| |
| كالبد
شكافي يك كينه
|
| |
|
شايد
نخستين رويارويي جدي ايران و جهان غرب
را بتوان در نخستين نبردهاي ايران و
روس سراغ گرفت كه طي آنها نيروهاي
قبيله يي و نامنظم ايران كه مسلح به
سلاحهاي سنتي بودند، خود را برابر
ارتش منظم و يكپارچه روسيه با تسليحات
مدرن ديدند. طي اين رويارويي ها بود كه
برخي از زمامداران وقت ايران
دريافتندكه دور از چشم آنان در آنسوي
درياها اتفاقاتي افتاده كه ايران از
آنها عقب مانده است. پس از اين
رويارويي اوليه نخستين تحرك جدي
ايرانيان در جهت نيل به پيشرفت و ترقي
و همراه شدن با قافله تمدن جديد را
ميتوان در جنبش مشروطيت ايران سراغ
گرفت. گروهي از متفكران ايراني در اين
دوره كه اغلب در اروپا تحصيل كرده
بودند و پيشرفت هاي صنعتي و اجتماعي
آن ممالك را به چشم ديده بودند، صلاح
كشور را در ايجاد نهادهاي مدرن
اجتماعي، تنظيم قانون اساسي و تاسيس
سيستم سياسي مشروطه در مملكت دانستند.
اين گروه كه در تاريخ سياسي ايران به
روشنفكران مشهورند گروه هايي از
نخبگان خصوصا دولتمردان وقت و
روحانيون و به مدد آنها بخشهاي بزرگي
از مردم را با خود همراه كردند. در حين
پيشرفت نهضت و با شفاف تر شدن انگيزه
هاي غرب گرايانه حاكم بر آن، اقشار و
طبقات سنتي جامعه كه برپايي نظام جديد
سياسي – اجتماعي را مايه از دست رفتن
جايگاه و قدرت اجتماعي خود مي ديدند
به مخالفت با نهضت پرداختند. |
| چهره
شاخص اين گروه، شيخ فضل الله نوري بود
كه در نامه ها و خطابه هاي متعددي هر
نوع همسويي و هماوايي با تمدن غرب را
مترادف با از دست رفتن دين و بسط كفر و
الحاد در جامعه معرفي مي كرد. ولي اين
جهتگيريها نتوانستند مردم به هيجان
آمده و رهبران آنها را از ادامه مسير
خود منصرف سازند و سرانجام مشروطه
طلبان با فتح تهران در سال 1288 به
پيروزي رسيدند. آنها پس از استقرار،
در دادگاه ويژه يي پنج تن از مخالفان
مشروطه از جمله شيخ فضل الله را به
اعدام محكوم كردند. اعدام شيخ فضل
الله را مي توان به معني كنار گذاشته |
| .شدن
تفكر سنت گراي غرب ستيز و پيروزي
انديشه غرب گرايانه در ايران آن روز
دانست
|
| پس
از پيروزي ظاهري انقلاب، عدم وجود
يكپارچگي فكري ميان انقلابيون و
ماهيت قبيله يي آنها مايه بروز
نابساماني وتشتت در كشور، ضعف دولت
مركزي از ميان زفتن امنيت و طغيان
ياغيان در گوشه و كنار مملكت گرديد. در
چنين وضعيتي رضاخان از راه رسيد و با
اقتدار نظامي، قدرت مطلقه را از آن
خود كرد و نهادهاي مشروطه همچون مجلس
و دولت را منتخب و آلت دست خود گردانيد.
