| |
|
كلون
ها آن چيزي نيستند كه تصور مي رود
|
| |
| در
سال 1903 ميلادي گياه شناسي به نام
هربرت وبر واژه كلون را براي توصيف
مجموعه اي از جانداران به كار برد كه
از طريق توليد مثل غير جنسي از يك والد
به وجود مي آيند. برخي از جانوارن
دريايي، گياهان و ميكروب ها به همين
شيوه تكثير مي كنند. براي مثال، پايه
هاي مختلفي كه از يك گياه توت فرنگي به
وجود مي آيند، كلون يكديگر محسوب مي
شوند. |
|
| به
زودي واژه كلو مورداستقبال زيست
شناساني قرار گرفت كه در آزمايشگاه،
سلول هاي پيكر جانداران را كشت مي
دادند. سلول هاي حاصل از كشت يك سلول
نيز كلون يكديگر محسوب مي شوند. در سال
1965 ميلادي، واژه كلون با همين مفهوم
در يك داستان علمي تخيلي با نام كلون
استفاده شد در اين داستان قطره اي از
سلول هاي محيط كشت از طريق كلون سازي
به دريايي از سلول تبديل مي شود كه از
طريق فاضلاب در تمامي شهر گسترش مي
يابد. |
|
| گاهي
كلون جانوران، به طور طبيعي به وجود
مي آيد. زنبورهاي نر از طريق كلون سازي
پديد مي آيند، يعني براي توليد آنها
به لقاح اسپرم و تخمك نيازي نيست. به
هر حال، برخلاف گياهان، سلول هاي
پيكري جانوارن نمي توانند جاندار
بالغي را پديد آورند. درآزمايشگاه به
راحتي مي توان از يك سلول گياهي، گياه
بالغي را پديد آورد. |
|
| همه
سلول هاي پيكر يك جاندار از تقسيم
سلول تخم حاصل مي شوند. اين سلول ها در
مراحل بعدي براي انجام كارهاي ويژه اي
تخصص پيدا مي كنند. در واقع از سلول
هاي تمايز نيافته اي كه از سلول تخم
حاصل مي شوند، سلول هاي تمايز يافته و
تخصص يافته اي مانند سلول بينايي،
سلول كبدي و سلول عصبي حاصل مي شود.
زيست شناسان مي خواستند بدانند كه در
جريان تكوين جانداران، چگونه از سلول
هاي تخصص نيافته، سلول هاي تخصص يافته
به وجود مي آيد. |
|
| گروهي
معتقد بودند كه تمايز سلول ها با
محدود شدن قدرت ژنتيكي تام آنها همراه
است. به عبارت ديگر، در جريان تقسيم
سلولي و تمايز سلول ها،بخشي از ژن هاي
آنها به صورت گزينشي و به طور متوالي
از دست مي رود. گروه ديگري معتقد بودند
كه همه سلول ها قدرت ژنتيكي تام دارند.
به عبارت ديگر، ژن هاي آنها دست
نخورده باقي مي ماند و تفاوت سلول هاي
تخصص يافته با سلول هاي تخصص نيافته،
در نحوه فعاليت ژن هاست. براي مثال،
سلول عصبي همان ژن هاي سلول بينايي را
دارد. اما ژن هايي در اين سلول
فعالندكه به انتقال پيام عصبي كمك مي
كنند و در سلول بينايي ژن هايي فعالند
كه در دريافت نور دخالت دارند. |
|
| اگر
همه سلول ها، ژن هاي يكساني داشته
باشند، بايد همه آنها به طور بالقوه
توان ايجاد جاندار كاملي را داشته
باشند، همان طور كه سلول تخم اين توان
را دارد. بنابراين، اگر هسته سلول
تخمك كه جايگاه ژن هاست، را از آن خارج
كنيم و هسته يك سلول پيكري را در درون
آن جا بگذرايم، بايد جاندار كاملي
پديد آيد. محققان در قرن نوزدهم و
بيستم اين نظر را در جانداران مختلف
آزمودند. |
|
| بنابراين
كلون سازي هرگز به عنوان روشي براي
ازدياد ساده جانوران مورد توجه نبود.
در اسكاتلند گوسفندان بهاي گزافي
ندارند، قورباغه ها، موش ها
گوساله ها و ديگر جانوراني كه
تاكنون شبيه سازي شده اند، در همه جا
به وفور يافته مي شوند. در واقع كلون
سازي براي پاسخ گويي به يكي از پرسش
هاي بنيادين زيست شناسي، يعني نحوه
تمايز سلول ها، مطرح شد. |
|
| تصوري
كه جامعه از كلون سازي دارد، با
واقعيت فاصله دارد. اين تصور، ريشه در
خيالپردازيهاي الوين تافلر در كتاب
شوك آينده دارد كه در سال 1970 منتشر شد.
