help118.com

صفحه كليد فارسي

صفحه اصلي

جستجوي تركيبي

ثبت نام

راهنماي سايت

سرويس و خدمات

تماس با ما

شركتها و موسسات خصوصي

سازمانها ، مراكز و ارگانها

اشخاص

: جستجو از روي 

فهرست موضوعي

كتابخانه ها  ،  فرهنگسراها  

موزه ها  ،  نگارخانه ها  

تالارهاي فرهنگ ، سينماها  

بيمارستانها  ،  داروخانه ها  

آتش نشاني و خدمات  ايمني   

كد شهرهاي ايران  ،  كد   كشورهاي جهان   

...و بقيه

 

ساير امكانات  

 ارسال كارت پستال  

ارسال پست الكترونيك  

تبليغات و نيازمنديها  

نظر سنجي  

مسابقات اينترنتي  

پيوند به سايت هاي ديگر  

: نام كاربري 

: رمز عبور 

  

رمز را فراموش كرده ام

  
كدام اجتماعات مدني؟
 

(بايد از سرزنشگران پرسيد در ازاي انتقادهايي كه مي كنند-هر چند بسياري از آنها وارد و رواست-خور آنان در پيشرفت جنبش اصلاحات چه كرده اند. آيا كفايت مي كند كه چند سال يكبار در پاي صندوقهاي راي حظور يافته سپس بنشينيم و نظاره گر حوادث باشيم و بنگريم ديگران چه كرده اند؟)

ر1- انتقاد از اصلاحات و اصلاح طلبان چندي است كه مبني بحث و جدل محافل سياسي و مردمي شده و اينكه آيا در اين شرايط كه جنبش در تنگنا و فشار و محدوديت قرار دارد رواست كه از درون با نقد و اعتراض تضعيف شود.

نظرات در اين باره مختلف است اما اگر جنبش اصلاحات هم از تاب نقد و اشكال بي بهره باشد كه تكليف يكسره است و اگر بناي جنبش حركت به سوي جلو و بهبود شرايط است بايد از انتقاد و تحليل استقبال كرد و منتقدين را تنها بر مبني نيت، هدف و منظور نگريست. تنها اميدوارم به جايي نرسيم كه نقد اصلاحات هم سياه نمايي تعبير شود.

ر2- منتقدين عملكرد اصلاح طلبان را امروز در تمام لايه هاي حامي اطلاعات مي توان يافت. چه در ميان مردن كه در سطح وسيعي است و اگر كمتر به گوش مي رسد در دخدادهايي چون انتخابات 81 ناگهان آشكار مي شود و چه در ميان سياسيون ، انديشمندان و روزنامه نگاران كه اعتراض آنان عيان تر و ملموس تر است و تا كنون به شيوه هاي گوناگوني ابراز شده و بعضا مستدل، اساسي و قابل بررسي بوده است.اگر مردم را به خاطر عدم حظور در صحنه مستحق ورود به اين وادي نمي دانيم با اعتراض آنها كه شرح آنچه در سالهاي اصلاحات بر ايشان رفته لزم نيست و نقد جنبشي كه بر شانه هاي اصحاب انديشه به 6 سالگي رسيده، چه بايد كرد؟
ر3- (اين ميدان همچون استاديوم فوتبال نيست كه گروهي بازيگر و سايرين تماشاچي باشند، در اين همه بايد بازيگر باشند تا با آهنگي سريعتر و هزينه كمتر دستيابي به هدف ميسر گردد.)

5-رييس جمهور صراحتا از ديدگاه فاشيستي و تئوري توطئه خواندن لوايح گله مي كند. آبا صرفا گلايه و اعتراض و گذشتن مي تواند كافي باشد. وقتي شايعات شكل گيري نهادهاي موازي با تفكري شبيه به عناصر خاطي وزارت اطلاعات در سال 77 را مي شنويم، وقتي بل گذشت نزديك به يك سال و شنيدن اميدواري نسبت به تصويب لوايح، چندان اميدي در ميان نمي بينيم و وقتي شخص دوم كشور آنقدر محدوديت دارد كه نتواند صريح تر و قاطع تر و عملگرا باشد، از مردم چه انتضاري داريم، حال آنكه هيچ بستري هم براي حظورشان فراهم نكرده ايم.

(اين ميدان همچون استاديوم فوتبال نيست كه گروهي بازيگر و سايرين تماشاچي باشند، در اين همه بايد بازيگر باشند تا با آهنگي سريعتر و هزينه كمتر دستيابي به هدف ميسر گردد.)

اگر كسي تصاويري از نخستين روزهاي تولد ورزش فوتبال ديده باشد به ياد دارد كه در آن زمان كه هنوز آداب و آييني براي اين ورزش تدوين نشده بود، جماعتي كثير در زميني مسطح بي هدف به دنبال توپ مي دويدند تا هر كسي بنا به اقبال، نيرو و قدرت و سرعت خود متبرك به لگدزدن به توپ شود. در اين ميانه عده اي زير دست و پا مي ماندند. در گل و لاي غوطه مي خوردند، در رودخانه مي افتادندو حتي به سختي آسيب مي ديدند و توپ سرگردان حيجان جمعيت مانده بود. اما امروز اگر از فوتبال غير حرفه يي و باري به هر جهت حود بگذريم، در فوتيال مردن هدف هر تيم از آغاز فصل مشخص است.