با اين حال رضاخان يك گرايش را از نهضت
مشروطيت به ارث برد كه همانا غرب
گرايي وتعهد به مدرنيزاسيون بود. در
دوران حكومت او، گرچه چهره كشور با
تاسيس دولت مركزي مقتدر، نظام اداري
جديد و كارخانجات مدرن تغيير يافت ولي
يكي از خواسته هاي مهم قيام مشروطيت
كه خاتمه استبداد و ايجاد دموكراسي
بود مسكوت ماند. پس از حمله متفقين و
كنار گذاشته شدن رضاخان از صحنه سياسي
كشور توسط نيروهاي خارجي، قدرت دربار
بشدت تضعيف شد و مجلس و احزاب جاني
دوباره گرفتند. |
| خيابانها
كه طي شانزده سال گذشته آرام بودند
دوباره صحنه راهپيمايي ها و
ميتينگهاي سياسي گرديدند و روزنامه
هاي جديد الانتشار به ترويج آرا و
نظرات تازه پرداختند. اين روند
دموكراتيك در مجلس شانزدهم به
بارنشست. زيرا در اين مجلس بود كه يك
مستوفي و استاندار پيشين كه به دليل
استقلال طلب سنتي و نيز نيروهاي متجدد
معتقد به دموكراسي را در جبهه ملي
متحد كرد و با تاكيد بر مهمترين مساله
آن روز يعني مساله نفت از حمايت وسيع
مردمي نيز برخوردار شد. وقتي دكتر
مصدق سرانجام با تكيه بر اين پايگاه
مردمي در ارديبهشت سال 1330 نخست وزير
شد، چنين به نظر مي رسيد كه آرمانهاي
قيام مشروطيت در شرف تحقق اند و
مدرنيزاسيون در كنار دموكراسي در
ايران ممكن شده است. |
| مصدق
پس از درگيري با دولت انگلستان بر سر
مساله نفت و برخورد متعصبانه و غير
عادلانه اين دولت، با زيركي براي مهار
انگلستان سعي در نزديكي با ابرقدرت
تازه از تنور جنگ دوم جهاني در آمده
يعني ايالات متحده امريكا كرد و در
ابتدا تا حدود زيادي نيز در اين امر
موفق بود. ولي سرانجام تصميم غير
مسوولانه دولت آيزنهاور در همراهي با
انگلستان واجراي كودتاي نظامي 28
مرداد، باعث سرنگوني دولت دموكراتيك
دكتر مصدق در ايران شد. با سقوط دولت
ملي و ظهور دوباره استبداد،همه
اميدها به يكباره مبدل به ياس شدند.
متفكران خاموشي گزيدند و شاعران
شعرهاي زمستاني سرودند. |
| فضاي
فكري پس از كودتا، فضايي بس سرد و كدر
بود و در اين كدورت مطلق بود كه جوانه
هاي يك بازگشت فكري شكل گرفتند. به بن
بست رسيدن همه راهها براي تحقق
آرمانهاي قيام مشروطيت، نسلي از
روشنفكران جوان را نسبت به حقانيت اين
آرمانها مشكوك كرد. رويدادهايي جون
يورش توهين آميز متفقين به ايران در
شهريور |
| سال
1320، كودتاي امريكايي – انگليسي عليه
دولت دموكراتيك و ملي ايران و نيز
استيلاي استبداد مورد حمايت غرب پس از
كودتا، گروهي از متفكران دانشگاهي را
همصدا با نخبگان سنتي به انديشه هاي
غرب گريز، منزه طلب و معارض با
مدرنيزاسيون كه قبلا توسط شيخ فضل
الله ارايه شده بودند، متمايل ساخت. |
| اين
متفكران با تلفيق ديدگاه هاي مذهبي
وانديشه هاي نضج گرفته در اروپاي نيمه
دوم قرن بيستم كه بعدها با عنوان
انديشه هاي پست مدرن معروف شدند،ملغمه
يي از افكار فلسفي و شاعرانه
انتقادآميز نسبت به تمدن غرب را به
وجود آوردند كه بعدها آبشخور فكري
بسياري از تحولات گرديدند. اين تفكرات
به همراه انديشه هاي بشدت سنتي كه
كليت تمدن غرب ار كفرآميز و همراهي با
آن را نوعي ارتداد تلقي مي كردند،
جهتگيري فكري آكنده از تنفري را نسبت
به تمدن غرب در ايران دهه هاي پاياني
قرن بيستم رقم زد كه يكي از بازرترين
مصاديق آن را ميتوان حمله به سفارت
آمريكا در ايران دانست. ولي امروزه با
به ميدان آمدن نسلهاي جديد فكري، بروز
تغييرات بنيادي در سياستها و روابط
بين الملل، تجربه شكست نحله هاي منزه
طلب وغرب ستيزي چون طالبان و نيز
فرجام ناموفق سياست درهاي بسته در
عرصه هاي فرهنگي و اقتصادي، لزوم
تجديدنظر در انديشه هاي كينه |
| توزانه
و تنفر آميز نسبت به تمدن غرب،
مدرنيته و فرآوره هاي آن، بيش از پيش
احساس مي شود
|
|
منبع:
روزنامه اعتماد |
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|