العاده منقلب مي شود و مي گويد من
فلان شب اين شعر را ساخته ام و همانطور
كه قبلا عرض كردم تاكنون كسي را در
جريان سرودن اين شعر قرار نداده ام. آقاي
شجاعي اظهار داشت: مرحوم آيت الله
مرعشي فرمودند وقتي شهريار تاريخ و
ساعت سرودن شعر را گفت معلوم شد مقارن
ساعتي كه شهريار آخرين مصرع شعر خود
را تمام كرده من آن خواب را ديده ام. |
|
|
آقاي
شجاعي اضافه كردند: حضرت ايت الله
مرعشي موضوع خواب مذكور را علاوه بر
من با آقاي رحماني واعظ هم در ميان
گذاشته بودند و مي توانيد با ايشان هم
تماس بگيريد. با آقاي رحماني تماس
گرفته شد ايشان هم همين مطلب راتائيد
كردند. اين بود داستان خواب مرحوم آيت
الله العظمي مرعشي نجفي رحمت الله
عليه |
|
|
بنابراين
معلوم مي شود بعد از اين ملاقات بوده
كه شهريار آن شعر معروف را منتشر كرده
است
|
|
|
آنهايي
كه تا سال 57 به نجف اشرف مشرف شده اند
اين شعر را كه با خطي خوش در داخل قابي
بالاي ضريح مطهر حضرت علي عليه السلام
قرار دارد مشاهده كرده اند و من خود
نيز آنرا ديده ام ولي نمي دانم به
وسيله
|
|
|
.چه
كسي اين شعر به آنجا برده شده وكي
بالاي ضريح گذاشته اند |
|
|
.رحمت
حق بر شهريار و همه شعراي اهل بيت نبوت
باد
|
|
|
منبع:
روزنامه اطلاعات سال 1372 |
|
| |
|
|
صفحه
قبلي |
|
| |
|