حاميان، مديران، رهبران، كادر فني، بازيكنان . هواداران هر كدام وظايف مخصوص به خود را دارند و بستگي به مديريت آن مجموعه است كه چقدر درست يارگيري كند، چقدر انرژي، بودجه و امكانات به كار گيرد، چقدر حريفان را بشناسد و حتي از وجود هواداران چطور استفاده كند. در فوتبال حرفه يي همه بازيگرند. هواداران هم! آنها مشوق و همراه تيم هستند. آنها بليت مسابقه، لباس، كلاه، كتاب و ديگر محصولات باشگاه را مي خرند، تبليغات و پخش تلويزيوني از طريق آنها منبع درآمد است، آنها كلوپ، انجمن، سنديكا و همايش دارند، آنها نظر خود را راجع به بازي، تيم، مربي و بازيكن اعلام مي كنند، در جلسات مهم حظور مي يابند، حتي تيم را نحريم مي كنند و در بازي هاي سرنوشت ساز گاهي عامل اصلي پيروزي هستند و اين به مديران بر مي گردد.

ر4-(هر شهروندي بايد به سهم خود در تقويت نهادهاي مدني بكوشد و در اجتماعات مدني حظور يابد، سخن بگويد و در اين صورت است كه دولت و مجلس نيز از انفعال و تسليم طلبي خارج شده و به ناگزير فعال مي شوند.)

جبهه اصلاحات چقدر در جهت سازمان دهي و هدايت گام برداشته است؟ خود جناب رييس جمهور چقدر خارج از سفرها و ديدارهاي رسمي، از موضع جبهه اصلاحات به ميان مردم آمده اند. تجربه ورزشگاه شيرودي چندبار تكرار شده است؟ نزديك به دو سال است كه آقاي خاتمي را در جمع دانشجويان نديده ايم آن هم در حالي كه دانشگاه بيش از همه در معرض برخورد، آسيب و تحريك قرار دارد و ناراضي تر و بي اعتمادتر به نظر مي رسد؟ احزاب اصلاحات چقدر با حاميان مردمي خود در ارتباط و رو در رو هستند؟

اصلا چقدر سازمان يافته اند و آيا مي توان نام حزب را به گروه هاي اصلاح طلب اطلاف كرد؟ مردم بنا به خواست اصلاح طلبان 4 بار پياپي حظور همه جانبه اي در پاي صندوقها داشته اند. هر چند شما بهتر مي دانيد كه راي دوم خرداد نه بر پايه توجيه تئوريك و سياسي كه بيشتر مبني بر تحريك احساسات  عواطف ناراضي به دست آمد و آن 14 ميليوني كه جدي گرفته نشدند در 9 اسفند ناچار بودند خود را اثبات كنند.

در سال هاي قبل اقبال به اصلاح طلبان، تريبون ها، كتابها و دوزنامه هايشان آشكار و بي ترديد است اما آيا مردم مي توانند بصورت خودسر و خود جوش صرفا به خيابان ها بيايند و عقايدشان را آشكار كنند.

چند همايش غير انتخابي و غير دانشجويي مي توان در سال هاي اصلاحات نام برد؟ آبا تا وقتي اصلاح طلبان خود آستين بالا نزنند و امكانات و امنيت حظور مردم را فراهم نكنند مي توان از مردم توقع داشت كه بدهي خود به اصلاحات را بپردازند؟

اگر امروز اصلاح طلبان به واسطه قدرت نيرو هايي كه به خواست مردم تمكين نمي كنند و تعارف و معذوريت و كم كاري خود از حركت ايستاده اند، بايد هر انتقاد و اعتراضي را تندرويي، راديكال گرايي، زياده خواهي و بالا بودن سطح توقع ناميد يا بحث صلاحيت انتقاد را پيش كشيد.

ز5- رييس جمهور صراحتا از ديدگاه فاشيستي و تئوري توطئه خواندن لوايح گله مي كند. آبا صرفا گلايه و اعتراض و گذشتن مي تواند كافي باشد. وقتي شايعات شكل گيري نهادهاي موازي با تفكري شبيه به عناصر خاطي وزارت اطلاعات در سال 77 را مي شنويم، وقتي بل گذشت نزديك به يك سال و شنيدن اميدواري نسبت به تصويب لوايح، چندان اميدي در ميان نمي بينيم و وقتي شخص دوم كشور آنقدر محدوديت دارد كه نتواند صريح تر و قاطع تر و عملگرا باشد، از مردم چه انتضاري داريم، حال آنكه هيچ بستري هم براي حظورشان فراهم نكرده ايم.
منبع: روزنامه اعتماد
 
صفحه قبلي
 

.كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت آروين تاژ آفرين مي باشد

Powered & Designed By Arveen Tazh Afarin