| |
|
خطر
بزرگتر |
| |
|
راهبري
نمايش جهاني تسليم تئوري «بازتوليد
ازلي متشابه » شده باشد ، همانند
اوايل دولت كلينتون در باتلاق بزرگ
بحران كره شمالي به گل نشسته است.
سياست آمريكا همانند اوايل دههّ نود
به لكنت افتاده، گيج و دستپاچه شده
است. با اين حال بحران جديد جهاني به
وجود آمده بر سر برنامه اتمي كره
شمالي بس خطرناكتر از حوادث دهه پيش
است. |
|
|
دولت
بوش پدر در سال ۱۹۹۰ نگران
فعاليت هاي مجتمع نيروگاه هسته اي
گرافيتي يونگبيون كره شمالي شد. ليكن
، با نظر به اينكه پيمان منع سلاح هسته
اي به كشورهاي غيراتمي حق دفاع از خود
در برابر تهديد اتمي را مي دهد، ايالت
متّحده مي بايست كره جنوبي را از سلاح هاي
اتمي خود - پايگاه هاي اتمي و مين هاي
زميني، راكت هاي آنست جان كه به سال
۱۹۵۸ باز مي گردد ـ قبل
از اينكه اقدامي در مورد برنامه كره
شمالي انجام دهد ، تخليه كند. درهمان
دوران بوش پدر اولين دور گفت وگوهاي
مقامات ارشد آمريكا با كره شمالي را
آغاز كرد وكمي قبل از اينكه كاخ سفيد
را ترك كند سلاح هاي ايالات متّحده
برچيده شدند. اين سياست جديد وقتي
ويليام جي. كلينتون به رياست جمهوري
رسيد متوقف شد: رييس جمهور جديد
متمركز مسايل اقتصادي بود و هيچ توجهي
به جمهوري دموكراتيك خلق كره نشان
نداد. |
|
|
كره
شمالي براي جلب توجه كلينتون ، درست
شش هفته پس از شروع به كار او اعلام
داشت كه بازرسان آژانس بين المللي
انرژي اتمي مشغول جاسوسي براي ايالات
متّحده مي باشند و خروج خود را
ازپيمان منع سلاح هسته اي اعلام
داشت، ماشين تبليغاتي خودرا به كار
انداخت و اخطار كرد كه تحريم هاي
تحميلي شوراي امنيت سازمان ملل متحد
اعلام به جنگ تلقي خواهدشد. كيم سونگ
ايل بحراني به راه انداخت كه ۱۸
ماه به طول انجاميد. وقتي كره شمالي
در ماه مه ۱۹۹۴ هشت
هزارميله سوخت را از رآكتوري كه
پلاتينيوم كافي براي ساخت پنج يا شش
بمب اتمي داشت بيرون آورد ، اين بحران
را به اوج رسانيد. در اواخر ژوئن چيزي
نمانده بود تا كلينتون وارد جنگ شود.
خوشبختانه جيمي كارتر وارد ميدان شد،
او به پيونگ يانگ پرواز كرد تا به طورمستقيم
با رييس جمهور كيم صحبت كند ، او
پيماني بست كه مجتمع يونگبيون را به طور
كامل تعطيل مي كرد. |
|
|
بعد
ازاينكه معاهده اكتبر
۱۹۹۴ آمريكا- جمهوري
دموكراتيك خلق كره اين معامله را
قانوني كرد، آژانس بين المللي انرژي
اتمي به كره بازگشت ، نيروگاه را پلمب
كرد ، ميله هاي سوخت را در بشكه هاي
بتوني محفوظ كرد و در هشت سال گذشته به
