help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

  

اقتصاد دولتي؛ استعدادها در غبار

  
براي درك توسعه و اين كه چرا ما سهم كمي از آن داشته ايم، بايد بدانيم دنياي مدرن كه توسعه يافته است، چگونه و بر چه اساسي پيشرفت كرده و به چنين جايگاهي رسيده است. در دنياي مدرن فرد و آزادي فردي، محور و اساس همه برنامه ها و تصميم گيري هاست. اين آزادي ها همان حقوق بشر است در معناي خالص و اصلي آن نه ضميمه هايش، يعني حق انتخاب، حيات، مالكيت و قيام عليه ظلم.
همين ارزشها پايه نظام اقتصادي و سياسي غرب است كه البته خود حاصل گذشت زمان و تحولات تاريخي بي شمار بوده است. حقوق و آزادي فردي اگرچه در فرهنگ و سنت ما مطرح شده اما به صورت تحقق يافته، بالفعل و زيربنايي براي نظام اقتصادي ايران وجود ندارد.
ما در برخورد با غرب و دنياي مدرن تنها به ظواهر توجه كرده ايم، نا آنچه كه تمدن آنها را ساخته است. پايه و اساس اين تمدن، بها دادن به فرد و حقوق فردي است، اما فقط محصولات اين تمدن از قبيل تكنولوژي، پارلمان، نظام حقوقي و دانشگاه وارد ايران شده است. بيش از 100 سال از ورود اين مظاهر به ايران مي گذرد، اما آنها هنوز كاركرد واقعي خود را در ايران ندارند. دانشگاه كه بايد در راه رشد و شكوفايي انديشه انساني تلاش كند و دادگستري كه بايد مدافع حقوق افراد باشد.‌وظايف خود را تمام و كمال انجام نداده اند. البته ما پيشرفت هايي هم داشته ايم كه نفي آنها بي انصافي است, اما تحول بنيادين و مستمر در كشور رخ نداده است. اصولا در جامعه مدرن حقوق و ارزش هاي فردي حاكم است و در جامعه سنتي حقوق و ارزش هاي جمعي، در ايران ما خواسته ايم ارزش هاي جمعي را كه مختص جامعه سنتي است، بادستاوردهاي جامعه مدرن هماهنگ وهمسو كنيم كه اين جمع ضدين است. در نتيجه تقابل اين دو، هم نظام هاي فكري التقاطي بسياري در جامعه ما به وجود آمده كه محصول خوبي هم نداشته است. مسئله اين است كه ما هميشه از غرب بدترين چيزها را مي گيريم، بعد هم مي گوييم آنها سرما كلاه گذاشتند. ما از غرب ناسيوناليسم افراطي، ماركسيسم، تبعيض نژادي، بيگانه ستيزي و ... را گرفته ايم.
در زمان پهلوي كه امريكا م يخواست ايران پايگاه ضد كمونيسم باشد، كودتاي 28 مرداد انجام شد كه هدف آن تعطيلي آزادي انديشه و ايجاد سيستم متمركز بود و بعد هم روي آوردن به حكومت متخصصان؛ با اين توهم كه توسعه و پيشرفت يك پديده فني- مهندسي است. در نهايت چون مردم با اين تحولات مخالف بودند و ايدئولوژي شاه را قبول نداشتند، اعتراض و نارضايتي آنان به صورت انقلاب بروز كرد.
انقلاب اسلامي هم اگر چه تحولي اساسي بود، اما از لحاظ ماهيت روش هاي اقتصادي تفاوتي با حكومت هاي قبل نداشت و همان اقتصاد دولتي كه از زمان رضاشاه پايه گذاري شد و در زمان محمدرضا تصحيح شد, ادامه يافت و حتي تشديد هم شد. خصوصا دهه اول انقلاب سيستم اقتصاد ايران كاملا دولتي و نفي بود و هنوز هم مشكل اساسي ما يعني حاكميت دولت در اقتصاد همچنان باقي است. اگر چه از سال 68 به بعد تقريبا همه مسئولان اذعان دارند كه ضعف اقتصاد ما دولتي بودن آن است، اما هنوز در عمل تحولي رخ نداده است. ريشه اقتصاد ما دولتي است، ولي ما مي خواهيم از اين ريشه ها، همان محصولات اقتصاد آزاد را برداشت كنيم. مگر مي توان از ريشه درخت سيب، انگور برداشت كرد؟
آزادي و رقابت، دو اهرم اقتصاد آزاد است. نتيجه رقابت كشف و پرورش استعدادهاست، همان طور كه ورزشكاران در عرصه مسابقات به رشد و شكوفايي مي رسند. در اقتصاد دولتي و غيررقابتي، جامعه مثل تاريكخانه است، استعدادها و منابع، كشف نشده تلف نمي شوند. بايد نوري بر آن بتابد تا توانايي هاي بالقوه شناخته شوند.
قبل از انجام مسابقه دو، چه كسي مي داند كه دونده خوب كيست؟ در اقتصاد هم همين طور است. مديران لايق در عرصه رقابت شناخته مي شوند و در همين شرايط است كه شايسته سالاري حاكم مي شود.
در حال حاضر، اقتصاد دولتي تنها در گفتار مذموم است اما در عمل كسي مالكيت فردي را قبول ندارد، هنوز مصادره، اموال يك ميلياردر به دلايل سياسي اتفاق مي افتد.
اصلاح طلب ها ظاهرا با اقتصاد آزاد و بها دادن به آزادي فردي موافقند، اما درعمل قبول ندارند. محافظه كارها هم صراحتا مخالفت مي كنند. تحولي بنيادين و همه جانبه لازم است تا جهت گيري ما به سمت توسعه تغيير كند. روشنفكران و نويسندگان كه كار توليد و توزيع فكر در جامعه را انجام مي دهند، بايد به تدريج ارزش ها و آزادي فردي را جايگزين ارزش هاي جمعي كنند.
درميان مديران و مسئولان هم بايد روشن بيني جايگزين مصلحت انديشي شود. ما مي خواهيم همه ريش سفيدهاو بزرگان از ما راضي باشند. مصلحت انديشي نوعي از انديشه غربي است كه در ايرا رايج است، بلكه با اصول گرايي و حاكميت قانون به رشد و توسعه دست يافته اند. از طرف ديگر. مسئولان هم بايد از دنياي مدرن برداشت روشن و درستي داشته باشند. آنها كه الگوي مردم هستند بايد رفتار خود را تغيير دهند تا در جامعه تحول ايجاد شود. بايد قول و فعل مسئولان يكي باشد و از شعارهاي بلند پروازانه و بي اثر پرهيز كنند.
در حال حاضر سيستم اقتصاد دولتي منافع متشكل فردي و گروهي در جامعه ايجاد كرده است. كساني كه منافع خود را در وضع موجود مي بينند در مقابل هر نوع اصلاحي مقاومت هاست. اين مقاومت ها با پند و نصيحت از بين نمي روند، بلكه اراده سياسي قوي لازم است كه آنها را در هم بشكند و از صحنه خارج كند.

منبع: روزنامه همشهري

 

صفحه قبلي

 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin