|
|
| |
|
|
|
عاشقانه
دموكراسي ايران |
|
|
|
|
|
غافلگيركنندگي
و غيرقابل پيش بيني شوندگي رفتار
ايرانيان ، اغلب محاسبه گران سياسي و
جامعه شناسي را دچار بهت و حيرت مي كند
. حماسه شدن دوم خرداد 76 بابت همين
ويژگي بود و عبور از ويژگي نخبه
كشي ايراني در انتخابات دور دوم سياست
رياست جمهوري خاتمي در 18 خرداد نيز
واجد همين خصلت روانشناختي اجتماعي
بود . در اين ميان دومين انتخابات
شوراهاي شهر و روستا در 9 اسفند 81 با
رويكردي كاملا مغاير با غافلگير
كنندگي منارد قبل ، مجددا تبعيت از
همان خصلت پيشين امام در شكل ديگري
بود . بايد توجه داشت در اين ميان چيزي
كه غافل مي شود و غافلگيري مي كند عدم
بررسي گفتمان فوكويي جامعه ايران است
كه مي توان آن را به يك شخص عاشق يا
شيفته تشبيه كرد . اگر به گفته «ميشل
فوكو» قدرت در گفتمان باشد ، اين
گفتمان را مي توان در جامعه ايراني (جواني
عاشق) شيفته و واله معشوقي (دموكراسي)
گشته است كه هر دم فراق ، هجران و يا
خيال وصال معشوق ، او را دچار هيجانات
مثبت يا منفي مي كند . در دوم خرداد 76
ايرانيان (عاشق) پس از هجران صد ساله
خود و ارسال چند نامه از جانب معشوق در
(زمان مشروطه ، صدارت مصدق و انقلاب)
مجددا با نامه اي سراسر مهر و محبت
روبرو شدند عاشق (ايرانيان) هر چه در
چنته داشت نوشت و پاسخ معشوق را داد .
دوم خرداد 76 صندوق راي واكنش دموكراسي
خواهانه ايرانيان آزادي ، حماسه اي را
رقم زد كه شور و نشاط در سراسر وجود
شيفته و واله عاشق را بروز داد . نامه
هاي بعدي نيز ششم به وصال از شور و
هيجان كاسته شد . 18 خرداد اين عاشق
خسته و افسرده شده بود اما به پاس حرمت
عشق مجددا راي خود را به خاتمي داد . او
گامي تازه در راه وصال عشق برداشته
بود . خصلت نخبه كشي خود را رها كرد و
نامه عاشقانه دموكراسي ديگري به
صندوق انداخت البته با شور و هيجاني
فراتر از قبل امازمان گذشت و |
|
|
|
|
ديري
است كه دلدار پيامي نفرستاد |
|
|
|
بمباران
عظيم رسانه اي ، خبري و داستاني كم كم
در حال عوض كردن جاي پارانوياي قبلي
خود از شوروي به سمت مسلمانان بود كه
يك اتفاق در غرب و در ايران ، از سرعت
بي شائبه اين جابه جايي جلوگيري كرد .
در امريكا حزب دموكرات زمام امور را
به دست گرفت و در ايران حماسه عظيم
مردمي دوم خرداد ، سيد محمد خاتمي
اصلاح طلب را به كرسي رياست جمهوري
نشاند . گفتمان ايراني برخلاف معرفي
رسانه هاي غربي از تروريسم به مدارا ،
تنش زدايي و صلح طلبي را تغيير چهره
داد و خاتمي با CNN
مصاحبه كرد و همزمان معادلات
هانتينگتونيسم رو به ضعف گذاشت .
پيشنهاد خاتمي در مورد «گفت و گوي
تمدنها» با اقبال گفتمان رسمي و عمومي
جهاني مواجه شد و سازمان ملل متحد سال
2001 ميلادي را به اين عنوان نامگذاري
كرد . هزاره سوم آغاز شد و چالش
مدرنيزاسيون ايران در خارج از مرزها
بازتاب مثبت قابل توجهي پيدا كرد اما
در داخل كشور ، برخي از تفكرات مورد
اشاره هانتينگتونيسم يعني محافظه
كاران ، برخورد سخت گرايانه اي با
روند اصلاحات مي كردند تا اينكه ، در
انتخابات امريكا طرفداران
هانتينگتونيسم با تقلب بر ال گور
دموكرات پيروز شدند و بوش جمهوري خواه
سردمدار امريكا شد . كمبود مشروعيت
لازم براي بوش و عقب نشيني آنها بخاطر
عملكرد دموكرات كلينتون ، آنها را
مجبور كرد تا در يك اقدام سريع و
محرمانه نماد جهاني سازي و اقتصاد غرب
را با هواپيمايي مسافربري هدف قرار
داده و گفتمان صلح طلب 10 سپتامبر به
قبل در يك روز تغيير ماهيت يابد .پژوهشهاي
جنگ طلبانه هانتينگتونيسم كاربردي
شده و افكار عمومي امريكا متوجه
حضورعيني اضطرابشان در دنياي واقعي
شدند و اين گونه شد كه مشروعيت بوش و
جمهوري خواهان رو به فزوني گرفت . هدف
از اين بازي جديد ، تغيير روند جهاني
سازي به جهان تك قطبي با فرماندهي
امريكا بود . يعني نوعي هيتلريسم
ظاهرا غير ميليتاريستي با سلاح رسانه
ها ، جنگ طلبان در ابتدا سريعا طالبان
و بن لادن را مقصر دانستند و بن لادن
نيز از رسانه اي غربي با نمايش عملكرد
ضد غربي يعني «الجزيره» براي ورود به
اين تنش و ارسال پيامهاي پست مدرن و
تصويري خود به جهان استفاده كرد . تير
اندازي بن لادن به سبيلهايي به شكل
بوش ، بررسي نقشه هاي هوايي امريكا و
تصوير برداري از سخنراني عليه غرب يك
سند كلاملا حرفه اي بود كه گريمورهاي
سينمايي ، فيلم را بخوبي پيش مي بردند
. امريكا با حمله به طالبان يك بخش از
بنياد گرايي خطرناك را از بين مي برد .
طالبانيسم خشن در رسانه ها اين خطر را
هر لحظه گوشزد مي كرد و امريكا گام اول
را بخوبي برداشته بود . محور شرارت
خواندن سه كشور ايران ، عراق و كره
شمالي توسط بوش و استفاده از كلمه جنگ
مقدس كه قبلا نيز حنگهاي صليبي به اين
عنوان خوانده مي شد ، هانتينگتونيسم
را گامي ديگر به جلو برد . پس از
فشارهاي سياسي ، ديپلماتيك و
تهديدهاي امركيا عليه عراق شدت گرفت و
گام مهم ديگري برداشته شد . يعني
امريكا با بي توجهي سازمان امنيت و
سازمان ملل را از مشروعيت و كاركرد
خود خارج ساخت . امريكا بدون توجه به
خواسته اي سازمان ملل متحد و اروپا
حمله نظامي خود به عراق را آغاز كرد و
در جنگي اختلاطي از نبرهاي مدرن و
كلاسيك ، بن لادن دوم يعني صدام را
شكست داد . امريكا شيفته و سرخوش از
گامهاي موفق خود در تك قطبي كردن جهان
بود كه ناگهان همه چيز دچار تغيير شد
كره شمالي در جواب تهديد امريكا فروش
و صدور و حمله اتمي به امريكا را به
مرحله تهديد گذاشت و بيماري خوف
انگيزو نابود كننده سارس در چين ،
گفتمان ميليتاريستي امريكا را تغيير
داد و رسانه هاي جهان كه تا ديروز
امريكا عراق را به عنوان محور افكار
عمومي مي ديدند ، تسليم حملات
ويروسهاي قدرتمند سارس شدند . اين
گونه بود كه گفتمان ميليتاريستي عليه
تروريسم پنهان ، تبديل به بيوترريسم
جديد چين شد . شايد چين تصميم دارد به
جاي تك قطبي كردن جهان ، جايگزين
شوروي شود . هرچه هست سارس ، جمهوري
خواهان را وارد معامله اي جديد مي كند
كه سنتز آن گفتمان تازه اي را در جهان
شكل مي دهد . |
|
|
منبع
: روزنامه اعتماد |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|
|