وي يك مفهوم علمي را در يك پيش بيني
فانتزي به طور نادرست و خلاف واقع
جلوه مي دهد: « به زودي انسان مي تواند
كپي برابر با اصل خودش را توليد كند »
متاسفانه اين برداشت نادرست از كلون
سازي، از كتابهاي علمي- تخيلي به
گزارش هاي خبري و حتي كتاب هاي علمي
راه پيدا كرد. |
|
| چون
كلون ها از لقاح اسپرم و تخمك پديد نمي
آيند، از لحاظ ژنتيك با ولدي كه
اطلاعات ژنتيكي را در اختيار آنها
قرار داده است، تفاوت ندارند. اما
آنها كپي والد خود نيستند. |
|
| برخي
به غلط تصور مي كنند، همه خصوصيات
انسان را ژن ها تعيين مي كنند. هر چند
ژن ها نقش مهمي در بروز خصوصيات ظاهري
و رفتاري ما دارند، اما آنها تنها
عامل تاثير گذار نيستند. محل زندگي
ما، غذايي كه مي خوريم، آموزش هايي كه
مي بينيم، كتابي كه مي خوانيم، فيلمي
كه مي بينيم، موسيقي كه گوش مي دهيم و
حتي خواندن همين مقاله و نوشتن آن بر
خصوصيات ما تاثير مي گذارند. |
|
| از
اين رو، دو انسان در كره زمين يافت نمي
شود كه كاملا عين هم باشند و توليد دو
انسان كه كاملا عين هم باشند نيز،
فعلا غير ممكن است. حدود نيم قرن است
كه محققان روي دانه هاي برف تحقيق مي
كنند و هنوز دو دانه برف پيدا نكرده
اند ه كاملا عين هم باشند. |
|
| بدون
شك تفكرات، احساسات و رفتارهاي ما
سازو كار زيست شناسي دارند. اما اين به
آن مفهوم نيست كه ما مي توانيم دخالت
ژن ها را در اين فرايندها مجزا از بقيه
عوامل در نظر بگيريم. |
|
| ما
حاصل عملكرد ژن هايمان هستيم، ژن هايي
ك تحت تاثير محيط فعاليت مي كنند و از
آن تاثير مي پذيرند و اين محيط حتي
تاريخي كه بر اجداد ما گذشته است را
شامل مي شود. |
|
| برخي
تصور مي كنند كه كلون سازي همانند
زنده كردن مردگان توسط حضرت عيسي (ع)
است.از اين رو، تصور مي كنند كه در
آينده نزديك، مرگ بي معنا مي شود و مي
توان خويشاوندان مشرف به مرگ را با
اين روش حيات دوباره بخشيد. اما بايد
دانست كه كلون سازي با يك سلول آغاز مي
شود. سپس اين سلول بايد مراحل جنيني را
پشت سر گذارد و مراحل رشد و كمال
اجتماعي را بپيمايد تا به فردي تمام
عيار تبديل شود. از آنجا كه بخشي از
شخصيت آدمي را ژن هاي اوتعيين مي
كنند، كلون حاصله تنها به والد خود
شباهت خواهد داشت و كپي برابر اصل او
نخواهد بود. شباهت كلون به والد خود
حتي كمتر از شباهت دوقلوهاي همسان به
يكديگر است،زيرا دوقلوها در يك رحم
و در دو زمان متفاوت رشد و نمو مي كنند. |
|
| برخي
نيز تصور مي كنند كه با اين روش مي
توان دانشمندان، ورزشكاران، هنرپيشه
ها و حتي جنايتكاراني مانند هيتلر را
حيات دوباره بخشيد. اما اين احتمال
وجود دارد كه كلون ها اين افراد از
لحاظ رفتاري كم ترين شباهت را به آنان
داشته باشند. همه ما همه روزه و هر
لحظه بر سردوراهي ها يا چند راهي هاي
گوناگوني قرار مي گيريم و براساس
آگاهي ها، تاثيرات جامعه و رخدادهاي
تصادفي به سويي كشيده مي شويم. از اين
رو، احتمال اين كه قرين هاي ژنتيك،
فلسفه ديگري را براي زندگي خود
برگزينند، بسيار زياد است. براي مثال،
ممكن است كلون انيشتين را داشته باشيم
كه بازي در فيلم هاي كمدي را پيشه خود
سازد! آيا ما مي توانيم اين قرين را
وادار به تحقيق در زمينه فيزيك كنيم. |
|
| كلون
ها نيز انسان هايي خواهند بود شبيه
انسان هاي ديگر. انسان چيز جديدي را
خلق نكرده است. كلون سازي در طبيعت رخ
مي دهد و اگر در انسان معمول نيست به
اين خاطر است كه توليد مثل جنسي
مزايايي دارد كه توليد مثل غيرجنسي
ندارد. البته، برخلاف تصور نادرستي كه
وجود دارد، كلون سازي روشي معمول براي
توليد انسان خواهد شد. وقتي فن لقاح در
لوله آزمايش (IVF)
پدپد آمد، عده اي موضوع گيري كردند كه
اين فن بنيان خانواده را متزلزل مي
كند و عده اي مي توانند با اين فن
لشكري از تبهكاران بسازند. اما ديديم
كهIVFبه شيوه اي معمول براي توليد
فرزند تبديل نشد و انسان ها از روي
ناچاري به آن روي مي آورند. براي توليد
لشكر تبهكاران نيز راه هاي ساده تري
هستند و نيازي بهIVFيا
كلون سازي نيست. مقاله را با سخن جالبي
از استاد مطهري به پايان مي بريم:
|
|
| بسياري
از مسائل علمي اين شانس و خوشبختي را
دارند كه جز در محيط دانش و دانشمندان
مطرح نمي شوند و جز دست صلاحيت دار
دانشمندان آنها را لمس نمي كند. ولي
بعضي از مسائل از اين خوشبختي بي نصيب
اند، به همه مجامع و محافل كشيده مي
شوند، هر دستي آنها را لمس مي كند و
البته احتياج به توضيح ندارد كه
دستمالي شدن زياد يك مساله علمي از
طرف هر فرد و هردسته اي چهره و قيافه
آن را عوض مي كند و كار طالبان و
پژوهندگان را دشوار مي سازد
بلكه در قدم هاي اول آنها را دچار
ضلالت و گمراهي مي نمايد. |
|
|
منبع:
روزنامه همشهري |
|
| |
|
|
صفحه
قبلي |
|
| |
|