پاييدن مجتمع پرداخت. سپس دولت
كلينتون دست به تلاشي زد تا موافقت
نامه كامل و دقيقي را از طريق مذاكره
با پيونگ يانگ شكل دهد و به وسيله
آن كمك هاي اقتصادي و ساير كمك ها
را موكول و مشروط به تعهدات كره شمالي
در متوقف ساختن برنامه هاي اتمي و
موشكي خود نمايد. ويليام پري ، سفير
سيار كلينتون ، طي سال هاي۲۰۰۰-
۱۹۹۸ قدم هايي را براي
بازشناسي سياسي متقابل و خريد كامل
موشك هاي كيم يونگ ايل برداشت،(به
مقاله كامينگز در شماره بهار لوموند
ديپلماتيك مراجعه كنيد) براساس شواهد
اطلاعاتي كره شمالي در سال
۱۹۹۸ شروع به واردات تيوب هاي
سانتريفوژ آلومينيوم و ديگر. |
|
|
فناوري
هاي مربوط به غني سازي اورانيوم
براي يك برنامه هسته اي جديد كرده
بود. جمهوري خواهان در آن زمان اين
سياست را به عنوان همراهي و كمك به
يك «كشور سرخ» تقبيح كردند. |
|
|
بحران
به سرعت رو به رشد فعلي بعد از آنكه
جيمز ا. كِلي از وزارت امور خارجه
ايالات متّحده با شواهدي از تجديد
فعاليت هاي هسته اي كره از جمله
غني سازي اورانيوم به پيونگ يانگ رفت
، سر باز كرد. او ادعا كرد كه كره شمالي
در ابتدا آن را كتمان كرده و سپس به
آن ، با رضايتي خصمانه ، اقرار نموده
است. بر اساس اخباري كه از دولت درز
كرده ، كره شمالي در سال
۱۹۹۸ معامله اي با
پاكستان انجام داده است كه در ازاي
ارسال موشك به پاكستان از اسلام آباد
فناوري غني سازي اورانيوم دريافت كند
، شاهدي كه از تهيه ي اورانيوم غني
شده توسط كره شمالي خبر مي داد. اين
يك فرايند بسيار كند است ولي در صورتي
كه به حد نهايت تلاش كنند ، با به كار
گيري ۱۰۰۰ دستگاه گريز از
مركز(سانتريفوژ) ، كه ممكن است داشته
يا نداشته باشند، مي توانند برابر
مدل اتمي پاكستان سالانه يك يا دو بمب
اتمي خيلي بزرگ وسنگين توليد نمايند.
كمي بعد ازبازگشت كِلي به واشنگتن،
يكي از مقامات آمريكا اعلام كرد
قرارداد ۱۹۹۴ كه نيروگاه
يونگبيون را تعطيل كرده بود ، نقض شده
و بي اثر بوده است. |
|
|
واقع
اعلام نسخ اين موافقتنامه توسط
مشاوران بوش، بلافاصله بعد از به قدرت
رسيدن، يك رسالت خود ارضا كننده بود. (برخلاف
نظر مشاوران بوش، در موافقت نامه چيزي
كه غني سازي اورانيوم را منع كند
وجود ندارد ولي بطور يقين كره شمالي
روح موافقت نامه را نقض كرده است.
ناشر) به علاوه حكومت بوش استراتژي
قبلي ايالات متّحده را معكوس كرد: به جاي
«بازداري» ما بايد همان طوري كه
توماس س. شلينگ دانشمند ديپلماسي گفته
«وادار كردن » را به كار مي برديم.
