| |
|
|
|
|
|
|
|
اتحاد
ملي و يكپارچگي د رحفظ منافع كشور كه
از طريق گذشت و دور كردن كينه ها .
كدورت ها از دل ها صورت مي گيرد و
اصطلاحا بدان آشتي ملي مي گويند امرب
ممدوح و پسنديده است كه ابتدا هيچ
انسان عاقلا از آن رويگردان نيست، اما
ناگفته پيداست كه رستيابي به اين مهم
داراي هزينه هاي بزرگي است و از همين
ناحيه است كه هر گاه به محله عمل مي
رسيم و وقت وفا به عهد و پيمان مي رسد و
قرار مي شود كه وحدت فرمايان و آشتي
چويان سخنان خود را به انجام رسانند،
مشكلات آغاز مي شود و بهانه ها و
اعتراض ها يكي پس از ديگري جلوه مي كند. |
|
|
اساسا
اگر كدورتي نباشد و قصور و تقصيري
متوجه اعمال حكومت گذاران نشود، نياز
به آشتي احساس نمي شود و مسئله خود به
خود بلا موضوع خواهد بود. |
|
|
پس
ابتدا برخي از صاحب منصبان بايد
بپذيرند كه اعمال پيشينيان درست
نبوده و در تعامل با مردم راه صحيح را
نپيموده اند و دقيقا از همين نقطه است
كه جدبت تمايل به آشتي يا تعارفي بودن
آن نمايان مي شود. |
|
|
اگر
عده اي به جد بر سليقه خود پافشارند و
حتي از بعضي تسامح ها استغفار كنند و
اصرار بيشتري را به پيگيري روشهاي
گذشته از خود بروز دهند، هر ميزان دم
از وحدت بزنند و براي آن سينه چاك
نمايند، نه سخنانشان مسموع است و نه
كمترين زمينه بالفعل شدن را به خود مي
بينند. |
|
|
آنان
اگر رسما عنوان كنند كه براي وحدت جز
تعارفات مرسوم و خالي نبودن عريضه
برنامه اي ندارند، سزاوارتر است. |
|
|
|
گويا
هنوز چرخ اوضاع به گونه اي رقم نخورده
است كه مؤثرين سياست واقعا براي وفاق
و همدلي و آشتي در خود احساس نياز كنند.
وقتي عده اي شمشير بر مي كشند و دائما
از گستره موافقان و حتي بي طرف ها مي
كاهند و بر جمعيت مخالفان و سرخورده
ها و بي انگيزه ها و نا اميد ها مي
افزايند پيداست كه نياز به وفاق جمعي
حداقل در ميان قدرتمندان هنوز به حسي
جدي مبدل نشده است. |
|
|
ظاهرا
اين باور كه وحدت و يكپارچگي تنها
هنگام خطر لازم است و خطر جز از طريق
صداي بمب ها و موشك ها قابل شنيده
نيست، همچنان بر ما مستولي است و
قرينه ها و امارات ها و نشانه هاي خطر
تنها به اين كار مي آيند كه در لفظ
بدان اشارتي رود و بس. |
|
|
اگر
روزي ضرورت فرو خواستن اطلاعات همه
گير شود و از توسعه آن در عرصه هاي عمل
استنكاف گردد، قطعا خرج و هزينه هايش
مقبول مي افتد. |
|
|
نمي
شود وحدت كرد و آشتي نمود ولي همچنان
بر دامان عملكرد گذشته گردي ننهاد،
مخاطبان اين سخن و خصوصا وحدت شكنان
بهتر از هر كس ديگر مي دانند كه چگونه
مي توان دل خودي ها را بدست آورد و
ايرانيان را بر سر مهر و عطوغت و صفا و
همدلي آوردو چه نيكوست كه اگر قرار به
گذشت و مدارا و تحمل باشد هرچه زودتر
انجام گيرد و سينه نگران ملتي ملتي
صبور و بينا را از دغدغه و التهاب برون
آورد. |
|
|
اگر
اندكي در ساختار سياست عملا به وفاق
نزديك شويم قطعا آثار مباركش آنچنان
حجيم و گسترده خواهد بود كه فاعلان را
به ادامه آن تشويق خواهد كرد. ولي چه
اندوه ناك است كه در جناح گرايي و
پافشاري بر سلايق خويش اسراف كنيم ولي
در تواضع و فروتني واقعي خست و تنگ
نظري به خرج مي دهيم. |
|
|
|
چنانچه
روزي ضرورت زمانه و جبر شرايط سياسيون
و مسئولان و جناح ها را به وحدت و وفاق
وادار نمود قطعا نزد مردم ارزشي فروتر
خواهد داشت كه آنان حق دارند قبل از
وقوع خسارت انتظار تعقل از نخبگان
خويش را داشته باشند. |
|
|
|
همه
مي دانند كه قدرت مانور و آزادي عمل
محافظه كار قابل مقايسه با جناح اصلاح
طلب نيست. پس اگر انتظاري براي شروع
آشتي ملي هست، عقلا و منطقا متوجه اين
جناح خواهد بود. لذا آينده روشن خواهد
كرد كه در اين دوران پر فتنه نشانه هاي
مسئوليت شناسي از كدام جهت بروز خواهد
كرد و بي مسئوليتي در كدام زاويه جا
خوش كرده است. |
|
|
منبع:
روزنامه اعتماد |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|