| |
|
بررسي
علل ورشكستگي شركت بزرگ اِن رُن(ENRON) |
|
|
|
|
يكي
از بزرگترين شركت هاي بازرگاني و
دارويي جهان بود. بسياري از بزرگان و
سياستمداران امريكايي و غيرامريكايي
در اين شركت سرمايه گذاري كردند. |
|
|
سرمايه
ها تا آنجا پيش رفت كه اين كمپاني
تبديل به يكي از غول هاي تجاري امريكا
شد. اما اين شركت چند مليتي در نهايت
به يكباره تبديل به شركتي بي مصرف شد و
سقوط كرد. تا آنجا كه رسيدگي به پرونده
مالي( فساد مالي) اين شركت به ديوان
عالي امريكا سپرده شد و در نهايت آنها
حكم به ور شكستگي اين غول تجارتي
دادند. شركت « ان رن» ايالات متحده با
بهره گيري از سرمايه هاي عظيم و نفوذ
سياستمداران امريكايي و انگليسي
سرمايه خود را تا سقف 60 ميليارد دلار
افزايش داد اما در پايان چيزي كه از
اين شركت باقي ماند، ساختماني 40
ميليون دلاري بود كه ارزشي براي كسي
نداشت. آنچه مي خوانيد بررسي دلايل
شكست و انحلال اين شركت عظيم است كه در
روزنامه استاندارد به چاپ رسيد. |
|
|
|
|
|
ان
رن از كجا شروع كرد؟ |
|
|
ادوارد
رايت روزنامه نگار روزنامه استاندارد
كه بيش از يك سال روي نقاط قوت و ضعف
شركت بزرگ ان رن فعاليت و پژوهش كرد در
اين مورد نوشت: ان رن در بدو فعاليتش
تنها يك شركت كوچك مضاربه يي بود. اين
شركت با سرمايه يي در حدود 100 هزار
دلار درجهت كار در بخش هاي ساختماني
پايه ريزي شد. سران اين شركت كه در
ابتدا 3 نفر بودند، اين شركت را با
مسوليت محدود تاسيس كرده و ظرف يك سال
آن را به سوددهي رساندند. در اين بين
با افزايش سرمايه ها و هجوم افرادي كه
خواستار سرمايه گذاري در اين شركت
بودند، مارك هميلتون (يكي از سه
بنيانگذار ان رن) پيشنهاد داد تا اين
شركت در ساختماني وسيع تر و مجلل تر به
كار خود ادامه دهد. بنابراين شركت ان
رن تنها با 25 كارمند به ساختماني سه
طبقه در واشنگتن نقل مكان كرد.
هميلتون كه بعدها مورد اتهام فساد
مالي قرار گرفت دراين مورد گفته بود:
شايد نخستين اشتباه شركت ما حضور در
ساختمان سه طبقه واشنگتن بود. آنجا
براي كار بسيار بزرگ و زيبا بود. اما
نيازي به اين همه بلندپروازي نبود و
اينها همه از نبود مديري اگاه و مدبر
در راس اين شركت نشات گرفت. |
|
|
ان
رون كه خود را در راس شركتهاي نوپاي
مضاربه يي مي ديد تلاش كرد تا در زمينه
هاي گوناگون سرمايه گذاري كند. بدين
ترتيب آنها سوداي بزرگ شدن را در سر
پروراندند. در حالي كه هر روز مجموعه
آنها از داخل درحال فروپاشي بود. اين
شركت براي پيشبرد اهدافش در سطوح
بالا، چندين پست را تعريف كرد. اين پست
ها عبارت بودند از: مديرمالي، مدير
فني، مديريت بازاريابي و ... |
|
|
در
نهايت اين پست ها كه همگي يك هدف را
دنبال مي كردند موفق شدند اين شركت را
به جايي برسانند كه قادر باشد درپروژه
هاي نفتي ايالات متحده سرمايه گذاري
كند. |
|
|
سرمايه
گذاري روي اين پروژه ها در حالي كه
شركت هاي عظيمي چون «شل» و «هاليبرتون»
حضور داشتند مي توانست ريسك بزرگي
باشد اما آنها اين ريسك را پذيرفتند.
اما چرا حضورشان در بين مدعيان نفت،
ريسك محسوب مي شد؟ |
|
|
شركت
هاي شل و هاليبرتون و ... كه از
بزرگترين سرمايه گذاران نفت دنيا نيز
محسوب مي شدند، اجازه رشد و شكوفايي
به شركت هاي كوچك تر را نمي دادند اما
تصميم سران ان رن بر اين بود كه با
تمام اين احوالات دركورس رقابت با
شركت هاي بزرگ باقي بماند. در سه سال
اول فعاليت، ان رن به سقف مالي 1
ميليارد دلار سود خالص رسيد. چيزي كه
براي بسياري از شركت هاي دنيا شبيه
خواب و روياست اما براي ان رن واقعيتي
محض بود. |
|
|
آنها
با برداشت اين سرمايه عظيم و به
كارگيري آن در بخش هاي گوناگون خود را
متقاعد كردند كه به رشد نسبي بزرگي
دست يافته اند. درست اشتباه آنها همين
جا بود! يعني آنها سقوط را از نقطه
آغاز شروع كردند و اين براي آنها يعني
ورشكستگي كامل! |
|
|
|
|
|
مديران
نالايق و عاملي به نام رشوه |
|
|
سرجان
تمپلتون در بررسي علل شكست و انحطاط
اين غول تجارتي مي نويسد: داشتن چندين
ميليارد سود در بانك هاي گوناگون نمي
تواند تضميني براي موفقيت شما باشد.