او يك بار گفته بود با آرايش نيروي
نظامي مهيب آمريكا روابط مان را با
متحدان شكل دهيم و بر دشمنان خود فشار
آوريم. به جاي سياست «عدم تقابل»
كلينتون آنها سياست «تقابل متقابل»
را برگزيدند: به كار گيري تهديد يا
واقعيت نيروي نظامي آمريكا در جهت
متوقف ساختن توسعه و توليد سلاح هاي
كشتار جمعي . و بعد از ۱۱ سپتامبر
آنها «محور شرارت» را اختراع كردند و
سياست تاريخي «محدود سازي »آمريكا را
كنار انداخته و آن را در سپتامبر
۲۰۰۲ با يك استراتژي جديد
، حمله بازدارنده(پيشدستي در حمله) ،
جايگزين ساختند ( مانند جنگ بازدارنده). |
|
|
در
مورد كره شمالي ، رييس جمهور
آمريكا با آوردن اما و اگرهاي ممتدِِ
كاملا ً بي جهت درافكار عمومي ، توهين
را به تجاوز عليه كيم جونگ ايل اضافه
كرد و يك بي احترامي كامل براي سياست
مصالحه جويانه كره جنوبي. كيم
دائه يونگ، دارنده جايزه نوبل صلح در
ماه مارس ۲۰۰۱ نصف دنيا را
پيمود تا به ملاقات بوش بيايد تا مطلع
شود كه به رهبر كره شمالي نمي توان
اطمينان كرد (گويا معاهده
۱۹۹۴ بر اساس اطمينان بوده
است نه بر اساس سنديت)؛ در اكتبر بعدش
بوش به شانگهاي سفر كرد تا با چندي از
رهبران كشورهاي آسيايي (از جمله ديدار
مجدد با كيم دائه يونگ) ملاقات كند و
كيم يونگ ايل را «كوتوله» بنامد؛ و او
در مصاحبه اخير خود با باب وود وارد،
روزنامه نگار، نسنجيده گفت «من از كيم
يونگ ايل بيزارم!» فرياد مي زد و«انگشت
خود را درهوا مي چرخاند.» بوش در
بخشي از اين طغيان كه كمتر مورد توجه
قرار گرفت اعلام كرد ترجيح او واژگوني
رژيم كره شمالي است. |
|
|
پاسخ،
جمهوري دموكراتيك خلق كره مجدداً
بازرسان را بيرون انداخت ، شروع به
اضافه كردن ميله هاي سوختي جديد كرد،
آژانس بين المللي انرژي اتمي را به
دليل اينكه ابزاري در دست آمريكاست
شديداً مورد انتقاد قرار داد، و اعلام
كرد هرگونه تحريمِ شوراي امنيت به مثابه
اعلان به جنگ تلقي خواهد شد.(۳) ولي
تا اينجا از باز كردن بشكه هاي
پلاتينيوم كوتاه آمد. حال واشنگتن مي گويد
با كره شمالي مذاكره نخواهد كرد و
ادعا مي كند اين كارموجب تشويق باج
خواهي هسته اي خواهد شد. رژيم كره
را نيز به رسميت نخواهد شناخت ، اين
چيزي است كه آمريكا از انجام آن به طور
مداوم از سال ۱۹۴۶ كه كيم
ايل سونگ به قدرت رسيد ابا كرده است.
حرف آخرِ واشنگتن توسط وزير دفاع دولت
كلينتون ، ويليام پري ، در سال
۱۹۹۴ زده شده است : «ما جنگ
نمي خواهيم، براي اين يا هر موضوع
ديگري در كره جنگ راه نخواهيم انداخت»؛
ولي در صورتي كه تحريم هاي سازمان ملل«كره
شمالي را به جنگ بكشاند .... اين ريسكي
است كه ما مي پذيريم.». |
|
|
ولي
چنان اتفاق افتاد كه كلينتون ريسك را
نپذيرفت ، او به وسيله فرمانده اش در
كره ، ژنرال گري لاك، مطلع شده بود كه
جنگ جديد كره شش ماه به طول خواهد
انجاميد و مي تواند باعث كشته و زخمي
شدن بيش از يكصد هزار آمريكايي شود.
امروز، جورج دبليو بوش مي گويد آمريكا
هيچ قصدي براي اشغال جمهوري
دموكراتيك خلق كره ندارد، درحالي كه
گروه فشار در پنتاگون سرگرم تهيه نقشه
«حمله جراحانه» بر عليه يونگبيون
هستند. در اين بين ديپلمات ها مي گويند
واشنگتن آماده صحبت با پيونگ يانگ مي باشد
ولي وارد معامله با كره نخواهد شد و
جوابي به باج خواهي هسته اي كره
نخواهد داد. ايالات متّحده در گير
مشكلي است كه ساخته دست خودش است ،
تصميم سپتامبر گذشته كه مسئله سلاح هاي
كشتار جمعي عراق را در اختيار سازمان
ملل گذاشت و آژانس بين المللي انرژي
اتمي اين فرصت را در اختيار كره شمالي
گذاشت تا بحران فعلي را آغاز كند. بوش
براي محورهاي شرارت به ترتيب برنامه
دارد، اول صدام حسين بعد كره شمالي و
بعد ايران . به هر صورت كيم يونگ ايل
مردي است كه عجله دارد و ترتيب را
شكسته است. |
|
|
منبع:
روزنامه همشهري |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي
|
|