| |
|
|
|
ساختار
قدرت جهاني |
|
|
|
|
|
در نظام بين
المللي در دوران جنگ سرد دو ابر قدرت
داشتيم كه هر يك بخشي از جهان مسلط بود
و براي گسترش نفوذ خود در ديگر نقاط
جهان با آن ديگري رقابت مي كرد . اين
رقابتها كه جزء لاينفك طبيعت جنگ سرد
بو ، با تلاش هر يك براي گسترش پايگاه
ايدئولوژي سياسي خود در عرصه جهاني
نيز تقويت مي شد . |
|
|
امروزه فقط
يك ابرقدرت وجود دارد ؛ هر چند بازار
گفتگو درباره تك قطبي بودن : چند
قطبي بودن يا شكل ديگري از جهان بسيار
گرم است . در اين جهان تك قطبي يك ابر
قدرت آنهم فارغ از قدرتهاي عمده ديگر
در كنار شمار زيادي قدرتهاي كوچكتر
نيروي برتر است كه مي تواند تك و تنها
يا با همكاري ضعيف كشورهاي ديگر و حتي
بي پشتيباني آنها به گونه اي موثر
مسائل بزرگ بين المللي را حل و فصل كند
و هيچ مجموعه اي از ديگر قدرتها نيز
نتواند مانعي در برابر آن ايجاد كند .
قدرت روم براي چندين سده و در مواقعي
از تاريخ نيز سلطه چين بر شرق آسيا
تقريبا به اين مدل شباهت داشته است .
منظور ما امپراطوري هاي روم و چين است
؛ همچنان كه امروزه نيز برخي با
اعتقاد از ظهور امپراتوري امريكا سخن
مي گويند . برعكس ، در جهان چند قطبي ،
چند كشور عمده وجود دارند كه قدرتشان
قابل رقابت است و در جريان هاي متغير
با هم رقابت يا همكاري ميكنند . در
چنين جهاني ، براي حل و فصل مسائل بين
المللي ائتلافي از كشورهاي عمده
ضروري است . سياستهاي اروپايي نيز
براي سده ها تقريبا به همين مدل شباهت
داشته است . |
|
|
سياستهاي
بين المللي معاصر با هيچ يك از گونه
هاي ياد شده منطبق نيست . ليك مجموعه
اي است متشكل از ابرقدرتي كه
امپراتوري نيست در كنار چند قدرت عمده
ديگر ؛ بدين معنا كه اولا ابر قدرت
واحد در عرصه مسائل بزرگ جهاني اغلب
مي تواند اقدامات مجموع ديگر قدرتهاي
عمده را وتو كند . ثانيا ابر قدرت واحد
صرفا مي تواند مسائل بين المللي را از
راه همكاري با برخي از قدرتهاي عمده
ديگر حل و فصل كند . |
|
|
سرشت و
ساختار قدرت جهاني در جهان تك – چند
قطبي چهار سطح دارد كه در بالاترين
سطح آن ايالات متحده در همه مولفه هاي
قدرت برتري دارد . در سطح دوم نيز
قدرتهاي عمده منطقه اي قرار دارند كه
در بخشهايي از جهان بازيگراني
بانفوذند هر چند گستره منافع و
قدرتشان به گستردگي منافع و قدرت
جهاني امريكا نيست . از جمله اين
بازيگران ، جامعه اروپا ، روسيه ، چين
، هند ،ايران ، برزيل و پاره اي از
كشورها هستند . روشن است كه اهميت
فعاليت و دامنه نفوذ اين كشورها بسيار
متفاوت است . سرانجام بقيه كشورها در
سطح چهارم قرار مي گيرند كه برخي از
آنها به دلايل گوناگون به واقع مهم
هستند ليكن در مقايسه با كشورهايي كه
در سه سطح بالاتر قرارگرفته اند ،
نقشي در ساختار قدرت جهاني ندارند . |
|
|
سرشت و
ساختار دو قطبي قدرت در دوران جنگ سرد
، ناگزير منشا در گيري ميان دو ابر
قدرت بود . ساختار جديد تك – چند قطبي
الگوهاي بسيار متفاوتي از منازعات
پديد مي آورد . ايالات متحده بعنوان
تنها ابر قدرت داراي منافع جهاني است
و در جهت گسترش آن در همه مناطق جهان
سخت تلاش ميكند . البته اين امر سبب
درگيري با آن دسته از قدرتهاي بزرگ
منطقه اي مي شود كه ايالات متحده را يك
ناخوانده مي دانند و معتقدند خود بايد
نقش عمده را در تحولات مناطقشان بازي
كنند . بدين سان ، زمينه طبيعي براي
رقابت ميان ايالات متحده و قدرتهاي
متوسط در هر يك از مناطق علاقه ندارند
زير سلطه قدرتهاي بزرگ منطقه اي قرار
گيرند و از اين روي براي محدود كردن
توانايي آن قدرتها در يك دادن به
تحولات منطقه تلاش مي كنند . |
|
|
اين روابط
رقابت گونه ، زمينه ساز همكاري ايالات
متحده و قدرتهاي متوسط منطقه اي است :