همانطور كه اين شركت با داشتن
ميلياردها دلار پول نقد در بانك هاي
بزرگ امريكا، در پايان با بدهي 4
ميليارد دلاري صحنه تجارت جهاني را
خالي كرد. بايد به نكاتي اشاره كنم كه
شايد خواندن آنها براي مديران، نوعي
برگ برنده باشد! بزرگترين عامل شكست
اين شركت وجود مديران نالايق و رشوه
بگير بود. با آنكه حقوق ماهيانه اين
افراد در رده بسيار بالايي قرار داشت
اما آنها هيچ وقت از اين حقوق راضي
نبودند. حداقل مي توانستند به مديران
ارشد خود اين موضوع را اطلاع دهند اما
از اين كار نيز امتناع كردند. بعد از
مدتي آنها به اين نتيجه رسيدند كه مي
توانند با دريافت بخشي از كارمز پروژه
ها، اين خلا مالي را به نوعي جبران
كنند. درحالي كه چنين تفكري در مديريت
كنوني اشتباهي محض است. آنها قدم هاي
سست و نامطمئن خود را در اين راه
برداشتند. درنهايت اين مديران درحالي
كه مي توانستند به عنوان اركان اين
شركت، جايگاهي قدرتمند داشته باشند،
خود را به عنوان عاملان فساد مالي ان
رن معرفي كردند. |
|
|
|
|
|
عدم
اطمينان بين مديران |
|
|
معروف
است كه مي گويند همدلي بين مديران
محكم ترين سيمان براي پيوند دادن خشت
هاي يك شركت است. ان رن با آنكه هر روز
به شاخه هاي تجارتش اضافه مي كرد، اما
مديران اطميناني به يكديگر نداشتند.
اين عامل روي روحيه تمام كاركنان شركت
تاثير گذاشته بود و باعث دلسردي
كارمندان شد. تا جايي كه بعدها وقتي
اين شركت در يك ساختمان 25 طبقه اسكان
يافت، كاركنان هر قسمت حالتي مافيايي
به وجود آورده بودند و هيچ فردي را به
داخل خود راه نمي دادند. ادوارد رايت
در همين رابطه مي گويد: يك روز بارزس
مالياتي براي روشن شدن دستور كار
مالياتي اين شركت درخواست كرده بود تا
بيلان كاري به اداره ماليات فرستاده
شود. جالب آنكه مديران اين شركت هر
كدام مورد تاييد حسابرسان اين شركت
قرار نگرفت. حسابرسان مجبور شدند تا
خود در راس گروهي 14 نفره، حسابهاي
شركت را بررسي كنند و به اين نتيجه
رسيدند كه اطميناني به مديران اين
شركت نيست. |
|
|
|
|
|
فشارهاي
سياسي بر مديران |
|
|
شايد
آخرين عامل فروپاشي اين ابرشركت
امريكايي، فشارهاي سياسي يي بود كه بر
مديران وارد مي شد. بسياري از اهرم هاي
سياسي چون ديك چني (كه خود از سرمايه
داران اصلي شركت هاليبرتون است) ، بيل
كلينتون ( رييس جمهور اسبق ايالات
متحده) و ... در اين شركت سرمايه گذاري
كردند. در ماهها و حتي در سالهاي اول
آغاز كار اين شركت، سود اين افراد به
حسابشان ريخته مي شد. پس از مدتي با
توجه به جو مافيايي گونه يي كه در اين
شركت شكل گرفته بود، هر يك از اين چهره
هاي سياسي بر آن شدند تا مديري را به
انتخاب خود به اين شركت تحميل كنند. در
نهايت با تحميل و فشارهاي زيادي كه بر
عده يي از مديران وارد شد، آنها مجبور
شدند سكان هدايت را به دست افرادي
خارج از مجموعه ان رن بسپارند و در
نتيجه ان رن به معضلي ديگر نيز گرفتار
شد. |
|
|
در
نهايت از آنچه درمطبوعات غربي در مورد
اين شركت نوشته بود، مي توان به اين
نتيجه رسيد كه ان رن تنها به خاطر
نداشتن مديراني لايق به ورطه نابودي
كشيده شد. |
|
|
در
عصر ارتباطات و جايي كه ارتباط را
مهمترين فاكتور موفقيت در پيشبرد
اهداف تجاري، اقتصادي، سياسي و ... مي
دانند، مديران ان رن از برقراري
ارتباطي ساده با كارمندان و مشتريان
خود عاجز بودند. اگر چه پرداخت حقوق و
دستمزد خوب تا چند سالي توانست اين
افراد را در يك مجموعه نگه دارد اما در
نهايت آنها بخاطر نبود مديري لايق در
راس مجموعه، از دنياي اقتصاد
خداحافظي كردند. |
|
|
|
|
|
منبع:
روزنامه اعتماد |
|
|
|
|
|
صفحه
قبلي |
|
|
|
|