وضعي كه امروزه شاهد آنيم .در دهه
گذشته ، ايالات متحده بري مهار كردن
چين ، اتحاد خود با ژاپن را استوارتر و
از افزايش قدرت نظامي اين كشور
پشتيباني كرد ؛ همچنين روابط ويژه خود
با بريتانيا را حفظ كرد تا اهرم فشاري
در برابر ظهور اروپاي يكپارچه اي كه
در آن آلمان و فرانسه مسلط باشند
فراهم سازد . امروزه لهستان با انگليس
نزديكترين همپيمان ما در اروپا رقابت
مي كند زيرا لهستاني ها و ما نمي
خواهيم لهستان دوباره زير سلطه
دشمنان تاريخي خود يعني آلمان و روسيه
قرار گيرد . ايالات متحده همچنين به
منظور مقابله با هرگونه گسترش قدرت
روسيه روابط نزديگي با اوكراين ،
گرجستان و ازبكستان برقرار كرده است . |
|
|
براي ايجاد
وزنه تعادل در برابر قدرت ايران در
خليج فارس نيز همكاري هاي تنگاتنگ خود
با عربستان را حفظ كرده است . در
امريكا لاتين از دير باز روابط ايالات
متحده با برزيل دستانه و با آرژانتين
خصمانه بوده است . ليكن در دهه 1990
برزيل به رقيب ايالات متحده از جهت
نفوذ در امريكاي لاتين تبديل شد . از
اين روي ايالات متحده روابط خود را با
آرژانتين نزديكتر كرد . در همه موارد
بالا و همچنين ديگر موارد بالقوه
انگيزه همكاري ايالات متحده و
قدرتهاي متوسط منطقه اي منافع مشترك
آنها در مهار كردن نفوذ قدرتهاي اصلي
منطقه اي است . |
|
|
قدرتهاي
بزرگ منطقه اي نيز در همكاري باهم
براي تحديد نفواذ ايالات متحده منافع
مشترك دارند . بسياري از آنها –
فرانسه ، روسيه ، چين ، ايران و هند –
در مواقعي كوشيده اند براي گسترش دادن
نفوذشان در برابر امريكا مشتركا
اقدام كنند . اما در عين حال هريك از
قدرتهاي عمده منطقه اي از بسياري جهات
به امريكا نيازمندند از جمله عضويت در
سازمان هاي بين المللي ، تكنولوژي ،
تسليحات ، كمكهاي اقتصادي ، پشتيباني
سياسي ، دعوت رهبرانشان به كاخ سفيد .
اين نيازها فعلا توانايي قدرتهاي
عمده منطقه اي را براي راه اندازي يك
ائتلاف پايدار ضد امريكايي محدود
كرده است هرچند كه شكل گيري اين نوع
ائتلاف در آينده دور از انتظار نيست . |
|
|
البته در عين
حال قدرتهاي بزرگ منطقه اي دقيقا همان
كشورهايي هستند كه ايالات متحده براي
تشكيل ائتلاف ضد ترورييسم خود به آنها
نياز دارد و پس از يازده سپتامبر در
جلب همكاري اتحادهي اروپا ، روسيه ،
چين ، هند ، اسرائيل و حتي ايران در
اين خصوص بسيار موفق بود . از يك سو
روابط امريكا با روسي و هند به علت
نگراني هاي مشتركشان از تروريسم و چين
با شتاب بيشتري بهبود يافته است و از
سوي ديگر روابط امريكا با اتحاديه
اروپا و ايران ، چين و اسرائيل به وضع
پيش از يازدهم سپتامبر باز مي گردد . |
|
|
اين وضع بي
دليل نيست چرا كه در مبارزه با
تروريسم نه چنگ بلكه جنگهاي بسيار
مطرح است . ايالات متحده درگير مبارز
اي جهاني با القاعده و وابستگان آن
است . روسيه در درون خود با چچن مي جنگد
. چين با ايغورها درگير است . هند با
كشميري ها و اسرائيل با فلسطيني ها در
حال ستيز است . در اين جنگها شورشيان
سه خصيصه مشترك دارند : گروههاي
مسلماني هستند كه
براي كسب حاكميت يا استقلال از دولت
هاي غير مسلمان مبارزه مي كنند ؛ به
لحاظ نيروي نظامي متعارف ضعيف تر از
كشوهايي هستند كه در برابرشان طغيان
كرده اند ؛ در نتيجه به اقدامات
تروريستي كه هميشه سلاح ضعفا بوده است
متوسل مي شوند . با اين همه اين جنگها
با هم متفاوتند و منافع ايالات متحده
در جنگهاي خانگي لزوما با منافع
دولتهايي كه خود در آنها درگيرند
منطبق نيست . هرگاه زمان اقتضا كند
احتمالا رقابتهاي ايالات متتحده و
قدرتهاي منطقه اي بار ديگر گسترش
خواهد يافت . |
|
|
|
|
|
|
منبع
: ماهنامه سياسي - اقتصادي |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|